تصرف قلعه تاریخی و راهبردی بوفور (یا بوفورت که نام عربی آن «شقیف» است) توسط ارتش اسرائیل در جنوب لبنان میتواند برخی معادلات نظامی و سیاسی این کشور را تغییر دهد و یک شکست تاریخی برای حزبالله و جمهوری اسلامی ثبت کند.
این قلعه از نظر تاریخی ۹۰۰ سال پیش توسط رومیها ساخته شد، و در تقویم اسلامی با نام صلاحالدین ایوبی، شخصیت محبوب مسلمانان، گره خورده است که در سال ۱۱۹۲ میلادی (۵۷۰ هجری خورشیدی)، در جریان جنگهای صلیبی، آن را از دست طرف مقابل خارج کرد و به قلمروی اسلامی اضافه کرد.
اما در تاریخ معاصر و در سال ۱۳۶۱ خورشیدی در دوره نخستوزیری مناخیم بگین، نیروهای ارتش اسرائیل موفق شدند، فلسطینیهای سنگر گرفته در قلعه بوفور به رهبری یاسر عرفات را شکست دهند و قلعه را - هرچند با متحمل شدن تلفاتی قابلتوجه، که بعدها بعنوان موضوعی گسترده در تحقیقات ارتش اسرائیل مطرح شد - تصرف کنند. تصرف قلعه بوفور در آن سال، به شکستهای پیاپی فلسطینیها و همپیمانان آنها در لبنان منجر شد، و سلسله این شکستها تا بیروت امتداد یافت.
در بیروت، ارتش اسرائیل با دستور آریل شارون، وزیر دفاع وقت این کشور، برای هفتهها، یاسر عرفات و اردوگاههای فلسطینیها در پایتخت لبنان را محاصره کرد که در نتیجه آن، رهبر فلسطینیها به همراه ۱۴ هزار جنگجوی خود و با وساطت بینالمللی، برای همیشه خاک لبنان را ترک کرد. هر چند که چند دهه بعد، فلسطینیهای نزدیک به حماس، با حمایت حزبالله، تلاش کردند، دوباره به لبنان برگردند و از آنجا حملاتی علیه اسرائیل انجام دهند. اما هرگز نتوانستند خطری را که یاسر عرفات و سازمان تحت امرش برای اسرائیل در لبنان، ایجاد کرده بود، زنده کنند.
تصرف مجدد قلعه بوفور توسط ارتش اسرائیل، یادآور مسیری است که آریل شارون بعد از تصرف این قلعه در سال ۱۳۶۱، تا بیروت ادامه داد و در نهایت تکلیف نهائی وجود یاسر عرفات و سازمان آن را در لبنان مشخص کرد. اکنون این پرسش مطرح میشود، که آیا تصرف مجدد قلعه بوفور، به پاکسازی کامل نیروهای حزبالله و پسماندههای جمهوری اسلامی در لبنان منتهی میشود؟
در این زمینه، صداهای نیروهای رادیکال داخل اسرائیل برای تعقیب پسماندههای حزبالله و رقم زدن سرنوشت مشابهی با یاسر عرفات و گروه او برای آنها، بلند است. در این راستا، افرادی مانند ایتامار بن گویر خواهان «با خاک یکسان کردن ضاحیه بیروت» هستند. اگرچه سیاست دولت نتانیاهو، اندک تفاوتی با خواستههای حداکثری بنگویر دارد، اما در همین مسیر پیش میرود، و به جز خلع سلاح کامل حزبالله، به چیز دیگری راضی نمیشود.
در آن سو، جمهوری اسلامی بارها، به گروه تروریستی حزبالله قول داده است که از طریق مذاکرات هستهای با ایالات متحده آمریکا، آتشبس در لبنان را بر دولت اسرائیل تحمیل خواهد کرد. اما دولت اسرائیل با تصرف قلعه بوفور، نه فقط به این خواسته جمهوری اسلامی وقعی نمینهد، بلکه مسیر خود را برای مرگ یا خلع سلاح کامل حزبالله روانتر کرده است.
مهمتر از آن، و در شرایطی که حزبالله روز به روز به شکستهای خود میافزاید، دولت لبنان بر ادامه مذاکرات مستقیم خود با اسرائیل پافشاری میکند و آن را «کمهزینهترین راه برای لبنان» میداند. این بدان معناست که سیاست راهبردی جمهوری اسلامی در لبنان در دو محور عملیات نظامی و فرآیند سیاسی شکست خورده است، و اگر رهبران رژیم ایران، این سیاست را تغییر ندهند، شکستهای آنها در آیندهای نه چندان دور، رو به فزونی خواهد گذاشت.
افزون بر این، تا اینجا حزبالله متحمل تلفات سنگینی شده است و برخلاف گروه فلسطینی یاسر عرفات که تا آخرین فرد در قلعه بوفور ماندند و کشته شدند، اما با ایستادگی ۶۰ ساعته، تلفات سنگینی را روی دست نیروهای مهاجم گذاشتند (در جریان تصرف قلعه بوفور در سال ۱۳۶۱ توسط ارتش اسرائیل، هفت کشته و ۱۷ زخمی به جا ماند، که بعدها موضوع تحقیق مهمی در ارتش اسرائیل شد) تصاویر تازه منعکس شده از تصرف اخیر قلعه بوفور، نشان میدهد که بخشهای بزرگی از قلعه سالم مانده و کاملا تخریب نشده است.
این بدان معنا است، که نیروهای حزبالله از قلعه فرار کردند و ارتش اسرائیل بدون هیچ تلفاتی، قلعه را تصرف کرده است. فرار نیروهای حزبالله از قلعه بوفور، برخلاف شعارهایی است که «محور پوشالی مقاومت» تلاش کرده بود، در سالهای گذشته به خورد هواداران خود بدهد، و زاویه دیگری از گسیختگی و فروپاشی این گروه تروریستی وابسته به جمهوری اسلامی را نشان میدهد.
از سویی دیگر، برای سالها بعد از به قدرت رسیدن خمینی در ایران، آخوندهای حاکم در هر قضیه کوچک و بزرگی، خود را امتداد امپراطوری اسلامی میدانستند، که با زیر پا گذاشتن متوالی بدیهیترین حقوق ملت ایران، وعده دفاع از «حریم اسلامی»، «امت اسلامی» و «مستضعفان امت» میدادند.
اما امروز در امتداد آن چه که «محور مقاومت» در منطقه مینامند، که در تاریخ آینده منطقه، چیزی جز طرح فتنه «عمامهداران» برای به جان هم انداختن مسلمانان، اسم دیگری از آن نخواهند برد، قلعه تاریخی شقیف یا بوفور، از دست «اسلام» خارج شد و این شکستی است که جمهوری اسلامی و حزبالله، نه به لبنان، بلکه به کل جهان اسلام تقدیم کردند.
به ویژه که در خاطره و حافظه جهان اسلام، این قلعه با نام صلاحالدین ایوبی گره خورده که آن را «آزاد» کرد و اکنون جمهوری اسلامی و محور مقاومت ادعائی آن، این قلعه را از دست میدهد.
* نظرات و دیدگاههای مطرح شده در این مقاله الزاما بازتابدهنده موضع صدای آمریکا نیست.