لینکهای قابل دسترسی

پنجشنبه ۸ تیر ۱۳۹۶ ایران ۰۶:۴۶
یادداشت زیر برگردان مقاله نوشته محمدعلی شعبانی است که روز سوم ژوئن در المانیتور منتشر شد:

در شرایطی که کمتر از دو هفته به انتخابات ریاست جمهوری ایران باقی مانده است، هنوز بسیاری از امور بلاتکلیف و بی هدف پیش می روند. جدی ترین نامزدهای انتخابات شاید به جای این که در پی جلب توجه مردم و کسب آرای آن ها باشند، بیشتر تمرکز و انرژی خود را روی تشکیل ائتلافی گذاشته اند که مواضعشان را تقویت خواهد کرد و منتظر برنامه ریزی های نهایی هستند. نتیجه این که ما پیش از انتخابات شاهد فضایی هستیم که در مقایسه با انتخابات سال ٢٠٠٩ از شور و حال و هیجان بسیار کمتری برخوردار است.

تعداد زیادی از رای دهندگان در ایران هنوز نامزد مورد نظر خود را انتخاب نکرده اند و حتی مطمئن نیستند که در انتخابات شرکت می کنند یا خیر. این افراد را می توان اعضای حزب باد نامید. در انتخابات ریاست جمهوری دوره گذشته هم شاهد بودیم که آرای این جمعیت بلاتکلیف و نامطمئن حتی تا پیش از زمان مقرر ثبت نام نامزدهای انتخاباتی به سرعت و به طور غیرقابل پیشی بینی بسیج می شوند و معادلات را تغییر می دهند.

چانه زنی های پشت پرده همیشه از غیرمنتظره بودن سیاست ایران حکایت می کند و پیش بینی آن بسیار بسیار دشوار است. با این وجود، باید به یاد داشته باشیم که این سیاست بازی ها، حتی در شرایطی آشوب زده و بی نظم همیشه ساختار دارند.

ناظران سیاسی باید به سه روند همزمان و متقارن (اما مرتبط با هم) که احتمالاً نتیجه انتخابات ١٤ ژوئن را تعیین خواهد کرد، توجه بیشتری معطوف کنند.

اولین نکته این است که شواهدی وجود دارند که ائتلاف ٢ + ١ علی اکبر ولایتی، وزیر امور خارجه پیشین، غلام علی حداد عادل، رئیس پیشین مجلس و محمد باقر قالیباف، شهردار تهران در آستانه متلاشی شدن است. انگیزه شکل گیری چنین ائتلافی این بود که اعضای آن می خواستند اردوگاه به اصطلاح اصولگرایان را متحد و تهدید نامزدهای اصلاح طلب را خنثی کنند. رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی سبب شد که سایه تهدید اصلاح طلبان از سر این ائتلاف کنار برود. از سویی دیگر نامزدی سعید جلیلی، مذاکره کننده اتمی ارشد نیز سبب شده است تا بسیاری از اصولگرایان توجه و توان خود را حول فعالیت های او متمرکز کنند.

هم ولایتی و هم حداد (عادل) نسبت به نقش راهبردی جلیلی در ائتلاف ٢ + ١ ابراز تمایل کرده اند. با این وجود، قالیباف در مورد این مسئله سکوت اختیار کرده است. قالیباف نامزد شکست خورده انتخابات ریاست جمهوری سال ٢٠٠٥ است. اما به جز قالیباف که برای کنار رفتن به نفع جلیلی تردید دارد، عوامل دیگری نیز معادلات این انتخابات را پیچیده تر می کند. منابع نزدیک به ولایتی، رئیس جمهوری پیشین ایران به المانیتور گفته اند «احتمال این که وی موافق کار کردن در دولت فردی (جلیلی) باشد که روزگاری کارمند وزارتخانه او بوده، بسیار اندک است». با وجود پایگاه مردمی ضعیف حداد (عادل) و کنار رفتن او به نفع جلیلی، چشم انداز بدل شدن ائتلاف ٢ + ١ به یک ائتلاف دو نفره و یا دو کارزار جداگانه برای دو نامزد ریاست جمهوری بسیار دور از ذهن به نظر می رسد. با این وجود، باید به یاد داشت که دو فاکتور دیگر نیز در این معادله تاثیر گذار خواهند بود: تلاش های جلیلی برای گسترش پایگاه مردمی خود و ائتلاف و حمایت جناح های اصلاح طلب از یک نامزد واحد.

