لینکهای قابل دسترسی

دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۶ ایران ۱۷:۱۰

دو روایت از کمک مردم بعد از توفان هاروی: شیرینی‌پزی ۲۴ ساعته و مبل فروشی که پناهگاه شد


مغازه ها و اتومبیل های سیل زده بعد از توفان هاروی - هیوستون، تگزاس

به دنبال توفان ویرانگر «هاروی» در شهر هیوستون تگزاس و مناطق اطراف، خیلی ها نشان دادند که در آمریکا هنوز انسانیت و مروت در بین مردم وجود دارد. در اینجا به دور مورد اشاره می کنیم که با وجود این که خودشان تحت تاثیر این بلای آسمانی قرار گرفتند، ولی در اوج این همه هرج و مرج، به فکر همشهریان و هموطنانشان از هر نژاد و ملیت و رنگ و مذهب بودند.

نانوایی/قنادی ۲۴ ساعته

چهار نانوای مکزیکی که در نتیجه سیل بعد از توفان هاروی در نانوائی شان برای دو روز گیر افتاده بودند، برای این که وقتشان را پر کرده و ذهنشان را از دلهره و نگرانی برای فامیل و بستگان خود دور نگه دارند، تصمیم گرفتند که برای قربانیان سیل، صد ها قرص نان بپزند.

چهار مرد از نانوائی و قنادی «ال بولیو» در شهر هیوستون تگزاس که در پختن نان و شیرینی های مکزیکی تخصص دارند، دو روز تمام، شب و روز، برای پختن یک نوع نان شیرین مکزیکی از حدود ۲ هزار کیلوگرم آرد استفاده کردند.

قنادی آنها در طول طوفان و سیل صدمه ندید، و هنوز برق داشت. به خاطر همین، آنها قادر به ادامه کار بودند، ولی به خاطر ارتفاع آب سیل در خیابان، نمی توانستند به خانه هایشان بروند.

هزاران نفر نسبت به کاری که این نانواها تشکر کردند و از آنها به خاطر عاطفه و «قلب بزرگشان» و کاری که کردند ستایش کرده و آنها را «قهرمان» نامیدند.

فروشگاه اسباب و اثاث منزل

یک مبلمان فروشی مستقر در شهر هیوستون تگزاس، دو فروشگاهش در دو منطقه مختلف شهر را به پناهگاه تبدیل کرد و به صدها مردم که در اثر توفان هاوری، بی خانمان ماندند، پناه داده است.

وقتی سیل بعد از توفان مردم را از خانه هایشان فراری داد، جیم مکینگویل صاحب فروشگاه ویدیویی را آنلاین پست کرد که در آن به همشهریان هیوستونی اش گفت که برای آنها جا و غذا تأمین می کند.

او در این ویدیو گفت: «ما کلی تخت خواب داریم. ما کلی غذا داریم. کلی آب داریم. حتی می توانید حیوانات خانگی تان را با خود بیاورید.»

بیش از ۳۰۰ نفر در هر یک از فروشگاه های او حاضر شدند و هر دو فروشگاه خیلی سریع پر شدند.

لورا مکینگویل - برائون، دختر آقای مکینگویل، چند عکس در شبکه های اجتماعی از مردمی که در فروشگاه پدرش پناه آورده بودند، پست کرد و در پیامی به پدرش نوشت: «بابا، تعجب نمی کنم که در فروشگاه هایت را به روی همشهریانت باز کردی، می دانم که حاضری آخرین نفست را برای دیگران بدهی، ولی هنوز از خود گذشتگی تو، من را به حیرت می آورد.»

https://gdb.voanews.com/DB8B35EC-8161-4D0C-8176-61890B65E8A4.gif

XS
SM
MD
LG