محمدرضا میری یکی از معترضان دی ۱۴۰۴ در مشهد بود که ۱۴ اردیبهشت امسال اعدام شد. حکم اعدام او همراه با دو معترض دیگر مهدی رسولی و ابراهیم دولتآبادینژاد به اجرا درآمد.
محمدامین بیگلری یکی از معترضان دی بود که ۱۶ فروردین ۱۴۰۵ اعدام شد. او تنها ۱۹ سال داشت. گفته شده است که محمد امین بیگلری دارای مدرک دیپلم بوده است. برخی گزارشها از او به عنوان دانشجوی کامپیوتر نام بردهاند. گفته شده است که او پیش از بازداشت در دو شغل مشغول به کار بوده است.
مهدی رسولی، ۲۵ ساله و از معترضان اعتراضات دی ۱۴۰۴ در مشهد، ۱۴ اردیبهشت امسال اعدام شد. در گزارشهای رسمی، تاریخ بازداشت او ذکر نشده است، اما اتهام منتسب به او به اعتراضات ۱۸ دی بازمیگردد.
مداحان در ساختار حقوقی جمهوری اسلامی جایگاه مشخصی ندارند. نام آنان در قانون اساسی، سلسلهمراتب اداری یا نهادهای رسمی تصمیمگیری دیده نمیشود. آنان وزیر، فرمانده، فقیه یا عضو یک شورای حکومتی نیستند؛ بااینحال، گروهی از مداحان طی چهار دهه گذشته به بازیگرانی مؤثر در سیاست ایران تبدیل شدهاند.
عامر رامش، زندانی سیاسی، صبح روز ۶ اردیبهشت اعدام شد. او متولد سال ۱۳۸۳ در شهرستان دشتیاری استان سیستان و بلوچستان بود و هنگام بازداشت ۲۰ سال داشت.
اگرچه جمهوری اسلامی نمیخواهد بعد از آمریکا، با اروپاییها در تنگه هرمز درگیر شود، اما ورود اروپاییها به قضیه این تنگه، میتواند تمام نقشههای جمهوری اسلامی را خراب کند. ترس جمهوری اسلامی این است که، حضور موقتی اروپاییهای برای مینروبی، به مأموریتی دائمی در این منطقه تبدیل شود.
جواد زمانی بامداد ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ اعدام شد. او از بازداشتشدگان اعتراضات دی ۱۴۰۴ در شاهرود بود و همراه با ابوالفضل ساعدی اعدام شد. با اجرای حکم این دو نفر، شمار اعدامشدگان مرتبط با اعتراضات دی ۱۴۰۴ که اطلاعات آنها منتشر شده است، به ۲۰ نفر رسید.
در نخستین روز اردیبهشت سال ۱۴۰۵ ماهی که معمولا با شکوه بهار و زیبایی طبیعت شناخته میشود، اما امسال در ایران در سایه جنگ و آتشبسی لرزان سپری شد، امیرعلی میرجعفری اعدام شد.
مجتبی خامنهای در صد روز نخست رهبریاش نه حضوری و نه حتی با تصویر و صدا، بلکه با متن حکومت کرده است. پیامهای مکتوب او، اگرچه نمیتوانند غیبتش را جبران کنند، اما برای فهم زبان، نگرش و شیوه رهبری او اهمیت دارند.
وقتی به آرشیو نام و اطلاعات افرادی که توسط جمهوری اسلامی کشته شدهاند رجوع میکنی، انگار روزنامه نتایج کنکور را در دست گرفتهای. مثل همان روزنامه پر است از اسامی و حتی نامهای خانوادگی مشابه.
روایت رسمی میگوید مجلس خبرگان تشکیل شد و مجتبی خامنهای را با رأی قاطع انتخاب کرد. اما روایتهای منتشرشده بعد تصویر پیچیدهتری میسازند: جلسه زیر سایه جنگ، تهدید خارجی، مکان نامعلوم، فشار سپاه، غیبت یا تردید برخی اعضا، و البته بدون اینکه رقابتی جدی شکل بگیرد و گزینه مهم دیگری برای رهبری مطرح شود.
