دیدگاه | فوتبال ایران یک ماه تا جام جهانی؛ ماکتی از رفتار و توهم حکومت

تیم ملی فوتبال ایران

مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال، ۱۰ دی ۱۴۰۴: «در جام جهانی ۲۰۲۶ از گروه‌مان صعود می‌کنیم.»

همان تاج، ۱۳ اسفند ۱۴۰۴: «دورنمای خوبی برای حضور در جام جهانی نمی‌بینم.»

۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵: «حتماً باید برویم و مظلومیت ایران را آن‌جا نشان دهیم.»

۱۹ اردیبهشت: «انشاءالله تا فینال جام جهانی پیش برویم.»

وقتی تصمیم یا اظهارنظر رئیس یک فدراسیون ورزشی درباره مهمترین رخداد جهانی آن ورزش، این میزان متغیر است، از ورزش و تیم ورزشی چه به جا می‌ماند؟ اگر توجیه کنیم که این تغییرات، بازتابی از تلاطم شدید شرایط سیاسی کشور است، با این واقعیت که تک تک این مواضع متغیر و متضاد، از جانب نهادهای امنیتی به او دیکته می‌شوند و نتیجه دگرگونی در خط‌مشی کلان حاکمیت‌اند، چه کنیم؟ این خط‌مشی اگر چه «کلان» نام می‌گیرد، از سویی دارد موقعیت کشور در خاورمیانه و در جهان را رقم می‌زند؛ و از سوی دیگر، در رفتار حکومت با مردم، هر روز و هر شب، تأثیر می‌گذارد.

به همین دلیل است که نباید تصور کنیم «فوتبال فقط یک بازی‌ است» و مسائل مربوط به حضور در جام جهانی، بر روی زیست هر ایرانیِ بی‌علاقه به این ورزش، اثر ندارد. البته که تمام این گزاره‌ها در حس همگانی مردم در قبال تیم ملی فوتبال، نقش مستقیم دارند؛ که بار دیگر آنها و ما را به همان سؤالی برمی‌گردانند که از زمان انقلاب «زن، زندگی، آزادی» و حضور همین تیم در جام جهانی قطر ۲۰۲۲ مطرح بود: سرانجام، این تیم «ملی» است یا نماینده تمام‌عیار «جمهوری اسلامی؟» اما اگر آن‌چه در حوالی و حواشی این تیم و اعزامش رخ می‌دهد را همچون الگوی نمونه‌ای عملکرد کلی حکومت در این دوران ببینیم، انطباق بی‌بدیلی با شرایط عینی جمهوری اسلامی کنونی خواهد یافت.


اقرار به ترس توسط نظام فاقد مشروعیت

حکومتی که جز توتالیتاریسم [تمامیت‌خواهی]، شیوه‌ای برای اداره کشور نمی‌داند، در هر مرحله‌ای حتی ندانسته به افشای ماهیت خود، اقرار می‌کند. دقیق‌تر ببینیم: گفتار و رفتاری از آن سر می‌زند که انگار، انکار هر نوع ادعای وجود آزادی و امنیت برای شهروندان است. گویی از ابتدا چنین ادعایی نداشته. مراحلی که در روند اعزام تیم فوتبال به جام جهانی طی شده، تا اینجا قدم به قدم و یک به یک، تردید بر سر ماهیت «ملی» یا «حکومتی» این تیم را برطرف می‌کند. نه تنها تیم، حکومتی است؛ بلکه حتی دلیل اعزامش هم برخلاف آن چه به نظر می‌رسد، تبلیغات حکومتی است. شاید زمان تأکید محمد حسین میثاقی، مجری صدا و سیما بر لزوم «سرود خواندن» بازیکنان و بی‌‌اهمیتی نتیجه مسابقات، هنوز به این میزان مطمئن نبودیم که نهاد اعزام‌کننده تیم یعنی فدراسیون فوتبال هم به واقع با چنین انگیزه‌ای تیم را بسته و با بازیکنان برای خواندن سرود جمهوری اسلامی، دوقبضه بسته است. ولی وقتی خود مهدی تاج از این نوع اهداف در صدا و سیما و سایر مصاحبه‌ها حرف زد، دیگر تردید، نه نشان فوتبال‌دوستی و نه وطن‌پرستی است.

