لینکهای قابل دسترسی

چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۶ ایران ۱۴:۰۱
نشریه تایم در شماره جدید خود مطلبی منتشر کرده است که آن را جی نیوتن-سمال از تهران نوشته است. او می نویسد در غرب تهران مرکز خریدی هست که اگر حجاب زنان را نادیده بگیریم، چیزی کم از یک مرکز خرید در آمریکا ندارد؛ با همان سوپرمارکت ها و خوراکی ها و لباس فروشی ها و البته فروشگاه محصولات اپل. در ادامه این مطلب آمده است:

قفسه ها پر است از کیف های گران قیمت لویی ویتان ، همه جا ساخت و ساز است و رستوران ها گوش تا گوش پر از مشتری است. آیا اینجا می تواند پایتخت یک کشور تحریم زده باشد؟

اما شکوفایی توهمی بیش نیست. از وقتی که باراک اوباما خواستار دیپلماسی مستقیم در مورد ایران شد، دولت آمریکا توانسته متحدان اروپایی و آسیایی را به اعمال تحریم های اقتصادی علیه ایران برای بازگرداندن تهران به میز مذاکره متقاعد کند. نتیجه این که ارزش پول ایران تا ۵۰ درصد سقوط کرده و صادرات نفت ایران ۴۵ درصد کاهش یافته است. کارشناسان می گویند نرخ تورم در ایران ۵۰ درصد است یعنی دو برابر نرخ رسمی که دولت اعلام می کند.

ایران تا تبدیل شدن به یک قدرت اتمی ده سال فاصله دارد. اگر تحریم ها رهبران ایران را به رعایت خواسته های جهان و اثبات صلح آمیز بودن برنامه اتمی اش وادار نکند اسرائیل گفته است که با حمله نظامی واردعمل می شود. زندگی در تهران ادامه دارد و همزمان مقامات رسمی هیچ عقب نشینی نشان نمی دهند.

آژانس در نیمه تابستان گفت که تهران ظرفیت غنی سازی اورانیوم در تاسیسات زیرزمینی فردو را دو برابر کرده است. دیپلماسی بین المللی درمورد ایران با بن بست مواجه شده و رهبران اسرائیلی علنا از بمباران تاسیسات هسته ای ایران تا پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا حرف می زنند.

آنچه که من در سفر شش روزه ام به ایران شاهد بودم حاکی از آن بود که تحریم ها اثر خود را گذاشته اند. تهران تلاش می کند تا عمق فاجعه اقتصادی را زیر ارقام و آمار غلط پنهان کند. همه از قصاب گرفته تا صنعتگر می گویند که تنها چند ماه با ورشکستگی اقتصادی فاصله دارند. اما حتی یک فاجعه اقتصادی نیز جلوی اشتیاق تهران برای اتمی شدن را نمی گیرد.

بخشی از مقاومت ایران در مقابل تحریم ها در نتیجه سیاست هوشمند است. در سال ۲۰۱۰ محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری اسلامی ایران سیاست یارانه نقدی را پیاده کرد که طبق آن هر شهروند از عواید نفت، ماهانه حدود ۴۵ هزار تومان دریافت می کند. این پول برای یک خانواده کم درآمد چهارنفره رقم چشمگیری است. اما تورم از یک سو و سقوط ارزش ریال در برابر ارز، این یارانه را می بلعد.

نویسنده مقاله سپس به گرانی مرغ در ایران اشاره می کند و می نویسد با بروز اعتراض های مردمی ، دولت اقدام به واردات مرغ یخ زده از ترکیه کرد. او سپس به نقل از زنی به نام آزاده که او را در یک قصابی در خیابان پیروزی تهران ملاقات کرده می نویسد «حالا مردم در خورش هایشان بیشتر سبزیجات استفاده می کنند.»

آنهایی که توانش را دارند سکه می خرند و در خانه نگه می دارند. دیگران پول خود را در آثار هنری سرمایه گذاری می کنند. سقوط ارزش ریال شاید بیش از هر چیز بر بازرگانی خارجی تاثیر گذاشته باشد. علیرضا و خانواده اش یک شرکت تولید فیلتر هوا دارند. این شرکت هشت سال پیش ۴۰ کارمند داشت و قصد داشت این تعداد را به ۱۰۰ نفر برساند. نویسنده مقاله به نقل از علیرضا می نویسد: «ما سابقا اگر باورتان بشود از آمریکا موادخام وارد می کردیم. بعد از تحریم ها از انگلیس وارد کردیم و حالا مجبوریم با کیف پر از پول نقد به دبی برویم چون آنها چیزی غیر از پول نقد از ما قبول نمی کنند.»

