تصویری از سنتریفیوژهای غنی سازی اورانیوم در ایران.

پال پیلار، افسر پیشین سی آی ای و پژوهشگر ارشد مرکز مطالعات امنیتی در دانشگاه جرج تاون، در یادداشتی در نشریه «نشنال اینترست» نوشته است اکنون که دولت جدید در واشنگتن برای بازگشت ایالات متحده به برجام آماده می شود ماشین اپوزیسیون دوباره به کار افتاده است.

پیلار می گوید چند سال پیش وقتی مذاکرات بر سر برجام در جریان بود، مخالفت ها چنان شدید شد که در مقطعی بعضی سناتورهای آمریکایی خطاب به رهبران ایران نامه ای نوشتند تا مذاکره کنندگان آمریکایی را تضعیف کنند.

امروز بسیاری از همان افراد بسیاری از همان استدلال ها را دوباره مطرح می کنند.

سیاست ترامپ در اعمال «فشار حداکثری» بر ایران یک شکست حداکثری بود. ایران پس از یک سال تحمل فشارها با اقدام های متقابل خود به ایالات متحده پاسخ داد و به تدریج از محدودیت هایی که در برجام بر غنی سازی اورانیوم تعیین شده پا فراتر گذاشت. در نتیجه اکنون ذخیره اورانیوم غنی شده ایران در مقایسه با زمان عمل به برجام دوازده برابر شده و غنی سازی با درصد بالاتر را شروع کرده است. برنامه هسته ای ایران نسبت به زمان عمل آمریکا به برجام بزرگتر شده و زمان گریز تهران کوتاه تر شده است.

فشار حداکثری در کاستن از فعالیت های منطقه ای ایران هم شکست خورد و فعالیت های ناخواسته منطقه ای تهران افزایش یافت. در پی سیاست آمریکا برای نابودی تجارت نفتی ایران شاهد حملات موشکی و پهپادی به تاسیسات نفتی عربستان سعودی بودیم.

برای بسیاری از مخالفان برجام هدف یک «توافق بهتر» نیست، بلکه آن ها هیچ توافقی با ایران نمی خواهند. هدف آن ها این است که هیچ کس با ایران هیچ رابطه تجاری، دیپلماتیک یا بازرگانی نداشته باشد.

برای به ویژه دولت جناح راست در اسرائیل هدف اصلی ممکن است نه تغییر رژیم که تبدیل ایران به کشوری منفور، تحریم شده و منزوی است که بتوان آن را مقصر هر مشکلی در منطقه معرفی کرد. هدف دولت بنجامین نتانیاهو تضعیف یک رقیب منطقه ای است.

تازه ترین رویکرد «بنیاد دفاع از دموکراسی ها» به این موضوع را در نوشته بهنام بن طالب لو و آندره آ استیکر می بینیم که تکرار همان نکات شش یا هفت سال پیش است.

نویسندگان آن مقاله هیچ اشاره ای به بندهای برجام که هرگز منقضی نمی شوند، نمی کنند: ممنوعیت بر ساخت یا تملک جنگ افزار هسته ای که بر مبنای «پیمان منع گسترش و تکثیر جنگ افزار هسته ای» دائمی است. شاید یکی از مهم ترین بندهای برجام، بازرسی های کم سابقه و شدید آژانس بین المللی انرژی اتمی باشد.

تحریم خرید و فروش تسلیحات متعارف امتیازی بود که ایران با بی میلی داد و جایی در یک توافق هسته ای ندارد.

اساسی ترین اشتباه «بنیاد دفاع از دموکراسی ها» در بحث بندهای غروب برجام مانند دیگر انتقادها از توافق هسته ای این است که هرگز جایگزین برجام را در نظر نمی گیرند.

جایگزین برجام یک «توافق بهتر» نیست؛ جایگزین آن نبود یک توافق است؛ یعنی همان وضعیتی که پیش از رسیدن به توافق اولیه هسته ای با ایران در سال ۲۰۱۳ شاهد بودیم.

در چنین وضعیتی به جای محدودیت هایی که پس از ده یا پانزده سال منقضی می شوند، به کل محدودیتی در کار نخواهد بود.

مذاکره بر سر برجام طولانی و دشوار بود. در دولت جرج بوش هم افزایش تحریم ها موجب تغییر موضع ایران نشد، تا این که ایالات متحده از درخواست برچیدن غنی سازی اورانیوم دست کشید.

مخالفان اگر در بیان اهدافشان صادق باشند ممکن است در بحث بر سر سیاست آمریکا در قبال ایران نقشی موثر ایفا کنند. اگر هدف تغییر رژیم است، می توان در این باره بحث کرد که آیا چنین رویکردی مفیدتر از سوابق ناخوشایند آمریکا در تغییر رژیم در خاورمیانه خواهد بود و آیا این باور اشتباه که رژیم ایران در آستانه سقوط است، بیش از هر زمان دیگری در گذشته حقیقت دارد یا نه.

اگر هدف مواجهه بی پایان با ایران - با همه خطرات تشدید مناقشه - است، می توان این را به بحث گذاشت که چنین مواجهه ای چه دستاوردی برای منع گسترش تسلیحات هسته ای، صلح و ثبات در خاورمیانه و به طور کل منافع ایالات متحده خواهد داشت.

 

* برگردان فارسی این گزارش تنها به منظور آگاهی رسانی منتشر شده و نظرات بیان شده در آن الزاماً بازتاب دیدگاه صدای آمریکا نیست.

 

در همین مورد، یک دیدگاه دیگر را نیز بخوانید:

دیدگاه | یادداشت مشترک دو عضو بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها؛ نور تاباندن بر مشکل غروب در توافق هسته‌ای ایران