دیدگاه| مریم تفکری، محسن امیریوسفی و دیگران در جشنواره لندن: صداهایی از ایران

پیام ویدئویی محسن امیریوسفی به جشنواره فیلم لندن که چهارشنبه ۲۲ مهر در نخستین نمایش فیلم تازه او «نفرین توقیف» برای حضار سالن کرزون سوهو پخش شد، بیش از هر چیز به این دلیل به چشم مخاطبان ایرانی آمد که این فیلمساز مستقل، نمایش افتتاحیه فیلمش را به «جان‌باختگان کشتار دی ماه» تقدیم کرد. به سیاق «یکی به نعل و یکی به میخ» هم حرف نزد. یعنی مثلاً تعداد کشته‌شدگان را طبق روایت حکومت جمهوری اسلامی، تعدیل نکرد و به صراحت گفت که «هزاران نفر از مردم کشورم در جریان تظاهرات اعتراضی در دو شب تلخ دی ۱۴۰۴، جان خود را از دست دادند». جوری نگفت که ظن نزدیک به پروپاگاندای نظام و ادعای «شلیک توسط بیگانگان و عناصر آمریکا و اسرائیل به مردم»، به قوت خود باقی بماند و به سیاق مطلوب حاکمیت، اشاره به جنگ و مظلوم‌ جلوه دادن حکومت را نیز به ستمدیدگی مردم ایران، پیوند نزد.

در همین جشنواره، یکی دیگر از فیلمسازان ایرانی حاضر، مریم تفکری بود: فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد دانشگاه آکسفورد که با فیلم قبلی خود «غزال سرخ»، جایزه بزرگ جارمن لندن را از آن خود کرد. پروژه تازه او با عنوان «شب‌نامه» درباره زنان مبارز در تاریخ معاصر ایران در کنار «غزال سرخ» در بخش «نمایش‌های ویژه» فستیوال به نمایش درآمد.

این فیلمساز جوان نیز در بازتاب صدای مردم ایران در اعتراض‌های منجر به سرکوب حکومتی، فعال بوده است. جایی از فیلم دیگرش «گلهای شب دریا» که در مارسی دیپلم ویژه هیأت داوران را گرفت، او از تجربه‌ای می‌گوید که برای ایرانیان مهاجر، با تلاشی که برای تصحیح تصویر ذهنی غربی‌ها از اخبار و اوضاع ایران نشان می‌دهند، بسیار ملموس است. تفکری در این فیلم با اشاره مستقیم به کشتار ۱۸ و ۱۹ دی، می‌گوید: «از مخاطبان و بینندگانم خواستم همان سطح از ظرافت، دقت و سواد سیاسی را برای خواندن و تحلیل ]اخبار[ ایران به کار بگیرند که برای کشور و محیط داخلی خودشان و اخبار آن، لازم می‌دانند».

به این ترتیب، دو فیلمساز از دو نسل متفاوت، گرایش‌های سینمایی کاملاً دور از یگدیگر، یکی مشهور به کار با طنز سیاه و دیگری معروف به کارهای تجربی و مقالات تصویری video essays))، هر دو کوشیدند صدای ایران و ایرانی را در این جشنواره، نمایندگی کنند.

فیلمی که داستانش درباره توقیف است

در کنار تقدیم فیلم به یاد و خاطره جان‌باختگان اعتراضات سراسری، حرف کلیدی دیگری هم در پیام امیریوسفی بود که وضعیت سینمای بدون مجوز ساخت و نمایش در ایران کنونی را بیان می‌کرد. از طرفی فیلمش در جشنواره مؤسسه فیلم بریتانیا در لندن به نمایش درمی‌آمد. از طرف دیگر خودش نمی‌توانست حضور داشته باشد. از طرفی غمگین بود چون با اطمینان می‌گفت که نمی‌تواند «به نمایش فیلم در کشور خود»، امیدوار باشد. از طرف دیگر خوشحال بود که شاهد نخستین نمایش جهانی «نفرین توقیف» در «جشنواره قدیمی لندن» است.

امیریوسفی در پیامش به صراحت نمی‌گفت که ممنوع‌الخروج است. اما با توجه به احضار مجدد او به دادسرای ارشاد تهران به محض اعلام خبر حضور فیلمش در این جشنواره، همین احتمال به عنوان دلیل عبارتی که در پیامش آمده یعنی «به دلایلی خارج از اراده‌ام، نتوانستم کنار تماشاگران باشم»، قطعی به نظر می‌رسد. او در تمام مدت این پیام، به تناسب موقعیتی که برای ایرانیان و احوال تلخ آنها از پس سوگ کشتار و سرکوب حکومت در دی ماه ترسیم می‌‌کند، صورتی جدی دارد و لحن و کلماتی فاقد طنز. اما فیلمش «نفرین توقیف» با بیانی نزدیک به گروتسک (کمدی‌های همنشین با مرگ و چگونه مردن)، نوعی کمدی سیاه است. چیزی که در کارنامه امیریوسفی از «خواب تلخ» و «آتشکار» تا «آشغال‌های دوست‌داشتنی»، سابقه‌ دارد.

