وجه شرم آور جنگ با تروریسم، نقدی بر یک کتاب

نیویورک تایمز، در بررسی کتاب جدید جیمز رایزن روزنامه نگار این نشریه و برنده جایزه پولیتزر می نویسد، رایزن در کتاب تازه خود به نام «به هر قیمت: طمع، قدرت، و جنگ بی پایان» که در هفته اخیر به کتاب فروشی ها راه یافته، بسیاری از وجوه تبهکارانه جنگ آمریکا با تروریسم را در ۱۳ سال گذشته به تماشا می گذارد.

کتاب با نگاهی وقایع نگارانه عواقب دراز مدت واکنش های آنی و وحشت زده مسئولان ارشد آمریکایی به حمله های ۱۱ سپتامبر را بررسی می کند. از میلیاردها دلار گم شده ای می گوید که از جیب مالیات دهندگان آمریکایی بیرون آمده و به باد رفته است، از زندگی از دست رفته یک شکنجه گر پیشین یاد می کند و به رویاهای برباد رفته یک مامور اطلاعاتی افشاگر می پردازد.

جنگ با تروریسم و برآمدن طبقه جدید ثروتمندان آمریکا

توماس ریکس، مشاور امنیت ملی در بنیاد آمریکای نو و نویسنده چندین کتاب در باره مسائل نظامی آمریکا که به مدت ۲۶ سال گزارشگر واشنگتن پست و وال استریت جورنال بوده است، در بررسی این کتاب برای نیویورک تایمز می نویسد: «با این کتاب در جهان تاریک و درهم ریخته ای غوطه ور می شویم که در آن گله گله دزدان و شیادان به سازمان های دولتی هجوم می آوردند و نرم افزارهای کامپیوتری و دیگر ابزارهای نوین تقلبی را در جنگ با تروریسم برای فروش قالب می کردند. دولت جورج بوش برای دفع مشکل تروریست ها بر سر خزانه نشسته و پول پرتاب می کرد و کم نبودند کسانی که هوای قاپیدن چند بسته را داشتند».

جیمز رایزن کتاب خود را با دنبال کردن ردپای ۲ میلیارد دلار که از آمریکا به بغداد رفت و سپس ربوده شد و سرانجام بخش زیادی از آن در پناه گاهی زیرزمینی در روستایی در لبنان یافت شد، آغاز می کند، و آن را «بزرگ ترین دزدی در تاریخ مدرن» می نامد.

در این جهان هرکه - هرکه، به نوشته نیویورک تایمز، آمر و مامور از هم تشخیص داده نمی شوند. دنیس مونتگمری تنها یکی از بسیار قماربازان خپله ای بود که در کازینو های شهر رینو در نوادا می پلکیدند، تا روزی که ادعا کرد فن آوری ای ابداع کرده که می تواند پیام های رمزی نوارهای ویدیویی اسامه بن لادن را که از تلویزیون نوبنیاد الجزیره پخش می شد، کشف رمز کند. بر اساس این ادعا توانست با گرفتن چندین مقاطعه از دولت، میلیون ها دلار به جیب بزند. رایزن می گوید در حدود کریسمس ۲۰۰۳ ، مونتگمری در دولت بوش چنان نفوذی یافته بود که آن را به طور جدی به فکر سرنگون کردن هواپیماهای مسافری انداخته بود. پس از آن که بازرسان دولت فرانسه به مسخره بودن عملیات مونتگمری یقین کردند، سیا بی سر و صدا او را از کار برکنار کرد. آقای مونتگمری سپس به فرماندهی عملیات ویژه ایالات متحد رفت و از آنجا مبلغ ۹ میلیون و ۶۰۰هزار دلار بابت فن آوری چهره شناسی ای که گویا می توانست با نصب دوربین هایی بر پهبادها چهره تروریست ها را تشخیص دهد، برای شرکت خود دریافت کرد. شرکت مونتگمری سرانجام در ورطه ای از قرض و قول ها و شکایت های قانونی سقوط کرد.

«طبقه ای تمام عیار از صاحبان و مدیران و سرمایه گذاران ثروتمند شرکت ها بوجود آمده که ثروت خود را از راه قادر کردن دولت آمریکا به روی آوردن به جانب تاریک به دست آورده اند. ... این حکومت گران جدید خاموش، فقط به گردآوری ثروت مشغولند... آنان برندگان اصلی یکی از بزرگ ترین عملیات انتقال ثروت عمومی به دست های خصوصی در تاریخ آمریکا هستند.»

«در واقع از آنجا که هزاران میلیارد دلار به امنیت ملی جدید سرازیر شده، مجتمع های صنعتی و رهبران شرکت ها به عنوان طلایه داران آن می توانند، به حق، برندگان واقعی جنگ با تروریسم معرفی شوند.»

ویرانی انسانی پس از جنگ

در این کتاب آقای رایزن همچنین با نشان دادن زندگی پس از جنگ دامین کورستی، از ویرانی انسانی ای که پشت پای جنگ با تروریسم برجا ماند، پرده بر می دارد. دامین کورستی یکی از سربازانی ست که درعملیات شکنجه در زندان ابوغریب بغداد دست داشت. رایزن با آوردن داستان زندگی دامین به ارتش آمریکا هشدار می دهد که پیش از رفتن به عراق بایست می دانست که شکنجه دو قربانی دارد: کسی که عذاب می کشد و کسی که عذاب می دهد.

«ایالات متحد اکنون دارد درسی قدیمی را که به دوران روم باستان برمی گردد،از نو می آموزد: جنگ سبعانه با دشمن تنها در خدمت سبع کردن ارتشی قرار می گیرد که به آن فرمان یافته است. شکنجه ذهن شکنجه گر را می پوساند.»

کتاب، کورستی را پس از ترک اعتیادش به هروئین در ساوانای ایالت جورجیا نشان می دهد که در میان ابری از دود ماری جوانا و با اختلال روانی فشارهای پس از جنگ دست و گریبان است. «او یکی از نخستین کهنه سربازانی ست که از حق معلولیت کامل ناشی از این اختلال روانی برخوردار شده است، اختلالی که نتیجه بازجویی های خشن او در دوران جنگ با تروریسم است».

تخطی امنیت ملی از قانون اساسی و سرنوشت افشاکنندگان

به نوشته توماس ریکس، بهترین بخش کتاب می تواند آخرین بخش آن باشد که نشان می دهد چگونه سازمان امنیت ملی قانون اساسی آمریکا را دور زد و یا زیر پا گذاشت. در اینجا به نوشته ریکس حتی سبک گاه ناهموار نویسندگی رایزن روشن تر و هموارتر و روایتش دقیق تر می شود.

دراینجا سرگذشت دایان رورک، کارمند کمیسیون اطلاعات مجلس نمایندگان آمریکا روایت می شود که به نوشته نیویورک تایمز از خواندن آن، هم مو براندام می ایستد و هم دوران پس از ۱۱ سپتامبر را نشان می دهد که درآن شفافیت و پاسخگویی دولت، که دو عنصر بنیادی دمکراسی اند، به شدت پایمال می شود. وقتی خانم رورک در می یابد که سازمان امنیت ملی درباره شهروندان آمریکایی دست به گردآوری اطلاعات زده است، می کوشد از آن بیشتر سر درآورد تا بعد همگان را از آن باخبر کند. او تصور می کرد که به طرزی تصادفی به نوعی خلاف کاری برخورده است. از نمایندگان کنگره درباره آن سوال می کند و به جایی نمی رسد. سپس با قاضی فدرال که بر امور اطلاعاتی نظارت دارد، تماس می گیرد. اما قاضی او را به وزارت دادگستری آمریکا حواله می دهد. پس از این ها، به سراغ مقام هایی که در سیا و کاخ سفید می شناخته، می رود.