در مجموع شروطی که فدراسیون فوتبال ایران روز شنبه ۱۹ اردیبهشت، برای حضور خود در جام جهانی ۲۰۲۶ اعلام کرد، مواردی به چشم می‌خورد که آشکارا از جنس همان اقرار به دیکتاتوری و همزمان، مشروعیت نداشتن است. از جمله این‌که «خواستار بالاترین سطح پروتکل‌های حفاظتی و امنیتی» توسط پلیس آمریکا - یکی از سه میزبان جام و میزبان سه بازی تیم فوتبال اعزامی از جمهوری اسلامی در مرحله گروهی- شده است. در امتداد همین شرط، فدراسیون فوتبال بدون هیچ تلاشی برای آبروداری به تعبیر عام، به صراحت آورده که دلیل درخواست این حفاظت شدید، آن است که «از حواشی و مشکلات احتمالی مانند آن‌چه در استرالیا رخ داد، جلوگیری شود».

در طول برگزاری جام ملت‌های فوتبال بانوان آسیا در استرالیا که با شروع جمله آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی و کشته شدن علی خامنه‌ای، همزمان شده بود، تعدادی از بازیکنان این تیم به کشور میزبان پناهنده شدند. بدیهی است که جمهوری اسلامی هرگز به این‌که تغییر تصمیم بخشی از دختران فوتبالیست و بازگشتشان به ایران، نتیجه فشارهای حکومت و تهدید خانواده آنها در ایران بوده، اذعان نکرد و انگیزه آنها را همچون همیشه به «توطئه جهانی» ربط داد. به خصوص شخص مهدی تاج چه همان موقع و چه بعدها تا امروز، بارها در گفتگوهای گوناگون، به دو پست دونالد ترامپ، در شبکه اجتماعی تروت سوشال در حمایت از هفت عضو تیم فوتبال (شش بازیکن و یک نفر از کادر فنی) به منزله دلیل وسوسه شدن آنها به پناهندگی اشاره کرده است. در حالی که همین متن شروط فدراسیون زیر نظر تاج برای فیفا نشان می‌دهد آنها درباره تیم ملی فوتبال مردان هم به شدت نگران‌ احتمال تصمیم برخی آنها برای پناهنده شدن‌ هستند.

اعضا و سرمربی تیم فوتبال زنان در اولین مسابقه خود در برابر کره جنوبی در رقابت‌های آسیایی، سرود جمهوری اسلامی را نخوانده بودند و در بین واکنش‌ها و برخوردهایی که با این کار آنها صورت گرفت، حرف‌های تهدیدآمیز محمدرضا شهبازی مجری تلویزیونی که ۱۱ اسفند ۱۴۰۴ آنها را «بی‌شرف» و «لایق شدیدترین مجازات» خواند، بازتاب فراوان پیدا کرد. تمام تلاش ایرانیان ساکن استرالیا در «گلد کُست» و همراهی بشردوستانه پلیس و دولت این کشور، بعد از این تهدیدها و احتمال فشار و عواقبی که می‌توانست در ایران در انتظار این دختران باشد، آغاز شد. اما وقتی در بازی بعدی، آنها نه تنها سرود خواندند، بلکه با سلام نظامی حمایت خود را از جمهوری اسلامی اعلام کردند، اطمینان ایرانیان از فشار وحشتناکی که در اردوی این تیم بر آنان حاکم شده، به نهایت خود رسید.