در حالی که شمار پروندههای سیاسی و امنیتی منتهی به صدور احکام سنگین، از جمله اعدام، رو به افزایش است، اطلاعات اندکی درباره نقش و عملکرد وکلای حاضر در این پروندهها در دسترس افکار عمومی قرار میگیرد.
در بخش نخست این پرونده، دیدیم که غیبت مجتبی خامنهای فقط یک مسئله پزشکی یا امنیتی نیست، بلکه نشانهای از ضعف ساختاری جمهوری اسلامی و فرصتی برای اپوزیسیون است تا روایت تازهای از بحران ولایت فقیه بسازد. در این بخش، به عقب برمیگردیم.
در اعتراضات خیابانی ۱۳۸۸، شعاری شنیده میشد که آن روز بیشتر شبیه نفرین سیاسی بود: «مجتبی بمیری، رهبری را نبینی.» شانزده سال بعد، تاریخ با طنزی تلخ به همان شعار بازگشته است. مجتبی خامنهای رهبری را دید؛ اما مردم هنوز او را در قامت رهبری ندیدهاند.
کتابی تحت عنوان «اسرار سقوط رژیم بشار اسد و دیدگاه احمد الشرع» به قلم «منیر ربیع» روزنامهنگار لبنانی در قاهره منتشر شده است، که مهمترین وقایع روزهای قبل از سقوط رژیم سوریه را از زبان احمد الشرع حاکم جدید دمشق و یاران وی، روایت میکند.
حمله پهپادی حزبالله لبنان به شمال اسرائیل، که در سه مقطع زمانی جداگانه انجام شد، میتواند اقدامی عمدی تلقی شود، که در آستانه امضای یادداشت تفاهم آمریکا با جمهوری اسلامی، در بردارنده دلالتهای متعددی باشد.
کوروش کیوانی، شهروند ایرانی-سوئدی که یکی از نزدیکانش گفته است «حتی حکم اعدام نداشت» روز ۲۷ اسفند و در میانه جنگ و خاموشی دیجیتال اعدام شد. او در جریان جنگ ۱۲ روزه با اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» دستگیر شده بود. گزارشها حاکی است که پیکر او سوم فروردین، با تدابیر شدید امنیتی، به خاک سپرده شد.
اگرچه در گزارشهای رسمی جمهوری اسلامی محل اجرای حکم اعدام اعلام نشده است، سازمان حقوق بشر ایران گزارش داده است که او به همراه رامین زله، دیگر زندانی سیاسی، در زندان نقده در استان آذربایجان غربی اعدام شده است.
مهدی قاسمی، از معترضان بازداشتشده دی، بامداد پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۴ در قم اعدام شد. او به همراه دو تن دیگر از معترضان شهر قم، به نامهای صالح محمدی و سعید داوودی، اعدام شدند.
وحید بنیعامریان، زندانی سیاسی روز ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ اعدام شد. اگرچه در گزارشهای رسمی، محل اجرای حکم مشخص نیست، سازمان حقوق بشر ایران اعلام کرده است که حکم اعدام در زندان قزلحصار کرج بدون اطلاع قبلی به خانواده یا وکیل و «بهصورت مخفیانه» اجرا شده است.
امیرحسین حاتمی، معترض ۱۸ سالهای که در ارتباط با پرونده آتشسوزی یک پایگاه بسیج در شرق تهران بازداشت شده بود، فروردین امسال اعدام شد.
اعلام توقف حملات از سوی جمهوری اسلامی و اسرائیل، دور تازه رویارویی مستقیم دو طرف را دستکم در مقطع کنونی متوقف کرده است. این تحول احتمال بازگشت به آتشبس را افزایش میدهد، اما نبود تعریف مشترک از محدوده آتشبس نشان میدهد که آرامش کنونی همچنان شکننده است.
ساسان آزادوار جونقانی، ۲۱ ساله، از معترضان دیماه اصفهان، سحرگاه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ اعدام شد. او در معرفی خود در صفحه اینستاگرامش، خود را «بختیاری» معرفی کرده بود.