فیلم تازه او در بخشی از فستیوال حاضر است که عنوان «خنده» را بر خود دارد. ذیل این عنوان در وبسایت و کاتالوگ رسمی جشنواره فیلم لندن، این تیتر فرعی آمده: «از کمدی-رمانتیک‌های پر شر و شور تا هجویه‌های تند و تیز». «نفرین توقیف» با موقعیتی آغاز می‌شود که طی آن خود فیلمساز بعد از سکته قلبی در دوران مشکلات توقیف یکی از فیلم‌هایش، با عزرائیل به عنوان مأمور ستاندن جان خود، مکالمه می‌کند. ایده اولیه امیریوسفی برای آن که نقش یکی از شخصیت‌های توی قاب عکس‌های فیلم «آشغال‌های دوست‌داشتنی» را بهروز وثوقی بازی کند، در این ترکیب خیال و واقعیت، باز سر از ذهن او بر می‌آورد. امیریوسفی در تیزر تبلیغاتی فیلم خطاب به بیننده توضیح می‌دهد که بعد از ملاقات با وثوقی، تصمیم گرفت از او مستندی بسازد. مستندی که حمیدرضا صدر منتقد سینمایی که آن زمان هنوز در قید حیات بود، در آن با امیریوسفی همکاری کرد.

اما شاید بخش دیگری از پیام امیریوسفی در فستیوال لندن بتواند معرفی فیلم او را تکمیل کند: «نفرین توقیف فقط داستان یک شخص یا داستان سینمای ایران زیر بار توقیف و سانسور نیست. این فیلم، داستان یک کشور و مردمی است که سال‌ها توقیف، سرکوب، فشارهای اجتماعی و رنج را تحمل کرده‌اند».

او در فیلم «نفرین توقیف»، به وقایع و اعتراض‌های دی ۱۴۰۴ نیز پرداخته است.

مستندی شبیه به ویدئو-پژوهش

فیلم «شب‌نامه» کار تازه مریم تفکری، فیلمساز مقیم بریتانیا در جشنواره لندن و در روز شنبه ۲۵ مهر، نخستین نمایش خود را در سئانس مشترکی با فیلم تحسین‌شده قبلی او «غزال سرخ» از سر گذراند. این فیلم در کلی‌ترین توصیف، به «بخش‌های روایت‌نشده‌ای از تاریخ مقاومت و مبارزه سیاسی زنان ایرانی» می‌پردازد. در توضیحی دقیق‌تر، هیون یین چو یکی از نویسندگان مؤسسه فیلم بریتانیا درباره این دو فیلم نوشته است: «این دو فیلم پژوهش‌محور، از پاره‌روایت‌هایی از دل آرشیو سال‌های پایانی دوران پهلوی و اوایل بعد از انقلاب ۵۷ استفاده می‌کنند».

در این فیلم‌ها، تفکری با ترکیبی از رویکرد خود به خاطرات شخصی و همزمان، تورق رخدادهای ملی در زمینه مبارزات زنان، می‌کوشد چیزی را آشکار کند که با یک عمر سرکوب و سانسور سیاسی و فرهنگی، پنهان مانده است. خانم هیون در تشریح این نکته که فیلم‌های تفکری، به سراغ بازآفرینی آن دوره تاریخی نمی‌روند، نوشته: «رهیافت شاعرانه تفکری به جای بازسازی گذشته، در سکوت‌های آن مکث می‌کند و فضایی فراهم می‌آورد تا تاریخ‌ جایگزین و رویاهای سیاسی فراموش‌شده، مجال بروز پیدا کنند».

مقصود از «تاریخ جایگزین» را می‌توان با نگاهی به برخی کارهای دیگر این فیلمساز تجربه‌گرا دریافت: او با دقت در برخی نتایج سانسور در آثار هنری ایران بعد از انقلاب اسلامی، به فرضیات ارجاع می‌دهد. یعنی می‌پرسد اگر فرض کنیم این یا آن سانسور رخ نمی‌داد، زندگی و جامعه ایرانی با هر پدیده چطور روبه رو می‌شد.

در یکی از فیلم‌های او به اسم «کیف ایرانی» که در فهرست «مقالات ویدئویی» برگزیده مجله سینمایی «سایت اند ساوند» در مجموع دو سال ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ قرار داشت، برش‌هایی از فیلم‌های ایرانی محصول سال‌های ۱۳۷۰ تا ۱۳۹۷ خورشیدی را می‌بینیم که چگونه در آنها کیف و بقچه در دست بازیگران زن و مرد، جایگزین لمس دستان یکیدیگر می‌شود. در انبوهی فیلم ایرانی، از فیلم‌های تجاری و قابل فراموشی تا شاخص‌ترین ساخته‌های فیلمسازان مهم سینمای پس از انقلاب مانند رخشان بنی‌اعتماد، می‌بینیم که چگونه در موقعیت‌هایی که پای مرگ و زندگی در میان است، زن و مرد همچنان به جای کمک یا نجات یکدیگر، گره روسری یا آستین لباس طرف مقابل را می‌گیرند!

