لینکهای قابل دسترسی

جمعه ۳۰ تیر ۱۳۹۶ ایران ۱۷:۰۹

مایکل جوردن در Hall of fame – روز هشتاد و هفتم


خبر، معمولاً بخاطر خارج بودن از دایره معمول، اسمش خبر میشود و آنچه معمول و طبیعی جلوه میکند، علیرغم وسعت و فراگیری آن، مثل «هوای خوش یک روز بهاری» بعنوان خبر تلقی نمیشود. به همین خاطر خبر گزینش مایکل جوردن بزرگترین و مشهورترین ورزشکار تاریخ آمریکا و شاید مشهورترین ورزشکار در جهان، در «تالار مشاهیر بسکتبال» آنقدر طبیعی جلوه میکند که سر و صدائی در موردش بلند نمیشود، در حالیکه گزینش هر ورزشکار پیشین در تالار مشاهیر ورزشی که او پیشه کرده بوده، بالاترین نقطه اوج برایش به حساب میاید و افتخاری است که تنها نصیب گروه نخبه ای از میان نخبگان و ستارگان میشود.

اما وقتی صحبت از مایکل جوردن میشود، آدم گاه در میماند که این افتخاریست که بیشتر نصیب تالار مشاهیر میشود یا مایکل جوردن.

میزان محبوبیت و مقبولیت پدیده ای بنام مایکل جوردن که در دو دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، ورزش بسکتبال را به درجه تازه ای از کمال رساند، به این سادگی ها و با ذکر چند رکورد ورزشی قابل توجه نیست. این گونه محبوبیت ها در تاریخ ورزش ملت ها بیشتر از یکبار در یک یا دو نسل و بیشتر از آن، بروز نمی کند و فرمول آن را هم به راستی کسی به درستی نیافته که چه عاملی یا عواملی فی المثل پدیده ای مثل غلامرضا تختی را در ورزش ایران به ظهور میرساند که او را از آدمیان معمول فراتر برده و به صورت حماسه در میاورد.

هر کس به تو کودک و جوان این نسل بخواهد قالب کند که مثلاً «تختی» برای اعتقادات سیاسی و از این قبیل به چنین شوکتی در ذهن مردم رسیده، بدان که بیهوده میگوید و نمیداند از چه صحبت میکند. فقط این را بپذیر که «غلامرضا تختی» به این خاطر به اسطوره ای فراتر از آدمیان عصر خود تبدیل شد که «غلامرضا تختی» بود. و هنوز تا وقتی که بشود بی غرضانه به دنبال آن گشت که «غلامرضا تختی» که بود در این زمان و در آن مکان، نه امکانش وجود دارد و نه آن بی طرفی و ذهن خالی از غبار تعصب ها.

اما در مورد مایکل جوردن، که هم زمان و هم مکان، همه فرصت ها را در اختیار همگان گزارده و میلیون ها مقاله و صدها کتاب و عکس و فيلم در موردش نوشته و گفته و درست شده است، هنوز آدم میرسد به این نتیجه که مایکل جوردن، به این خاطر به اسطوره ای جهانی تبدیل شد که « مایکل جوردن» است.

توضیح مختصر من برای تکمیل این گفته آن است که غلامرضا تختی و مایکل جوردن، که نه در یک زمان بوده اند و نه در یک مکان و نه هرگز از یکدیگر شنیدند و نه رنگشان، نه ریشه شان، نه زبانشان، نه آئین شان و نه سلیقه هایشان احیانا، هیچکدام با هم شباهتی ندارد، در یک مورد با هم تشابه کامل دارند، و آن «نسخه اصل» بودن است. نسخه اصل، دوست گرامی من آنیست که به قول این طرفی ها، اوریژینال است و از کسی کپی برداری نکرده است.

بنا بر این آیا همه نسخه های اصل در همه رشته ها میشوند غلامرضا تختی یا مایکل جوردن؟ البته خیر. فرق این نسخه های اصل با نسخه های اصل دیگر آنست که این گروه اندک آدمیان به ارزش اوریژینال بودن و منحصر به فرد بودن خود پی میبرند و تقوائی را در حرفه خود پیشه میکنند که شایسته آن پیشه است.

اینها قدر این نعمت منحصر به فرد بودن خود را میدانند و در پیشه ای که هستند بیشتر از هر کس دیگر میکوشند و برای حفظ منزلتی که در ذهن مردمان دارند، فریب سراب ها را نمی خورند.

و من تماشاگر و امروز نشسته در این جا هم به خود میبالم که هم در آن زمان ستایشگر غلامرضا تختی بودم و هم در این زمان شیفته مایکل جوردن بی تکرار، یا بقول همگان Air Jordan، که نه تنها عادت ورزشی مردم که عادت کفش ورزش پوشی من و تو را هم عوض کرد.

XS
SM
MD
LG