فتحالله آوری هجدهمین معترض اعدامشده اعتراضات دی است. خبر اعدام او روز ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ از سوی رسانههای جمهوری اسلامی منتشر شد، اما در این گزارشها به زمان و محل اجرای حکم اشارهای نشده است.
الیاس زینالدینی، حدود ۴۴ ساله، پس از حدود ۱۱ سال تحمل زندان، سحرگاه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ اعدام شد. اما خبر اعدام او در رسانههای رسمی داخلی منتشر نشده است و این میتواند به عنوان یکی از مصادیق انتشار محدود یا گزینشی اخبار اعدامها از سوی کانالهای رسمی جمهوری اسلامی در نظر گرفته شود.
رامین زله، زندانی سیاسی کُرد ایرانی اهل نقده، در ۳۱ اردیبهشت اعدام شد. از او تنها چند تصویر در دسترس است که در آنها جوانی در دهه ۲۰ زندگی به نظر میرسد، اما تاریخ ثبت این تصاویر و سن دقیق او مشخص نیست و گزارشهای رسمی جمهوری اسلامی نیز اطلاعاتی در اینباره ارائه نکردهاند.
تا زمانی که اعترافات اجباری، دادرسیهای غیرشفاف، اتهامات کشدار امنیتی و احکام مرگ در کنار هم قرار دارند، هر پرونده تازه میتواند به هشداری برای همه جامعه تبدیل شود. عدالت، بدون شفافیت و حق دفاع، فقط نامی بر کاغذ است.
تصرف قلعه تاریخی و راهبردی بوفور (یا بوفورت که نام عربی آن «شقیف» است) توسط ارتش اسرائیل در جنوب لبنان میتواند برخی معادلات نظامی و سیاسی این کشور را تغییر دهد و یک شکست تاریخی برای حزبالله و جمهوری اسلامی ثبت کند.
سازنده فیلم «تهران کنارت» با استفاده از کلاه برای بازیگر زن در بخشهایی از فیلم و نزدیک شدن به حس و حال و حرفهای جوانان امروزی با هم، کوشیده فیلمی بسازد که سر و ریختش شباهتی به سینمای مطلوب این سیستم ندارد.
نامش، غلامرضا خانی شکرآب بود. اگرچه در گزارشهای رسمی اطلاعاتی درباره سن او منتشر نشده، اما بر اساس یکی از پستهایش در اینستاگرام، هنگام اعدام باید ۳۳ یا ۳۴ ساله بوده باشد؛ او روز ۵ خرداد ۱۴۰۵ به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» اعدام شد.
نامش مجتبی کیان بود. بنابر اطلاعات تاییدنشدهای که خبرگزاری قوه قضاییه جمهوری اسلامی و صداوسیما منتشر کردهاند، نام پدرش محمدقلی بود و در اطراف کرج زندگی میکرد. او روز ۳ خرداد ۱۴۰۵ اعدام شد.
محمد عباسی، ۵۵ ساله، از بازداشتشدگان اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴ بود، اعتراضاتی که بنا بر گزارش نهادهای حقوق بشری، هزاران کشته و بازداشتی بر جای گذاشت. همزمان فعالان حقوق بشر نسبت به صدور احکام سنگین، روندهای قضایی شتابزده، و اجرای پیدرپی احکام اعدام هشدار دادهاند.
عباس اکبری فیضآبادی، از معترضان بازداشتشده در شهرستان نائین در جریان اعتراضات دی ۱۴۰۴، روز ۴ خرداد ۱۴۰۵ اعدام شد.
جمهوری اسلامی و کارورزان مثلاً فرهنگی آن، با دامن زدن به دوگانه هنرمند «با و بیمجوز» یا «ایرانمانده و خارجنشین»، تا کِی و کجا قصد دارند در مسیر فریب احساسات عمومی بکوشند؟
ناصر بکرزاده، ۲۶ ساله، که خود را «فرزند ملامنصور و دارای دو خواهر کوچکتر» معرفی کرده، پیش از اجرای حکم اعدامش در نامهای از زندان ارومیه نوشت: «اعدام مرا کشت، متلاشی کرد و هر لحظه مردن خودم را میبینم و خانوادهام را هم از پای درآورده است.»
بارگذاری بیشتر