لینکهای قابل دسترسی

چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۶ ایران ۱۷:۱۲
در شرایطی که ایالات متحده و اسرائیل به طور فزاینده ای نگران احتمال دستیابی ایران به سلاح اتمی هستند، دولتمردان این دو کشور به ندرت در مورد پاکستان، همسایه نزدیک ایران، ابراز نگرانی می کنند. پاکستان پرچم تعصبات اسلامی کشوری مجهز به سلاح های اتمی را به اهتزار درآورده است و اغلب بی ملاحظه و آشکارا یهودیان، مسیحیان، هندوها و دیگر افراد غیرمسلمان جهان را کافر می خواند.

اما افرادی در ساختار دولتی پاکستان هستند که همچون اسرائیل و آمریکا کوتاه بین نیستند. پرویز هودبهوی، فیزیکدان و فعال سرشناس مبارزه با سلاح های اتمی در کتاب «مقابله با بمب» در مورد سلاح های اتمی پاکستان می نویسد: «هراس سلاح های (اتمی) در این واقعیت ریشه دارد که نیروهای مسلح پاکستان در داخل ساختار خود یک دشمن مخفی می پرورانند. آن هایی که عبای مذهبی به تن می کنند و هر روز آزادانه در تاسیسات اتمی امنیتی کشور تردد می کنند ... هراس (دشمن) داخلی بر بنیان یک ترس واقعی همه جا مشهود است.»

پروفسور هودبهوی پیچیدگی جنگ افزار اتمی کشورش را به خوبی درک می کند، اما هم کاخ سفید و هم اورشلیم بر این واقعیت چشم بسته اند و یا به طور جدی از آن بی خبرند. او همواره تاکید می کند که پاکستان دو ارتش دارد: ارتشی که تحت رهبری و کنترل ژنرال پرویز مشرف است و ارتش دیگری که با فرمان خدا مدیریت می شود. او خاطرنشان می کند که در ارتش پاکستان حتی عوامل غیراصولگرا نیز «اسلام گرایان میانه رو» هستند و ارتش تحت کنترل و نفوذ جدی و دیرین مقام هایی اداره می شود که با دیدگاه های اسلامی شستشوی مغزی شده اند و افکار ستیزه جویانه دارند.

افکار عمومی، به ویژه در آمریکای شمالی و حتی در اسراییل، اطلاعات بسیار محدودی از پاکستان و سلاح های اتمی آن دارد و با وجودی که پاکستان مهم ترین و بزرگ ترین منبع بمب گذاران انتحاری جهادگرا و اردوگاهی برای آموزش تروریست های اسلام گرا است اما اندک کسانی در مورد تحولات داخلی این کشور مقاله می نویسند.

پاکستان کشور پیچیده ای است، کشوری با جمعیت چندزبانه که بیشتر آن ها پنجابی هستند، جنگ داخلی در بلوچستان پاکستان ادامه دارد، با افغانستان اختلافات مرزی دارد و صدها هزار نیروی پیاده نظام جنگی در خط کنترل کشمیر با هند می جنگند و جمعیت شیعه این کشور به تدریج قتل عام می شوند و منافع راهبردی چین در تنگه هرمز نیز یکی دیگر از چالش های پاکستان است. درک همه این مسائل برای افرادی که از تحولات داخلی پاکستان اطلاعی ندارند، کار بسیار دشواری است. حتی بریتانیا و ایالات متحده که پس از جنگ جهانی دوم به پاکستان کمک کرده بودند تا در بحبوحه پیشروی نیروهای اتحاد شوروی سابق و هند یک منطقه حائل ایجاد کند نیز از چم و خم مسائل داخلی این کشور اطلاعی ندارند.

پاکستان هم اکنون بیش از هر قدرت اتمی دیگر بمب اتمی و موشک های دوربرد تولید می کند. این کلاهک های جنگی اتمی و موشک ها روی کاغذ و به ظاهر به سمت هند و شرق کشور نشانه رفته اند. اما، جنگ افزارهای اتمی پاکستان در محل ثابتی ذخیره نشده اند و کلاهک های جنگی و موشک های این کشور مرتب جابه جا می شوند و اگر در چشم سیاستمداران پاکستان کشوری منفورتر از هند روی کره زمین وجود داشته باشد، آن کشور اسرائیل است.

آیا مقام های اسرائیل از آسیب پذیری برنامه اتمی پاکستان که حمله جهادگرایان غیردولتی به این کشور یهودی را ممکن می کند، اطلاع دارند؟ بعید به نظر می رسد.
پاکستان جامعه ای است که براساس نفرت از «دیگران» بنیان نهاده است. هندوها و یهودیان از زمان پیدایش کشوری به نام پاکستان به عنوان دشمن این کشور و دشمن اسلام شناخته شده اند.

در فرهنگی که خشونت بر آن غالب است، سه میلیون مسلمان در نسل کشی سال ١٩٧١ در بنگلادش کشته شدند. با نابودی جمعیت هندو و غیبت کامل یهودیان، اعتیاد به کشتار «دیگران» پاکستان را همچون خوره ای از درون نابود می کند.