در نهایت و با تشدید این فشارها، فقط فاطمه پسندیده و عاطفه رمضان‌زاده در استرالیا ماندند و بقیه، به هر طریقی بود، بازگشتند یا باز گردانده شدند؛ اما وقتی فدراسیون برای شرکت در جام جهانی مردان لزوم محافظت امنیتی از اعضای تیم و جلوگیری از پناهندگی آنها را به عنوان شرط مطرح می‌کند، نگرانی اصلی از عدم مشروعیت حاکمیت، خود را نشان می‌دهد. همان‌گونه که شدت جلوه‌های سیاسی و امنیتی مراسم بدرقه تیم در شامگاه چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت نیز جایی برای پذیرش یک اعزام «ورزشی» باقی نگذاشت. مراسمی که تصاویرش به تجمعات حکومتی شبانه در میادین و خیابان‌های شهری، شبیه‌تر بود تا بدرقه یک تیم ورزشی. در طول آن، نه تنها بازیکنان را به ادای سلام نظامی واداشتند، بلکه اساساً حضارش، سخنرانانش و وعده‌های مسعود پزشکیان رئیس جمهوری به پاداش در صورت «موفقیت در خاک آمریکا»، همه چیز را به نوعی رجزخوانی میلیتاریستی [نظامی‌گری] نزدیک کرد.


پررویی یا توهم؟ عدم تشخیص یا ادعای گزاف؟

پیش از رفتن این تیم به اردوی تدارکاتی ترکیه در فاصله یک ماه مانده تا جام جهانی ۲۰۰۶ آمریکا، کانادا و مکزیک، یکی از پیام‌هایی که خطاب به تیم صادر شد از جانب مجید موسوی، فرمانده نیروی هوا فضای سپاه پاسداران بود. موسوی که جایگزین امیر علی حاجی زاده، فرمانده پیشین و کشته شده این نیرو و مسئول شلیک‌ موشک‌های سپاه به هواپیمای مسافربری هواپیمایی اوکراین در ۱۸ دی ۱۳۹۸ شده، در این پیام از قول یک فرمانده کشته شده دیگر سپاه یعنی حسین سلامی، جمله‌ای را نقل کرده که برای غیرفوتبالی‌ترین افراد نیز دستمایه خنده بود. در بخشی از پیام مجید موسوی به این تیم آمده: «یاد و خاطره شهید سلامی گرامی باد که توصیه نمودند؛ اگر می‌خواهید جام را ببرید، تیمی بازی کنید»! اما بی‌اطلاعی موسوی از این که فوتبال، در ماهیت، ورزشی گروهی است و نمی‌توان آن را «غیرتیمی» بازی کرد، در کنار این نکته قرار می‌‌گیرد که در مجموع بازیکنان کنونی این تیم حتی یک نفر هم حضور ندارد که از نظر مهارت تکنیکی، قابلیت بازی به شیوه مشهور به «تک‌روی» را داشته باشد. اتفاقی که درباره بازیکنی مانند علی کریمی، در دهه‌های پیشین فوتبال ایران، با قدرت پا به توپ شدن و دریبل‌زنی او ممکن بود رخ دهد و او را گهگاه به کار فردی و خارج از «همکاری تیمی» متهم کند.

در مرحله بعدی، شگفت این است که در بین مسئولان حکومتی، فقط همین مجید موسوی نیست که از «بردن جام» می‌گوید. اگر تصور اغراق‌زده او درباره قدرت تیم فعلی را نتیجه غفلتش از ورزش یا برگرفته از شیوه‌های «بخشنامه‌ای» نهادهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی بدانیم، آن چه بالاترین مدیر فوتبالی کشور شب ۱۹ اردیبهشت در برنامه تلویزیونی «من ایرانم» در شبکه نسیم سیمای جمهوری اسلامی گفت، دیگر به سختی قابل باور است: مهدی تاج که داشت از معضل تعویق لیگ سراسری فوتبال کشور در فصل ۱۴۰۵-۱۴۰۴ حرف می‌زد، اتمام آن را به «بعد از بازگشت از جام جهانی» موکول دانست. اینجا بود که اظهار امیدواری کرد بازی‌های تیم در جام جهانی «تا فینال ادامه پیدا کند»!