سرانجام خانم رورک در می یابد که همه کسانی که به آنها مراجعه کرده از برنامه سازمان امنیت ملی باخبر بوده اند و درواقع آن را تایید کرده اند. او از شغلش درکنگره بازنشسته می شود و به اورگون نقل مکان می کند، تا بامداد روزی در ماه ژوئیه که با یورش ماموران اف بی آی بیدار می شود. ماموران با داشتن حکم تفتیش و استشهاد نامه مهرشده، همه کنج و کنار خانه او را می گردند تا گویا مدارکی بیابند که نشانه لو دادن اطلاعات مربوط به سازمان امنیت ملی آمریکا به خبرنگاران روزنامه ها باشد. جیمز رایزن در اینجا تذکر می دهد که همه کسانی که از تخطی های سازمان امنیت ملی از قانون اساسی آمریکا ابراز نگرانی کرده بودند با برخوردهایی شدید روبرو می شدند و همین خود دلیلی بود برآن که ادوارد اسنودن، پس از افشای اسناد مربوط به تجسس و نظارت سازمان های امنیتی آمریکا در امور شهروندان، به خارج بگریزد.

رایزن می نویسد: «اوباما حقه سیاسی تمیزی به کار برد. "وضعیت امنیت ملی" را که در دوران بوش به اوج و وسعتی بی اندازه رسیده بود به زیر چنگ آورد. در این روند، اوباما معیارهای پس از ۱۱ سپتامبری را، که بوش به نحوی تصادفی و بر اساس ضرورت و فوریت پیاده کرده بود، به هنجار تبدیل کرد. دست آورد بزرگ اوباما- یا گناه بزرگ او- آن بود که وضعیت امنیت ملی را وضعیت دائمی کشور کرد.»

ایرادهای کتاب

نویسنده نیویورک تایمز البته از کتاب رایزن ایرادهایی نیز می گیرد. مثلا معتقد است که خواننده باید در ضمن خواندن کتاب از جمله هایی نظیر این که «در جنگ با تروریسم جنون به هنجارجدید تبدیل شده» و دوبار هم تکرار شده، به شتاب بگذرد.

او همچنین ایراد می گیرد که رایزن درکتابش گاه دست به اغراق زده. مثلا وقتی می نویسد: «همه ژنرال های ارتش امیدوار بودند که بعد از بازنشستگی با کار کردن برای یک پیمان کار عمده وزارت دفاع به پول نقد دست بیابند»، با آن که این امر درمورد بسیاری از ژنرال ها وادمیرال ها مصداق دارد، اما نبایست همه را به یک چوب می راند. چرا که هستند امیران ارتش که پس از بازنشستگی به کارهای غیرانتفاعی یا دانشگاهی روی آورده اند.

ریکس همچنین از یک اقدام رایزن نیز ایراد اخلاقی می گیرد. آنجا که رایزن می گوید برای مصاحبه با دو تن از دست درکاران شرکتی که برای فرماندهی عملیات ویژه تاسیس شده بود خود را روزنامه نگار یا نویسنده معرفی نمی کند، بلکه سرمایه دار جا می زند: «فقط بهشان گفتم که علاقه مندم در شرکتشان سرمایه گذاری کنم» و می افزاید «چنین کاری از نظر آخرین روزنامه ای که در آن کار می کردم خطایی منتهی به اخراج بود». (این امر البته در دوران روزنامه نگاری او برای تایمز روی نداده است).

پیام کتاب

با این حال آقای ریکس نمی تواند از پیام اصلی کتاب جیمز رایزن غفلت کند. آنجا که رایزن می نویسد یک کارشناس جنگ با تروریسم به او گفته است: «خودمان تا حد مرگ ترسیده ایم».

