لینکهای قابل دسترسی

شنبه ۴ آذر ۱۳۹۶ ایران ۱۳:۳۶
وبسایت فارن پالیسی اسوسیشن، در مطلبی به قلم رضا اخلاقی، به تصمیم کانادا در قطع رابطه با ایران و همچنین پیامدهای احتمالی آن در صحنه سیاست بین الملل پرداخته است که ترجمه آن را در ادامه می خوانید.

از زمان اعلام تصمیم کانادا مبنی بر قطع روابط دیپلماتیک و اخراج دیپلمات های ایرانی از آن کشور، بسیاری از کانادایی های ایرانی تبار، خود را در معرض بحث های داغ در این زمینه یافتند. با آن که این بحث ها بیشتر درباره درستی و نادرستی تصمیم و تاثیر آن بر ایرانیان خارج از کشور است، مسئله بزرگتر رویدادهایی است که ممکن است در آینده رخ دهد.

کانادا می گوید دلایل اتخاذ چنین تصمیمی، سیاست تهدید آمیز دولت ایران علیه امنیت و صلح جهان و همچنین عدم وجود تضمین امنیتی دیپلمات های کانادایی در ایران است. ادامه نقض حقوق بشر در داخل ایران و حمایت بی حد و حصر ایران از بشار اسد رئیس جمهوری سوریه از دیگر دلایل تصمیم اخیر کانادا است. هرچند رفتار دوگانه کانادا با ناقضان حقوق بشر در ایران مایه حیرت و شگفتی است، کسانی که بعضا با سرمایه های کلان و کانال های مالی چشمگیر- که در میان ایرانیان ساکن خارج به «خون بها» موسوم است- از ایران به کانادا پناهنده شده اند. اگر کانادا می خواهد با بستن سفارت ایران در عرصه بین الملل نشان دهد که نمی تواند شاهد نقض حقوق بشر از سوی دولت ایران باشد، پس چطور است که شماری از همان ناقضان حقوق بشر به کانادا پناه برده اند و می توانند پول های کلانی را که از سیستم فاسد حاکم بر ایران بدست آورده اند، از آنجا به کانادا منتقل کنند؟

به زمان این قطع رابطه نیز باید از منظر ژئوپولتیک نگاه کرد. الان خاورمیانه در وضعیتی حساس به سر می برد و منطقه هنوز تحت تاثیر تحولات بهار عرب است.

ناتوانی قدرت های منطقه خاورمیانه در به نتیجه رساندن بحران سوریه و ترسیم افق جدیدی برای آن کشور، یکی از کلیدی ترین بلاتکلیفی های منطقه است. تا به حال حاکمیت اسد تنها با اتکا به حمایت های ایدئولوژیک و لجستیکی ایران، روسیه و چین است که توانسته در مقابل تحرکات مخالفانش دوام آورد. و ناکارآمدی استراتژی قدرت های منطقه ای مخالف اسد یعنی ترکیه، قطر و عربستان سعودی، در جنگ داخلی سوریه که هر روز خشن تر و خونین تر می شود، آنها را کلافه کرده است.

بستن سفارت ایران توسط یک عضو کلیدی سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) شاید منادی یک استراتژی چند مرحله ای در مقابله نظامی با ایران و یا دست کم فشار آوردن به حاکمیت تهران و واداشتن آن به عقب نشینی از برنامه هسته ای اش باشد.

آمریکا و متحدانش در خاورمیانه، مدت هاست که درباره استراتژی پایین کشاندن اسد از قدرت و تاثیر این اقدام بر توانایی ایران در اعمال نفوذ در منطقه شام و خاورمیانه به توافق رسیده اند. ایران در حال حاضر تحت تحریم های سنگین اقتصادی غرب است که تقریبا بر تمامی بخش های اقتصاد ایران سایه افکنده است. بسیاری از بیماران ایرانی بر اثر همین تحریم ها به مواد غذایی، دارو و خدمات پزشکی ویژه مورد نیازشان دسترسی ندارند. با شکست تحریم ها در ایجاد تغییر در سیاست خارجی ایران و تداوم ماندن اسد بر مسند قدرت در دمشق، اقدام بعدی غرب در قبال ایران فشار بیشتر دیپلماتیک و تحریم های سنگین تر است. تنها یک روز پس از تصمیم کانادا در قطع روابط با تهران، اتحادیه اروپا از تهیه پیش نویس جدیدی از تحریم ها علیه ایران، خبر داد. این تحریم جدای از اعمال تحریم های نفتی بر ایران است که از اول ژوئیه
سال جاری میلادی به اجرا گذاشته شد.

واکنش ایران چه خواهد بود؟ آیا دور جدیدی از آزار و اذیت ایرانی-کانادایی هایی را آغاز خواهد کرد که به سرزمین مادری شان مسافرت می کنند؟ به مواضع کانادا در افغانستان حمله خواهد برد؟ و یا افکار عمومی در ایران را برای رویارویی نظامی با غرب آماده خواهد کرد؟

کانادا، پیشگام آن چیزی شده که به نظر می رسد موج جدیدی از افزایش فشار در «درگیری سرد» میان ایران و غرب باشد. گام های بعدی نشان خواهد داد که آیا این روند به «درگیری گرم» منتج می شود یا نه.
XS
SM
MD
LG