لینکهای قابل دسترسی

یکشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۶ ایران ۱۶:۲۵

نامه اوباما خوش بینی به نتیجه مذاکرات را افزایش می دهد


جان کری و محمدجواد ظریف در آغاز مذاکرات با یکدیگر دست می دهند. همراه با کاترین اشتون و یوسف بن علوی. مسقط، ۹نوامبر۲۰۱۴

نهله عاید، گزارشگر سی بی سی، ( شبکه خبری کانادا)*، در تحلیلی درباره نامه پرزیدنت اوباما به آیت الله خامنه ای می نویسد این نامه اگرچه در داخل آمریکا مورد انتقاد قرار گرفت، اما این مراسلات پشت پرده می تواند صحنه را برای تنش زدایی واقعی بیاراید.

تحلیل گر امور خاورمیانه که برای تهیه گزارش هایش از انتخابات ریاست جمهوری ایران درسال ۲۰۰۹ (۱۳۸۸) نامزد دریافت جایزه جمینی شده، می نویسد، کسانی که از افشای نامه پنهان باراک اوباما به رهبر جمهوری اسلامی درمورد مذاکرات جاری اتمی پریشان شده اند، شاید جرأت روبرو شدن با مرحله بعدی آن را ندارند.

او می نویسد، روزنه ای که به روی توافق میان ایران و قدرت های جهان باز شده، بزودی بسته می شود. مذاکرات هفته آینده، مهم ترین مرحله در روند تلاش برای متوقف کردن بلندپروازی های اتمی ایران است. اگر قرار است توافقی انجام شود، باید زود انجام شود.

ضرب الاجل برای رسیدن به توافق نهایی روز۲۴ نوامبر تعیین شده و اگرچه این مهلت می تواند کمی تمدید شود، اما دیگر فرصت چندانی باقی نمانده است. درماه ژانویه جمهوری خواهان مخالف با توافق با ایران کنترل سنا را به دست می گیرند که نه تنها هیچ میلی به مصالحه با دشمنی که به گمانشان غرب را بازی می دهد، ندارند، برعکس، می خواهندبر تحریم های قبلی- که تاکنون توانسته است اقتصاد ایران رابه ورطه رکود بکشاند- تحریم های جدیدتری بیفزایند.

اما به نظر می رسد که باراک اوباما می خواهد این توافق انجام گیرد. او معتقد است که برنامه اتمی ایران را می توان از طریق این مذاکرات محدود کرد و تحت نظارت دقیق درآورد و درعوض بار تحریم های بین المللی را از دوش ایران برداشت.

چنین توافقی به عنوان یادگار مهمی از سیاست خارجی دوران او رقم خواهد خورد.

بیش از عمر یک نسل طول کشیده تا آمریکا فرصتی برای برقراری صلح با ایران به دست آورد، که اگر از دست برود، شاید تا رسیدن به فرصت بعدی عمر نسلی دیگر لازم باشد.

و مصالحه یعنی این. یعنی نامه نوشتن به شخصیتی بحث انگیز چون آیت الله علی خامنه ای، و طرح پیشنهادهایی که می تواند بر لزوم مصلحت اندیشی حمل شود، و یا به گفته یک منتقد، از سر«ناپختگی نمایان» باشد.

استقبال در خاورمیانه

به گزارش وال استریت جورنال، که خبر این نامه را هفته گذشته منتشر کرد، اوباما از خامنه ای خواسته است از توافق ۲۴ نوامبر حمایت کند و آن را به امکان همکاری درجنگ با دشمن مشترک، یعنی داعش، مرتبط کرده است.

ایران به صورت ضمنی از سرعت به سر رسیدن مهلت سخن گفته است.

واشنگتن هنوز آنچه را که نامه نگاری خصوصی بین دو رهبر جهان توصیف کرده، نه تأیید و نه تکذیب کرده است. (هرچند مقام های ایران این هفته بر وجود چنین نامه نگاری صحه گذاشته اند.)

نهله عاید در ادامه این مقاله می نویسد، کسانی که می گویند مذاکرات اتمی با ایران باید در خلأ و مستقل از ملاحظات منطقه ای انجام گیرد، یا می خواهند دیگران را گمراه کنند یا خود گمراهند.

به هرحال، این بخشی از خاورمیانه است. در اینجا همه چیز به هم مربوط است. رهبری جنجالی چون خامنه ای می تواند به تندگویی ای ضداسراییلی دست زند، چنان که همین هفته در توییتر چنین کرد – و نخست وزیر اسراییل نیز به نوبه خود از جا در برود، چنان که او نیز از توافقی بد با ایران هشدار داد.

این، کار مذاکرات را سخت تر می کند. گرفتن میانه برعهده جان کری وزیر خارجه می افتد که آن قدر گرفتار برداشتن بار سنگین مذاکرات است که بسیاری ازمتحدان آمریکا را نگران کرده است.