واین نتیجه گیری کتاب را می توان نوعی گور نبشته بر پایان دهه اول قرن حاضر دانست. جیمز رایزن بی تردید در این کتاب روشن می کند که امریکا در جنگ با تروریسم باخته است و کنگره و مردم آمریکا باید بیدار شوند و به خود بیایند و درباره هزینه های سیاسی، مالی، اخلاقی، و فرهنگی این جنگ سوال کنند.

رایزن می نویسد: «در میان همه آسیب هایی که دولت آمریکا در جنگ بی پایانش با تروریسم بر کشور وارد آورد، شاید جنگ آن با حقیقت از همه بدتر باشد. از یک سو قوه مجریه دامنه آنچه را که می خواهد بداند، بی نهایت گسترش داده است، که حتی اطلاعاتی را که زمانی حقایق خصوصی به شمار می رفت، گرد می آورد؛ و از سوی دیگر برای جلوگیری از باز شدن چشم مردم به حیله های سیاهش و به جنگش با حقیقت، زندگی های بسیاری را نابود کرده است. و این همه از سازمان امنیت ملی آغاز شد.»

نگاهی تازه به جنگ با تروریسم در روزنامه نگاری امروز

نورمن سالومون، نویسنده کتاب «جنگ آسان: چگونه روسای جمهور و نخبه گان ما را تا سرحد مرگ می چرخانند» درباره این کتاب می نویسد هیچ نقد یا مصاحبه ای نمی تواند حق مطلب را درباره کتاب «به هرقیمت..» جیمز رایزن ادا کند. او این کتاب را آنتی تزی در برابر آنچه به نام «جنگ با تروریسم» در روزنامه نگاری معمول امروز می گذرد معرفی می کند، که به جای نگاهی یک بعدی و تار به این امر، آن را با نمایی درشت و شفاف و همه جانبه به تماشا می گذارد و بر واقعیت هایی که سخت فراگیر و بشدت ویرانگرند، تاکید می نهد.

سالومون این کتاب رادعوتی فوری به مبارزه می شمارد که باید آن را اجابت کرد. او می نویسد پس از ۱۳ سال تلاش های نظامی گرانه و وحشت فروشانه به نام جنگ با تروریسم، این کتاب که عنوان فرعی آن «طمع، قدرت و جنگ بی پایان» نام دارد از هراس های عظیمی که به نام امنیت ملی به دل ها افکنده شد، پرده بر می دارد. به نوشته او، رایزن به عنوان گزارشگر تحقیقاتی نیویورک تایمز، مدتی طولانی است که با ساختارهای مسلط قدرت می جنگد. سالومون با تاکید بر آن که کتاب جدید رایزن بی درنگ پس از انتشار به نقطه عطفی در روزنامه نگاری پس از ۱۱ سپتامبر مبدل شده، آن را همچنین پاسخی منطقی به تلاش های بازدارنده ای می داند که دولت های بوش و اوباما علیه او به خرج داده اند.

نبرد جیمز رایزن با دولت آمریکا

به نوشته سالومون، بیش از شش سال است که رایزن با تهدید زندانی شدن زندگی می کند و از قبول احضاریه های رسمی برای معرفی منبع یا منابع گزارش هایش درمورد یکی از عملیات احمقانه و خطرناک سیا که به خراب کاری در برنامه هسته ای ایران مربوط می شود، سرباز می زند.

در موخره کوتاه این کتاب، رایزن خلاصه ای از مبارزه خود را با وزارت دادگستری دوران بوش و اوباما نقل کرده و روایتی روشن از رویارویی هایش با هرم قدرت در تایمز به دست می دهد که تحت فشار کاخ سفید برخی از گزارش های اورا سال ها به تعویق انداخت و یا از انتشار آن جلوگیری کرد.

سالومون می نویسد خود سانسوری و درونی کردن نظرگاه های رسمی همچنان پیکر مطبوعاتی واشنگتن را آلوده می کند، اما رایزن، برعکس، با سرسختی برای حفظ استقلال خود مقاومت می کند و توانسته است با انتشار «به هرقیمت..» روزنامه نگاری بی اغماض خود را با صراحت کلامی نادر درآمیزد.

