در نخستین روز اردیبهشت سال ۱۴۰۵ ماهی که معمولا با شکوه بهار و زیبایی طبیعت شناخته میشود، اما امسال در ایران در سایه جنگ و آتشبسی لرزان سپری شد، امیرعلی میرجعفری اعدام شد.
او از بازداشتشدگان اعتراضات دی ۱۴۰۴ بود که به اتهام آتش زدن مسجد جامع قلهک تهران محاکمه شده بود. بر اساس گزارشها، او هشتمین بازداشتی این اعتراضات بود که با اجرای حکم اعدام جان خود را از دست داد.
سازمان حقوق بشر ایران گزارش داده است که بنا بر اطلاعات دریافتی این نهاد، حکم اعدام امیرعلی میرجعفری در زندان قزلحصار کرج به اجرا درآمده است.
شیما بابایی، از فعالان مدنی و فرزند یکی از ناپدیدشدگان قهری جمهوری اسلامی، در شبکه اجتماعی «ایکس» درباره این اعدام نوشت: «از ساختمانتان برای تیراندازی به مردم استفاده کردید و حالا به بهانه خسارت به آن، یک انسان را اعدام میکنید. مرز بین عبادتگاه و کشتارگاه را شما با خون معترضان از بین بردید.»
در گزارش رسمی قوه قضائیه که پس از اعدام امیرعلی میرجعفری منتشر شد، اطلاعات چندانی درباره خود او وجود ندارد. مشخص نیست چند ساله بوده، چه تحصیلات یا شغلی داشته، چه زمانی بازداشت شده و ماههای بازداشت را چگونه گذرانده است.
تنها روایتی که تاکنون درباره زندگی شخصی او منتشر شده است، نوشته یک کاربر ناشناس در شبکه اجتماعی ایکس است. این کاربر نوشته است که امیرعلی میرجعفری ۲۴ ساله، تکنسین کامپیوتر و تنها نانآور مادر و خواهرش بوده و در ۱۹ دی، به گفته او برای «مطالبه حقوق انسانیاش»، به خیابان رفته و بازداشت شده است. او همچنین اتهامات مطرحشده علیه امیرعلی میرجعفری را «واهی» توصیف کرده است.
با این حال، این اطلاعات از سوی هیچ شخص یا نهاد مستقلی تایید نشده و امکان راستیآزمایی آنها وجود ندارد. آنچه اما با اطمینان میتوان گفت این است که تا زمان اعلام خبر اعدام امیرعلی میرجعفری، هیچ گزارش عمومی درباره بازداشتش منتشر نشده بود و پس از آن نیز اطلاعات قابل توجه دیگری درباره زندگی و سرگذشتش در دسترس قرار نگرفت.
در نتیجه، تنها تصویر موثق از امیرعلی میرجعفری همان تصاویری است که جمهوری اسلامی از او در دادگاه منتشر کرده است؛ تصاویری که دستکم یک واقعیت را نمیتوان در آنها نادیده گرفت: امیرعلی میرجعفری جوان بود.
گزارشهای رسمی چه میگویند؟
اخبار رسمی مربوط به اعدام امیرعلی میرجعفری که در رسانههای داخلی ایران منتشر شدهاند، همگی روایت قوه قضاییه را بدون افزودن اطلاعاتی مستقل یا متفاوت بازنشر کردهاند. گزارش قوه قضاییه نیز بر پایه آنچه «اعترافات» امیرعلی میرجعفری خوانده شده، تنظیم شده است.
در این گزارش ادعا شده که امیرعلی میرجعفری «به صورت مکتوب به حمله به ماموران اذعان کرده است». با این حال، جزئیاتی درباره شرایط اخذ این اظهارات، دسترسی او به وکیل در زمان بازجویی یا نحوه ثبت این اعترافات منتشر نشده است.
فعالان و نهادهای حقوق بشری، سالهاست نسبت به استفاده از اعترافات اجباری در پروندههای امنیتی اعتراض میکنند و میگویند، براساس شواهد موجود در پروندههای مشابه، چنین اعترافاتی تحت فشار، شکنجه یا تهدید علیه متهم و اعضای خانواده او اخذ میشوند.
اتهام محوری مطرحشده علیه او، «به آتش کشیدن مسجد جامع قلهک» عنوان شده است. همزمان، در گزارشهای رسمی از او به عنوان یکی از «لیدرهای شبکه همکار موساد» نیز یاد شده است.
