لینکهای قابل دسترسی

پنجشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۶ ایران ۱۱:۲۱
شاید ماندگارترین تصویر از سالهای رکود بزرگ اقتصادی آمریکا، عکس سیاه و سفید کشاورز فقیری باشد که بچه هایش دورش را گرفته اند.
عکس مربوط به یک روز سرد در شمال کالیفرنیاست – زمانی که خانم لنگ بعد از یک روز عکاسی به خانه بر می گشت. خسته از کار، با کیف های دوربین روی صندلی جلوی اتوموبیلش، در کنار جاده به یک علامت دست نوشته برخورد که رویش نوشته شده بود: «اردوگاه برداشت کنندگان نخود».

الیزابت پارتریج، نوه دوروتی می گوید: «نتوانست بی خیال از کنار تابلو رد شود. به طرف علامت برگشت، دوربین به دست از ماشین پیاده شد و به مادری گرسنه و بینوا برخورد که چند بچه قد و نیمقد با لباس های ژنده و کثیف و مشخصاً دچار کم غذایی دورش را گرفته بودند. حتی اسم آن زن را هم نپرسید. فقط چندتایی عکس گرفت. چند دقیقه ای با او صحبت کرد، به اتوموبیلش برگشت و به طرف خانه راند. اما از حرفهای زن فهمید که هوا یخ بسته بود و نمی شد نخود برداشت کرد؛ برای همین، نخودچین ها آواره شده بودند.»
خانم لانگ بی درنگ آن عکس ها را ظاهر کرد.

الیزابت می گوید: «با عجله یکی از عکس ها را به روزنامه سن فرانسیسکو رساند. روزنامه فوراً آن را به اطلاع عمومی رساند، و کمک های غذایی دولت فدرال به دست این کارگران مهاجر رسید. بعد از آن بود که این تصویر به نماد تمام عیار رکود بزرگ تبدیل شد.»

«مادر مهاجر» اکنون به دیوار کتابخانه کنگره آمریکا در واشنگتن آویخته است. این یکی از دهها تصویری است که الیزابت پارتریج در کتاب تازه اش به نام «دوروتی لنگ: تکه ای آذرخش به چنگ بیاور» منتشر کرده است. عنوان کتاب برگرفته از توصیف دوروتی از خودش است – او عکاسی پرتره ثروتمندان را واگذاشت تا به وقایع نگاری وضعیت آمریکا بپردازد.

به گفته الیزابت: «یک روز دوروتی داشت از استودیویش که در طبقه دوم بود، بیرون را نگاه می کرد که چشمش به چند بی خانمان افتاد. آنها از خیابان بالا آمدند، و در یک گوشه ایستادند. نمی دانستند کدام طرف بروند چون بی خانمان بودند. نه پولی داشتند، نه خوراکی، و نه امیدی به آینده. دوروتی با خودش گفت: الآن دوربینم را برمی دارم، می روم یک عکس از آنها می اندازم، ظاهر و چاپش می کنم و ۲۴ ساعت نشده آن را به دیوار می آویزم. ببینم می توانم یک تکه بزرگ آذرخش به چنگ بیاورم.»

الیزابت پارتیج، که خانواده اش خیلی به مادربزرگش نزدیک بودند می گوید توانایی این عکاس در ثبت احساسات درونی آمریکایی هایی که آن دوره برای بقا تلاش می کردند حاصل شکیبایی، دقت در انتخاب سوژه ها و تجربه سختی هایی بود که شخصاً کشیده بود:«وقتی هفت سالش بود فلج اطفال گرفت. بعد از آن تا آخر عمرش لنگ می زد و پای راستش روی زمین کشیده می شد. آن بیماری باعث شد برای مردمی که شرایط خارج از اراده شان آنها را از پا انداخته بود، دلسوزی کند. وقتی برای عکس گرفتن از مردم می رفت، خیلی آهسته قدم برمی داشت و مردم بلافاصله می فهمیدند که لنگ می زند. او می گفت همین بهش کمک می کرد که خیلی زود با سوژه های عکس هایش ارتباط برقرار کند.»

دوروتی لانگ در کالیفرنیا، ۱۹۳۶

خانم لنگ برای عکاسی به خارج از آمریکا هم سفر می کرد:
«دوروتی از ژاپن شروع کرد و از آنجا به کره، اندونزی، هند و کامبوج رفت. در ویتنام هم کار عکاسی کرد. بعد از آن به یک سفر خیلی مهم دیگر رفت: به خاورمیانه. بهترین عکسهایش را در مصر گرفت. کاری که می کرد این بود که واقعیات آنجا را دقیقاً به تصویر می کشید. در عکس هایش بازارهای زیبا، مرزعه هایی که کشاورزان در آن مشغول به کارند، می بینیم ... الآن که ۶۰ – ۵۰ سال از عمر این عکس ها می گذرد، می بینیم که بخشی از زندگی آن دوره هنوز جریان دارد، و بعضی دیگر از بین رفته است.»

هنگامی که خانم لنگ در سال ۱۹۶۵ درگذشت، الیزابت پارتریج تنها ۱۴ سال داشت. او می گوید دلیلی داشت که این همه سال صبر کرد تا امروز درباره مادربزرگش کتاب بنویسد:
«تا کمی سنم بالاتر نمی رفت نمی توانستم این کار را بکنم، چون عمق کارهایش را درک نمی کردم. وقتی بزرگ شدم، نمی توانستم مادربزرکم را درست بشناسم مگر از طریق این کار، و نگاهی به زندگی او و رشد و تکاملش در قالب یک عکاس – از یک عکاس مستند تا بعدها که یک هنرمند واقعی شد.»

کتاب خانم پارتریج تنها اثری نیست که برای بزرگداشت این عکاس منتشر شده. دایانا تیلور نوه دیگر خانم لنگ، هم اکنون روی فیلمی درباره زندگی او کار می کند – که آن هم به نام «دوروتی لانگ: یک تکه بزرگ آذرخش به چنگ بیاور» در سال ۲۰۱۴ اکران خواهد شد.
XS
SM
MD
LG