لینکهای قابل دسترسی

پنجشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۶ ایران ۰۰:۲۱

تورج دریایی*، پژوهشگر تاریخ در کالیفرنیا، در مقاله ای که بر وب سایت گاردین منتشر شده ایران را باغی محصور در میان دیوارها توصیف می کند. او در این مقاله نگاهی دریغناک به «بهشتی» دارد که اکنون بسیاری از ساکنانش آرزوی فرار از آن را دارند.

او می نویسد: سابقه وجود باغ و بستان در سرزمین ایران به شش قرن پیش از میلاد مسیح می رسد. به زمانی که هرودت، تاریخ نگار یونانی، از علاقه شاهان پارسی به باغ سخن گفته است، و از این که در باغ های آنان همه گونه گل و گیاه یافت می شد و با آب روان، که گرامی ترین ماده نزد ساکنان فلات ایران بود، آبیاری می شد. نهرهای آب در باغ در یک نقطه به هم برمی خوردند به طوری که باغ به چهار قطعه سرسبز تقسیم می شد. که این، به قول دیوید استروناخ، باستان شناس و ایران شناس معروف، حکایت از نخستین «چهارباغ» در تاریخ جهان دارد. این الگوی «چهارباغ» بعدها در اقصا نقاط جهان، مانند اگرا در هند و اندلس در اسپانیا مورد تقلید قرار گرفت.

پارسیان این باغ ها را که بر گردشان دیواری کشیده بود، پاراداییدا می نامیدند. یونانیان این واژه را گرفتند و به صورت پارادیسوس وارد زبان خود کردند. تا زمانی که کتاب مقدس به زبان یونانی ترجمه شد این کلمه به معنای«مکانی بهشتی»، یا پارادیس، بود برای آنان که از فرمان خدا اطاعت می کردند. در ایران از این «مکان های بهشتی» (پردیس یا فردوس) بسیار بود و پارسیان باستان نه فقط این مکان ها را گرامی می داشتند، بلکه این مفهوم بخشی از ایدئولوژی امپراتوری و جهان گشایی آنان بود. بروس لینگن، پژوهشگر نامدار تاریخ ادیان، معتقد است که مراد شاهان هخامنشی از تصرف جهان، ساختن بهشت بر روی زمین بود.

به نوشته نویسنده کتاب «ایران ساسانی»، ایران تا اواخر دوران باستان، به گونه باغی تصور می شد که مردمان نیک در آن می زیستند. سرزمین نیک و مردمان نیک، که تمدن از آن برمی آید، در ایران فراوان بود. ایرانیان دوران ساسانی دیواری بر گرد ایران کشیدند تا سرزمین خود را از دست اندازی بیگانگانی که گاه آنان را به صورت دیو و شر ترسیم کرده اند، درامان بدارند. باروهای عظیم در شمال ایران، ایرانیان را از تاراج اقوام صحرانورد، از هون ها تا ترک نژادان، مصون می داشت و در جنوب از دسترس عرب های بدوی و بیابانی دور می داشت. دریاها نیز بقیه کشور را از شر بیگانگان حفظ می کرد و این گونه از سرزمینی که تجسم باغی بزرگ بود، دفاع می شد.

در شاهنامه، خسرو اول انوشیروان، یکی از بزرگ ترین شاهان ایران، از ایران به گونه باغی محصور درمیان باروها یاد می کند که اگر این باروها یا دیوارها فروریزند این باغ با بیابان یک سان خواهد شد.

آقای دریایی می نویسد همه فرمان روایان ایران باید شاهنامه بخوانند- همچنان که تا یک قرن پیش چنین بود- و سخنان خسرو انوشیروان را آویزه گوش کنند. اما، دیوارها ویران شدند و عرب ها، ترک ها، مغول ها و دیگران وارد باغ شدند. اما باز باغ ایران باقی ماند و همه فاتحانی که در آغاز در ویران کردنش دست داشتند خود به ساختنش کوشیدند. حتی باروها نیز گِردش برآمدند و این سنت تا بعد از دوران میانه نیز تداوم داشت.

ایران یا پارس، همچنان سرزمین زیبای باغ وشعر و عرفان باقی ماند. چهارباغ های اصفهان شهر را به دل انگیز ترین شهر جهان تبدیل کرد. گویند حافظ نتوانست از شیراز، شهر محبوب و پر باغ وبستانش، دل برکند و از آن بیرون رود. جامی، عارف شاعر می گوید هر جوان بختی که از این درختان پرشکوفه و سایه سارها و میوه ها نصیب می یابد، باید حکم حق را به جا آورد. چنین بود که باغ ایران به زندگی ادامه داد و ایرانیان در این باغ زندگی کردند، و جز به حکم ضرورت، آن را ترک نگفتند.

زمانی بود که مردم در این باغ می ماندند. جوانان، از زن ومرد، به خارج می رفتند، اما به خانه باز می گشتند و باغشان را آباد می کردند. برخی از ما اکنون این باغ را رها کرده ایم. برای بسیاری از ایرانیان باروهایی که زمانی باغ شان را از دستبرد بیگانه مصون می داشت، اکنون به دیوارهای زندان می ماند. بسیاری از آنان می روند و در خارج وطن می کنند و موفق و مشهور و ثروتمند می شوند. اما باز برای باغی که پشت سر رها کرده اند، دلتنگ می شوند.

استاد دانشگاه در کالیفرنیا می نویسد: من هم مانند بسیاری از کسانی که از ایران دورند، برای این باغ آرزوی آبادی دارم. ما امیدواریم بار دیگر به این باغ بازگردیم و گیاهانش را ابیاری و پرستاری کنیم. اما من اکنون از این باغ بسیار دورم. در عوض، به یاد ایرانی که زمانی باغم بود، در خانه ام، باغچه ای ساخته ام.

* تورج دریایی استاد دانشگاه در رشته تاریخ ایران و جوامع پارسی زبان در دانشگاه کالیفرنیاست. مهم ترین آثار او که به فارسی منتشر شده اند، کتاب های «ایران ساسانی»، «شهرستان های ایران شهر» و «غروب یک امپراتوری» است.

XS
SM
MD
LG