سه سال پیش از کشته شدن اسامه بن لادن در سال ٢٠١١ در ابوت آباد پاکستان، بیش از ٢٢٥ بمب گذاری انتحاری در این کشور صورت گرفت و ٣ هزار و ٩٠٠ نفر کشته داد. همه قربانیان از مسلمانان احمدیه و شیعه بودند که به اتهام خدمت به اسرائیل قتل عام شدند.

این که اسرائیل ایران شیعی را دشمن اصلی خود قلمداد می کند و صلح سردی با اردن و مصر برقرار کرده است، استعاره ای جالب است. شیعیان ایران در مصر و اردن اغلب زیرپوشش یهودی و با برچسب روحانیون مسلمان سنی روزگار می گذرانند. یهودیان سراسر جهان اغلب به این واقعیت و به قتل عام شیعیان در پاکستان و خصومت آشکار به آن ها در کشورهایی همچون اندونزی و ایندیانا در ایالات متحده بی توجه هستند.

اگر منابع نفرت از یهودیان را مورد بررسی قرار دهیم، بدون تردید ریشه های آن به پاکستان و جهان عرب بازمی گردد. تقریباً ریشه همه حمله های تروریستی در سراسر جهان یا به خاک پاکستان و یا به مردان جوان پاکستانی تباری بازمی گردد که توسط گروه های تروریستی جهادگرا و در خاک پاکستان آموزش دیده اند. بسیاری از حمله های تروریستی را نهادهای امنیتی اطلاعاتی اسلام آباد برنامه ریزی و اجرا کرده اند. سازمان اطلاعات و امنیت دولت پاکستان از سازمان های تروریستی حمایت می کند. اما با این حال، از دید جامعه مهاجر یهودیان خارج از اسرائیل و از چشم دولتمردان این کشور، ایران پایتخت یهودی ستیزان جهان است که قصد دارد این کشور یهودی را نابود کند.

موارد بسیار متعددی وجود دارد که پاکستان را با تروریسم بین الملل مرتبط می کند در حالی که ایران در این زمینه نقش چندان فعالی بازی نمی کند.

چرا اسرائیل این قدر نگران ایران است و در مورد پاکستان ابراز نگرانی نمی کند. شاید یک دلیل آن حضور جامعه یهودیان ایرانی بانفوذ در اسرائیل باشد که هنوز در ایران ریشه دارند و در مقایسه با دوران شاه و مناسبات نزدیکی که بین ایران و اسرائیل وجود داشت، در حکومت آیت الله ها تجربیات دردناک و ناراحت کننده ای را پشت سر گذاشته اند.

حدود ٢٠٠ تا ٢٥٠ هزار یهودی ایرانی تبار در اسرائیل اقامت دارند و نقش مهمی در سیاست گذاری این کشور ایفا می کنند. این در حالی است که تعداد یهودیان پاکستانی تبار در اسرائیل از دو هزار نفر فراتر نمی رود و برخلاف ایرانی تباران، نفوذ و نقشی در ساختار سیاسی و دولتی کشور ایفا نمی کنند. ایرانی تباران یهودی مقیم اسراییل نقش مهمی در رسانه ها، عرصه اجتماعی و سیاسی اسرائیل ایفا می کنند اما یهودیان پاکستانی تبار مقیم این کشور خاطره بسیار کمرنگی از کشور مادری شان دارند و برخلاف ایرانیان دلبستگی چندانی به وطن ندارند.

جمعیت ١٨٠ میلیونی پاکستان در داخل و خارج از کشور تقریباً همه دیدگاه های نفرت آمیز و یهودی ستیز و رویکرد بسیار خصمانه ای نسبت به اسرائیل دارند. ایرانیان از سویی دیگر نه تنها از یهودیان متنفر نیستند، بلکه دلمشغولی هایی همچون تئوری توطئه یهودیان علیه خود ندارند.

با وجودی که اسرائیل نگرانی های مشروعی در مورد لفاظی های آیت الله های ایران در مورد نابودی این کشور دارد اما دولتمردان این کشور باید دریابند که پاکستان است که ١٠٠ کلاهک جنگی اتمی و موشک دارد که می تواند اسراییل را هدف قرار دهد و نه ایران.

نگرانی بیش از حد درمورد ایران و بی توجهی و غفلت از تهدیدی که پاکستان و حامیان جهادی آن ها در عربستان سعودی متوجه اسرائیل می کنند شاید خطایی باشد که اورشلیم تا زمانی که فرصتی باقیست بتواند اصلاح کند.

گزارش هایی در مورد همکاری مخفیانه شاهزاده ترکی الفیصل، رئیس پیشین سازمان اطلاعات و امنیت عربستان سعودی با پاکستان و حمایت از توسعه یک برنامه اتمی مستقر در عربستان سعودی منتشر شده است. این اقدام از حمایت شاهزاده بندر بن سلطان، رئیس کنونی سازمان اطلاعات امنیت دولت عربستان سعودی برخوردار است.

اسرائیل باید دریابد که شاید ایران و سوریه سگ هایی باشند که پارس می کنند اما این عربستان سعودی و پاکستان هستند که به احتمال بسیار گاز می گیرند.
***
یادداشت بالا برگردان بخش هایی از مقاله طارق فتاح در نشریه هافینگتون پست است.
XS
SM
MD
LG