جلیلی از حمایت چهره های تندرویی همچون آیت الله مصباح یزدی برخوردار است و تصور غالب در تهران این است که او ظاهراً نامزد اصلح آیت الله علی خامنه ای، رهبری است که ١٢ میلیون رای دهنده متعهد و وفادار دارد. حتی اگر جلیلی موفق شود تا جایگاه خود را در مقام نامزد نزدیک به خامنه ای تثبیت کند و رای نظام را به خود اختصاص دهد، همه این تعداد رای برای پیروزی قطعی او کافی نخواهد بود. آرایی که جلیلی برای پیروزی نیاز دارد، حمایت و رای پایگاه مردمی است که محمود احمدی نژاد طی هشت سال گذشته ساخته است.

به دلیل وعده هایی که جلیلی در مورد وضعیت کنونی کشور مطرح کرده است، شایعاتی در تهران پیچیده اند که او نامزد احمدی نژاد است و رد صلاحیت اسفندیار رحیم مشایی، نامزد مورد علاقه احمدی نژاد در واقع برای انحراف افکار عمومی بود. برخی حتی می گویند که نامزدی جلیلی ثمره آشتی بین خامنه ای و احمدی نژاد است. با این وجود همه این شایعات و گمانه زنی ها پرسش های بسیاری را مطرح می کنند. باور این که خامنه ای از توطئه زیرکانه احمدی نژاد آگاهی نداشته باشد، بسیار نامحتمل است چه برسد به این که با مردی پیمان آشتی ببندد که برای بی ثبات کردن فضای سیاسی کشور تلاش های بسیاری کرده است.

در حالی که گروه مسئول تبلیغات و ستاد جلیلی این شایعات را رد کرده اند، همه این حرف و بحث ها همچنین شمشیر دولبه عمل کرده اند و در نهایت یا او را از آرای پایگاه مردمی حامی جمهوری اسلامی محروم خواهد کرد و یا حوزه هواداران او را به طور قابل توجهی گسترش خواهد داد.

فارغ از صحت این ادعاها و شایعات، فقدان نامزد واحد اصول گرایان در رقابت ها به معنای آن است که مطرح شدن این شایعات تلاش های جلیلی برای به تصویر کشیدن خود در مقام نامزد نظام را تحت الشعاع قرار نخواهد داد.

راهبرد جلیلی برای مدیریت وجهه کنونی خود و عدم اتخاذ اقدامات جدی برای توقف شایعات در نهایت به نفع او تمام خواهد شد و با قوی تر شدن کارزارهای انتخاباتی جلیلی، احتمال پیوستن او به ائتلاف ٢ + ١ کاهش می یابد.

رد صلاحیت رفسنجانی سبب شد که شور و شوق و مدینه فاضله ای که بسیاری از اصلاح طلبان در ذهن پرورانده بودند، به شدت آن ها را ناامید و دلسرد کند اما با وجود ناامیدی و ناخشنودی روزهای اول پس از رد صلاحیت هاشمی، الان به نظر می رسد که آن ها تلاش های جدی برای مبارزه در این کارزار انتخاباتی را آغاز کرده اند.

حسن روحانی، مذاکره کننده اتمی پیشین و محمدرضا عارف، معاون رئیس جمهوری پیشین به آرامی، اما با اطمینان و اعتماد به عنوان نامزدهای جدی ظهور می کنند. این دو نامزد به صورت انفرادی تهدید جدی را متوجه اصولگرایان نخواهند کرد اما اگر ائتلاف و همکاری کنند می توانند یک نامزد اصلاح طلب واحد معرفی کنند که در دوره دوم انتخابات رای کافی کسب کند. یک گروه کاری هفت نفره به سرپرستی محمد علی نجفی، جانشین عارف تشکیل شده است تا در زمینه اجماع اصلاح طلبان تحقیق کند و زوایای مختلف آن را مورد ارزیابی قرار دهد. هنوز تفاوت های عمده ای در دورن اردوگاه اصلاح طلبان وجود دارند که باید حل و فصل شوند. اما با توجه به تعمیق شکاف ها و اختلافات در اردوگاه اصولگرایان، تعجبی ندارد که نجفی عجله ای به خرج نمی دهد تا به محافظه کاران بهانه ای بدهد که جنگ و مجادلات بین خود را متوقف کنند. نجفی اعلام کرده است که نتیجه تلاش های گروه کاری او تا روز شنبه، یعنی کمتر از یک هفته پیش از برگزاری انتخابات اعلام نخواهد شد.

ناظرانی که از فضای سرد و بی روح پیش از انتخابات دلسرد شده اند باید خود را برای یک گرمای سوزان انتخابات آتی آماده کنند.

نظر شما

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG