لینکهای قابل دسترسی

پنجشنبه ۱ تیر ۱۳۹۶ ایران ۲۱:۳۰

و این بار نوبت مازیار بهاری است – روز یکصد و چهل و سوم


نمی دانم چگونه می توان از یک ترفند مستعمل و چند صد بار مصرف شده، باز هم استفاده کرد و انتظار داشت که این ترفند کارگر افتد؟

قضیه اعترافات در جمهوری اسلامی و به خصوص آنجا که مربوط به نویسندگان و روزنامه نگاران می شود چنان که می دانی داستان دیروز و امروز نیست. سال هاست ادامه داشته، گاه فروکش کرده و زمانی شدت گرفته، در آغاز به صورت کتبی بوده و بعداً پیشرفت کرده و به صورت شفاهی و تلویزیونی در آمده است.

شاید به یاد ماندنی ترین آن اعترافات، سخنان نویسنده و روزنامه نگار بزرگ ایرانی، زنده یاد سعید سیرجانی باشد، که در قالب نامه ای خطاب به بازجوی خود، یکی از درخشان ترین گزارش های روزنامه نگاری را از آنچه بر یک روزنامه نگار اسیر در جمهوری اسلامی می گذرد، به جهانیان عرضه کرد و آنچنان هشیارانه و زیرکانه نوشت که خود زندانبان، وسیله انتشار آن را در دنیا فراهم کرد. این گزارش، این نمونه بزرگ و کم مانند روزنامه نگاری در اسارت، بی شک باید ابعادی فراتر از مرزهای ایران و زبان فارسی بیابد و برای دانش پژوهان مدارس ژورنالیسم، به عنوان سندی از نبوغ یک ژورنالیست تدریس شود.

اما قضیه امروز، حکایت جلو دوربین آوردن یک خبرنگار دیگر است که ده سال است برای مجله نیوزویک گزارش تهیه می کند و سابقه و کارش مکان او را به عنوان یک ژورنالیست حرفه ای تثبیت می کند نه به عنوان کسی که مامور ایجاد اغتشاش باشد و صدها هزار ایرانی را وادار کرده باشد به خیابان ها بریزند و بگویند، رای من کو؟

مازیار بهاری را به گفته ادیتور او در مجله نیزویک، ابتدا در ساعات اولیه بامداد بیست و دوم ژوئن از بستر بیرون می کشند و به نقطه نامعلومی می برند و اجازه تماس او را نه با مجله نیوزویک و نه با خانواده اش می دهند تا پریروز یا دیروز که با یک سری اعترافات که در آن ظاهراً مسئولیت هر نوع ایجاد بلوا و آشوبی را پذیرفته، جلو دوربین تلویزیون می آورند. وقتی CNN با این و آن در مورد این «اعترافات!!» صحبت می کرد، کسی اهمیتی برای این به اصطلاح اعترافات قائل نبود، اما نگرانی برای سرنوشت روزنامه نگاری دیگر که به گمان بسیار روزنامه نگاران نه زندانی که گروگان گرفته شده است بود و به جا هم بود.

ژورنالیست ها در حقیقت در اجتماعات در به روی اطلاعات بسته ای که انگار از روی دست هم کپی برداری می کنند، مثل ایران و کره شمالی، باید با این حساب نه فقط نگران خود که نگران گروگان و گروگان هائی باشند که در این جوامع با اتهاماتی بی معنی مثل جاسوسی و یا تحریک و خرابکاری می تواند زندگیشان مورد تهدید جدی قرار گیرد.

اما آیا فی المثل، اعترافات مازیار بهاری که هیچکس نیز برای آن و در شرایطی که صورت گرفته بهائی قائل نیست می تواند سبب یک خودسانسوری میان ژورنالیست های دیگر گردد؟ مثلاً آیا نیوزویک در نگارش گزارش ها و تفسیرها در مورد ایران، از ترس جان مازیار کوتاه خواهد آمد؟

پاسخ را خدمت تو می گویم که نه. چون اگر قرار بود روزنامه نگاری و ژورنالیسم در دنیا بیدی باشد که از این بادها بلرزد، امروز حاکمان خودکامه در جهان اثری از اطلاع و اطلاع دهنده و شنونده اطلاع باقی نگذارده بودند.

و می بینی که چنین نشده و نخواهد شد.

XS
SM
MD
LG