علیرضا پرسنل شرکتش را به نصف کاهش داده و می گوید اگر مجبور شود شرکت را می فروشد. او می گوید همه چیز متوقف شده: « هر روز افرادی به جستجوی کار به شرکت می آیند. خیلی ها به دستفروشی در مترو و خیابان روی آورده اند و همه مستاصل هستند.»

این تازه اول کار است. سنگین ترین تحریم های اروپا و آمریکا از اوایل ماه ژوئیه اعمال شد و اوباما دور جدیدی از تحریم ها را نیز در ماه اوت صادر کرد که هنوز اعمال نشده . در عین حال کنگره آمریکا در حال بررسی تحریم های دیگری است.

کارت اعتباری دیگر در ایران وجود ندارد و تنها کارت های بانکی داخلی قابل قبولند. کمبودها خود را نشان می دهد و مردم از دوستان وفامیل که به مسافرت خارج می روند تقاضا می کنند برایشان کالاهای مصرفی بیاورند. بسیاری از اجناس و لباس های ورزشی که مارک کارخانه های معروف را برخود دارند، قلابی و عمدتا ساخت چین هستند. ایران قبلا میوه و سبزیجات صادر می کرد اما حالا همگی به مصرف داخلی می رسد.

کارخانه های بزرگتر نیز حال خوشی ندارند. رنو و پژو هر دو قبلا قطعات یدکی را برای ایران خودرو تامین می کردند. تولید ایران خودرو به ۴۰ درصد کاهش یافته و ۹۵۰ نفر از پرسنل این کارخانه از کار بیکار شده اند.

تحریم ها شهروندان متوسط و تجارت بدنه جامعه ایران را به زانو درآورده اما آیا به اهداف اصلی و عامل صدور تحریم ها یعنی رهبری کشور و تعهداتشان به برنامه اتمی نیز اثری گذاشته است؟ وزارت خزانه داری آمریکا می گوید چنین تاثیری مشاهده نمی شود. در عین حال قاچاق کالا افزایش یافته که تنها به جیب سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، گرداننده اصلی برنامه اتمی ایران می رود. آمریکا دو بانک عراقی را از کار با موسسات ایرانی منع کرده است.

ایران تا کی می تواند دوام آورد؟ یک یا حداکثر دو سال. این را بسیاری از طبقه متوسط ایران می گویند. برخی به حق برخورداری از انرژی هسته ای تاکید می کنند. نویسنده به نقل از یک زن ایران به نام درّی می نویسد: «اگر پاکستان و اسرائیل دارند، چرا ما نداشته باشیم؟» درّی احتمالا فکر نمی کند که بمب اتم به بهای تحریم میسر می شود. اما مانند بسیاری از ایرانی های دیگر قصد ندارد به سیاست دولت ایران اعتراضی بکند.

رهبران ایران بر فعالیت های اتمی تاکید دارند و می گویند هدفشان تولید انرژی و تحقیقات پزشکی است و در عین حال از دسترسی بازرسان سازمان ملل به تاسیسات اتمی جلوگیری می کنند. این روند هرچه بیشتر طول بکشد تهدیدهای اسرائیل قوی تر می شود. بنیامین نتانیاهو از لزوم تعیین خط قرمز از سوی آمریکا برای ایران پای می فشارد که درصورت عبور ایران از آن خط قرمز، حمله به تاسیسات اتمی ایران را به دنبال داشته باشد. آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز از ایران می خواهد تا اجازه بازدید از تاسیسات نظامی پارچین را به بازرسان بدهد.

درّی برای آن که بتواند از مرکز خرید شیک غرب تهران خرید کند، مجبور شده طلاهایش را بفروشد اما می گوید خوشبختانه باز هم طلا برای فروش دارد. اما بالاخره طلاهای درّی ته می کشد، آزاده دیگر توان مالی برای خرید مرغ را ندارد، و شرکت علیرضا مجبور می شود درها را ببندد و دیگر هیچ کس باقی نخواهد ماند تا اجناس قاچاق شده روی قفسه های سوپرمارکت را بخرد.
XS
SM
MD
LG