نورمن سالومون می نویسد، اکنون در دورانی که دولت آمریکا مارپیچ دیگری از کشتار برای تداوم جنگی دائم را به راه انداخته است، جیمز رایزن در مرکز توجه عمومی قرار دارد. کتاب «به هرقیمت ...»، کتابی عمیق است که از ظرفیتی فراوان برای درکی عمیق تر و مخالفتی شدیدتر با سیاست های نفرت انگیز برخوردار است.

سانسور و خودسانسوری زیر فشار های دولتی

جیل ابرامسون، سردبیر اجرایی نیویورک تایمز در مصاحبه با برنامه ۶۰ دقیقه سی بی اس که بخش هایی از آن روز یکشنبه ۱۲ اکتبر ( ۲۰ مهرماه) در این شبکه تلویزیونی پخش شد، گفت از این که تایمز را به انتشار گزارش جیمز رایزن از تلاش های بی فرجام سیا برای خراب کاری در برنامه اتمی ایران وادار نکرده، متاسف است.

این گزارش سبب شد که دولت آمریکا به مدت هفت سال رایزن را برای افشای منبع خود تحت فشار بگذارد. پس از آن که نیویورک تایمز از انتشار این گزارش خودداری کرد، رایزن آن را در سال ۲۰۰۶ به صورت کتابی با عنوان «وضعیت جنگ» (که در ایران با عنوان دولت جنگ ترجمه شده)، منتشر کرد. در این کتاب فاش می شود که سیا عملیاتی آغاز کرده بود که با دادن اطلاعات نادرست اتمی به تهران از طریق عوامل خود در ایران، سیستم اتمی ایران را تخریب کند. این عملیات توسط یکی از واسطه گان که ماموری دو جانبه بود، برای ایران فاش شد.

خانم جیل ابرامسون در این مصاحبه از این که از «روزنامه نگار بزرگی چون رایزن، که با او کار کرده و کارش را به صلابت صخره می داند»، حمایت نکرده است، ابراز تاسف کرد. او همچنین به یاد آورد که علیه رایزن رای داده بود.

سخنان خانم ابرامسون که به گزارش رایزن جنبه خبری می دهد، می تواند به نفع رایزن در دادگاه تمام شود. رایزن استدلال می کند که کارش از مقوله خبرنگاری و اطلاع رسانی بوده است و برخلاف ادعای وزارت دادگستری، جنبه افشای اطلاعات محرمانه نداشته است. دولت آمریکا پس از برگزاری سلسله دادگاه هایی که در نهایت رایزن در آنها بازنده شد، در احضاریه ای از رایزن خواسته در ژانویه ۲۰۱۵ برای شهادت در دادگاهی که جفری استرلینگ مامور سیا را به اتهام افشای اسرار محرمانه دولتی محاکمه می کند، شرکت کند. جفری استرلینگ مظنون به دادن اطلاعات به رایزن است.

موضع دولت اوباما در برابر رایزن

خانم ابرامسون در این مصاحبه می گوید کاندالیزا رایس که در آن زمان مشاور امنیت ملی بود تایمز را وادار به حذف این گزارش کرد. در این مصاحبه، مایکل هایدن، مدیر پیشین امنیت ملی آمریکا می گوید نمی بایست رایزن را به لو دادن منبعش وادار کنند. با این حال در بخشی از برنامه ۶۰ دقیقه که از سی بی اس پخش شده اشاره ای به این گفته اریک هولدر دادستان کل آمریکا نمی شود که بارها تاکید کرده است که در فرستادن یک روزنامه نگار به زندان به خاطر عمل روزنامه نگاری اش شرکت نخواهد کرد. باراک اوباما نیز نظیر همین گفته را بیان کرده است.