خبرگزاری میزان به نقل از آنچه اعترافات امیرعلی میرجعفری خوانده، نوشته است: «در تاریخ هجدهم دی ماه به همراه دوستانم در اغتشاشات شرکت کردیم، به باجههای تلفن، شیشههای اتوبوس پرتابههایی زدیم، در میرداماد با بطریهایی که در آن بنزین ریخته بودیم موتورسیکلت آتش زدیم. در روز جمعه نیز ساعت ۱۸ در خیابان دولت و کوچه مترو سطل زباله و موتور آتش زدیم.» خبرگزاری میزان همچنین مدعی شده است که او در زمان اعتراضات سلاح سردی، که در گزارش از آن با عنوان «نیمچه قمه» یاد شده، به همراه داشته است.
به نوشته میزان، «تخریب اتوبوس، آتش زدن موتورسیکلت ماموران فراجا، تخریب و آتش زدن مسجد جامع قلهک، سرکردگی تجمع شبکه موساد، حمل سلاح سرد در تجمع، آسیب رساندن به ماموران حافظ امنیت با سلاح سرد و مسدود کردن راهها با به آتش کشیدن سطل زباله» از جمله اقدامات منتسب به امیرعلی میرجعفری بوده است. در نهایت در این گزارش ادعا شده است که «امیرعلی جعفری در روز حادثه اقدام به آتش زدن مسجد کرده است.»
بر اساس روایت رسمی قوه قضاییه، امیرعلی میرجعفری به اتهام همکاری عملیاتی با اسرائیل، آمریکا و آنچه «گروههای متخاصم» خوانده شده، از طریق آتش زدن مسجد جامع قلهک و وسایل مورد استفاده عمومی و نیز حمله به ماموران، به اعدام محکوم شد.
تناقضها و پرسشهای بیپاسخ
با وجود انبوه اتهاماتی که در گزارش قوه قضاییه به امیرعلی میرجعفری نسبت داده شده، گزارش تلویزیونی منتشر شده از دادگاه او از سوی صدا و سیما، تصویر ناروشنی از اتهامات و دفاع او ارائه میکند.
در این گزارش، جملات امیرعلی میرجعفری بهصورت بریدهبریده پخش میشوند و در بسیاری از موارد مشخص نیست پاسخهای او به چه پرسشهایی داده شدهاند و جملات هم در بیشتر موارد نامفهوم هستند. در عین حال، روایت گزارشگر نیز پیوسته میان سخنان او قرار میگیرد و روایت موردنظر جمهوری اسلامی را ارایه میکند. در میان بخشهای منتشرشده، شاید تنها گفتوگوی نسبتا روشن این باشد:
«جلوی مسجد قلهک بودی یا نبودی؟»
«بله.»
حتی درباره همین پاسخ کوتاه نیز نمیتوان با اطمینان داوری کرد. از آنجا که تصاویر بهصورت تقطیعشده و تدوینشده پخش شدهاند، مشخص نیست «بله» امیرعلی میرجعفری دقیقا در پاسخ به همین پرسش بیان شده باشد یا در پاسخ به پرسشی دیگر.
همچنین در گزارش تلویزیونی، توضیحی از سوی وکیل پرونده دیده نمیشود. هرچند قوه قضاییه اعلام کرده است که متهم از وکیل برخوردار بوده، اما اطلاعاتی درباره هویت وکیل، نحوه انتخاب او و میزان استقلالش از نهادهای قضایی منتشر نشده است.
ابهامها به همینجا محدود نمیشوند. ویدیویی که از اعتراضات در مقابل مسجد جامع قلهک منتشر شده است، آتش گرفتن یک خودرو روبهروی مسجد را نشان میدهد و مشخص نیست که آیا ساختمان مسجد اساسا آسیب دیده است یا نه و در صورت آسیب، میزان آن چه بوده است.
صرفنظر از جزئیات اتهامات و روایتهای متناقض، آنچه باقی میماند این واقعیت است که جوانی با انبوهی از اتهامات اعدام شد، در حالی که همچنان پرسشهای زیادی درباره روند دادرسی، دسترسی او به وکیل، و شرایطی که اظهارات و اعترافات منتسب به او در آن ثبت شدهاند، بیپاسخ ماندهاند.
جوانی که شاید روزی به خواب ما بیاید و بپرسد: چرا نگفتی که او جوان افتاد؟