از آنجا که در خاورمیانه همه چیز به هم مربوط است؛ و از آنجا که آمریکا باردیگر نیروی نظامی به عراق می فرستد، واشنگتن نمی تواند این واقعیت را نادیده بگیرد که ایران مسلمان شیعه در منطقه بازیگر مرکزی است.

ایران در عراق، سوریه، غزه ، لبنان و غیره نفوذی کافی دارد. به علاوه ایران نیز داعش سنی افراط گرا را خطرناک می داند.

این که آمریکا رو در رو با مقام های ایرانی به گفت وگو بنشیند و سخنی از این مسئله به میان نیاورد، تصورناپذیر است.

این که اوباما درنامه به قدرتمند ترین فرد ایران، پیشنهاد همکاری وسیع تر با تهران را به میان آورد، امری کاملاً پیش بینی پذیر است و از امید او به متعهد کردن عملی رژیم ایران حکایت دارد.

این که اوباما، در اثنای دیدارها و مذاکرات پیاپی مقام های دو طرف پس از دست یابی به توافق موقت، دست به چنین اقدامی بزند امری بدیهی است.

آنچه روشن نیست آن است که ماجرای نامه از درون دولت اوباما و برای فشار آوردن بر او به خارج درز کرده یا این کار به دست ایرانیان انجام شده است.

آری، پای تاریخ در میان است

همچنان که همه می دانند آمریکا و ایران از زمان انقلاب سال ۱۹۷۹ و پس از به گروگان گرفتن ۵۲ آمریکایی به مدت بیش از یک سال، با یکدیگر در عناد بوده اند.

اخیراً آمریکا و اروپا، با اعمال تحریم هایی بر ایران این کشور را به دلیل تلاش در دست یابی به آنچه فن آوری لازم برای ساخت سلاح اتمی خوانده اند، مجازات کرده اند.

اوباما با عزم ایجاد تغییر در این رابطه، اندکی پس از رسیدن به ریاست جمهوری، سر گفت وگو با ایران را باز کرد و در ویدیویی خطاب به مردم ایران با تاکید بر این که احتمالاً راه بهتری برای هردو کشور وجود دارد، از «آغازی نو» سخن گفت.

نامه نگاری نیز گویا از همان اوایل ریاست جمهوری اوباما آغاز شد. و به نظر می رسد که کار آمد بوده است. بنابر گزارش هایی که این هفته در ایران منتشر شده به برخی از آنها پاسخ داده شده است. اما از جزئیات چیزی نمی دانیم.

با درنظر گرفتن رابطه ایران و آمریکا در بلند مدت، این تبادل نامه بی تردید امری تاریخی ست و می تواند مبنای نزدیکی ای قرار گیرد که جهت سیاست جهان را به سوی بهبود تغییر می دهد.

این تغییرجهت، پیش تر چندین بار انجام شده است.

از زمان روی کار آمدن حسن روحانی در سال گذشته و از زمانی که مذاکرات اتمی ثمردادن آغاز کرد، اوباما تنها رهبر جهان نبوده که در تنش زدایی با ایران کوشیده است.

عکس دیوید کامرون، نخست وزیر عبوس بریتانیا با حسن روحانی پس از جلسه مجمع عمومی سازمان ملل درنیو یورک درماه سپتامبر اولین دیداری از این دست از زمان انقلاب ۱۹۷۹ است. در اوایل همین سال ایران و بریتانیا برسر بازگشایی سفارت خانه های خود توافق کردند. با آن که سفارت خانه ها همچنان بسته اند، اما برگماری کاردارهای غیرمقیم گامی به سوی روابط عادی تر است.

در امر هسته ای نیز قدرت های غربی همه خواستار دستیابی به توافقند. تهران نیز همین را می خواهد. نه تنها برای ارتقای منزلت خود در جهان، بلکه برای بهبود اقتصادی تحریم زده. برای آن که نفت بفروشد. برای آن که توقعات و امیدهای جامعه ای تحصیل کرده را برای کشوری که مدتی طولانی با تفکر افراط گرایی عقب مانده است، برآورد.

هیچ یک از این ها بدون گفت و گوی چشم درچشم تهران و واشنگتن وقوع نخواهد یافت. اکنون که این همه از راه طولانی نزدیک شدن دو کشور طی شده، عقب نشستن به صرفه هیچ یک از دوطرف نیست.

اوباما راه متعهد کردن را برگزیده و گه گاه این راه نوشتن نامه را لازم می آورد.

*نهله عاید گزارشگر و تحلیل گر کانادایی مسائل خاورمیانه و نویسنده چندین کتاب در این زمینه است. او تاکنون دوبار برای گزارش هایش نامزد دریافت جایزه جمینی شده است: گزارش هایش از عراق در زمان جنگ و انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸. او اکنون گزارشگر امور خاورمیانه در شبکه خبری کانادایی سی بی سی است.

XS
SM
MD
LG