مریم تفکری در بخشی از گفتار متن «کیف ایرانی» نحوه رویارویی ذهن ایرانی بعد از انقلاب ۵۷ با این نوع پرداخت را تشریح می‌کند: «تماشاگر ایرانی درمی‌یابد چیزی که دارد می‌بیند، تنها روش ممکن نمایش چیزی دیگری است که نمی‌توانند نشانش دهند». می‌توان حدس زد که فیلمسازی با این بینش، تاریخ مبارزات زنان در ایران معاصر را از چه دیدگاهی در فیلم اخیر خود «شب‌نامه»، روایت کرده است.

سه فیلمساز دیگر، راوی تاب‌آوری مردم کشورشان

حضور همدلانه این دو فیلمساز در تلاش برای بازتاب صدای مردم ایران، تنها مشارکت فیلمسازان مستقل ایرانی در هفتادمین دوره جشنواره سالانه لندن نیست. به غیر از آنها، دو فیلم «کمی نور» و «خانه دوست اینجاست» که هر دو به طور مخفیانه و بدون مجوز رسمی سازمان سینمایی و وزارت ارشاد، در ایران ساخته شده‌اند، به این فستیوال راه یافتند.

علی عسگری که به تازگی با فیلم «کمی نور» در بخش مسابقه اصلی جشنواره ونیز حضور داشت، در این فیلم که در جشنواره لندن نیز به نمایش در‌آمد، حال و وضع پزشکی را روایت می‌کند که بعد از یاری رساندن به آسیب‌دیدگان سرکوب اعتراض‌های مردمی، در وضعیت بغرنجی روزگار می‌گذراند. با تهدید و احضار نهادهای امنیتی دست و پنجه نرم می‌کند و نیز با ترومای باقی مانده از آن شب‌ها و روزها.

نقش این پزشک را در فیلم، میثاق زارع به عهده دارد. بازیگری که با سابقه‌ای حدوداً دو دهه‌ای در تئاتر و سینما، پیش از این نقش بازپرس قوه قضاییه را در فیلم کاندیدای اسکار محمد رسول‌اف «دانه انجیر معابد» نیز به عهده داشت. او در این سالها در سینمای رسمی و متقاضی مجوز دولتی، حاضر به نقش‌آفرینی نشده است.

همچنین فیلم «خانه دوست اینجاست» ساخته مریم عطایی و حسین کشاورز، از تلاش مردم و جوانان ایرانی برای تاب آوردن در شرایط امروز ایران می‌‌گوید. از دغدغه مهاجرت تا جمع شدن در مهمانی‌ها و محافل خصوصی با ترکیبی از نگرانی، ترس از دستگیری و همچنین خنده و رقص و موسیقی. در تیزر این فیلم می‌توان همان روش آشنای مقاومت و استقامت ایرانیان یعنی به‌کارگیری سلاح طنز را دید. آنها حتی با موقعیت خطیر خود و سایرین در این شرایط نیز شوخی می‌کنند؛ با وجود این که به تلخی و سختی آن واقف‌اند.

مریم عطایی در چند گفت‌وگوی مختلف، درباره نوع طاقت آوردن مردم ایران تحت شدیدترین فشارها می‌گوید که امیدوار است این مقاومت، «به تحمیل فشار بیشتر بر مردم» کشورش، منجر نشود. زیرا «گاهی اوقات این تصور به وجود می‌آید که چون مردم توان تحمل دارند، می‌توان هر میزان فشار را بر آنان تحمیل کرد».

برآیندی از ایران امروز

اگر کسی فارغ از پیگیری سینمایی، فقط برای به دست آوردن برآیندی از شرایط کنونی ایران به ساخته‌های فیلمسازان ایرانی حاضر در بخش‌های گوناگون جشنواره امسال مؤسسه فیلم بریتانیا در لندن نگاه کند، می‌تواند چشم‌اندازی همدلانه ببیند که در عین درک رنج و هزینه‌هایی که مردم تحمل می‌کنند، به ضرباهنگ زندگی در ایران و همچنین به میراث و روندی که در دهه‌های بعد از انقلاب ۵۷ طی کردند تا به امروز رسیدند، توجه کافی دارد.

سینمای مستقل، جدا از مجوزهای دولتی، همچنان به راه خود می‌رود تا در قالب‌های گوناگون مستند، داستانی، تجربی و تلفیق تمام اینها، با لحن‌هایی پرتنوع و در نوسان از کمدی تلخ تا تحقیقی که قلمش دوربین فیلمبرداری است، نگذارد روایت یکسویه سینمای رسمی جمهوری اسلامی، این دوران سخت زندگی ایرانی را به خود محدود سازد.