برگزار نشدن مسابقات لیگ داخلی، مشکل معرفی نماینده‌های رسمی برای شرکت در لیگ آسیا را به وجود آورده است. لیگی که با شرایط بی‌ثبات کشور، به گفته تاج همچنان برگزار نخواهد شد. اینجا هم حاکمیت و مظهر تمام‌عیارش فدراسیون فوتبال در اعتراف به این‌که تجمع تماشاگران و شعارهای ضدحکومتی، ترس اصلی آنهاست، صداقتی ندارند. با آن‌که همین ترس باعث شد بعد از کشتار مردم معترض در دی ماه، از هفته شانزدهم لیگ، مسابقات بدون تماشاگر برگزار شد. کنفدراسیون فوتبال آسیا درخواست فدراسیون برای تمدید مهلت معرفی برندگان لیگ از ۱۰ خرداد تا ۱۰ تیر را در حالی رد کرد که اگر با این مهلت یک ماهه موافقت می‌شد هم، امکان اتمام لیگ با متوسط ۸-۷ بازی که برای هر تیم باقی مانده، وجود نداشت.

فدراسیونی که درخواست تمدید مهلت را طی نامه رسمی به کنفدراسیون آسیا ارسال می‌کند، اما تصور درستی از تقویم و هفته‌های باقی‌مانده تا زمان مهلت درخواستی خودش ندارد، چگونه ممکن است انزوای بی‌سابقه تیم خود و دور ماندنش از بازی تدارکاتی و دوستانه با هر تیم حتی درجه دو و سه را جدی بگیرد؟ از این فدراسیون که بازی‌های «درون-اردویی» تیم الف و ب با یکدیگر را رسمی قلمداد می‌کند و صدا و سیما آن را با تشریفات، پخش زنده می‌کند تا بیشتر مایه آبروریزی شود، چه توقعی می‌توان داشت؟ وقتی نهایت قدرت این مجموعه، واداشتن بازیکنان تیم به شرکت در تجمع‌های خیابانی حامیان حکومت در محله‌های تهران یا سانسور و اعلام نکردن خبر فسخ قرارداد آنتونیو گالیاردی، دستیار ایتالیایی امیر قلعه‌نویی سرمربی تیم باشد، به واقع نمی‌توان تمیز داد که ادعاهایش از گنده‌گویی با علم به ضعف می‌آید یا از توهمات خودبزرگ‌بینانه و متأثر از روحیه شبه‌نظامی. روحیه‌ای که صرفاً برآمده از سوابق نظامی و سپاهی رئیس فدراسیون نیست، بلکه در همان امنیتی‌سازی، تمام ساز و کارهای ورزشی، فرهنگی و هنری ریشه دارد.


از مصرف داخلی تا دردسرسازی جهانی

مدتی بعد از ناکامی مهدی تاج در ورود به کانادا برای شرکت در کنگره فیفا، روزنامه جوان وابسته به سپاه پاسداران به او و امیر قلعه‌نویی اولتیماتوم داد و تهدیدگرانه نوشت: «اگر مدیران فدراسیون، کادر فنی و بازیکنان تیم ملی از آرمان‌های ایران اسلامی، گامی به عقب بردارند، ما نه فوتبال می‌خواهیم و نه جام جهانی را». در حالی که این نوع اظهارنظرها برای راضی نگه داشتن طیف موسوم به «ارزشی» و ادعای ماندن بر سر شعارهای ایدئولوژیک، معمولاً کاربرد داخلی صرف دارد، فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی مدعی است در جلسه‌ای که همین روزها در ترکیه با فیفا خواهد داشت، بر سر شروط خود پافشاری می‌کند. یکی از این شروط، وارد نشدن پرچمی به غیر از پرچم جمهوری اسلامی به استادیوم‌های میزبان جام جهانی است. آن هم در کشوری چون ایالات متحده آمریکا که جمله مشهور «این کشوری آزاد است» همواره شاخص زندگی در آن بوده است.

مهدی تاج، رییس فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی

به بیان دیگر، جمهوری اسلامی برای فیفا و میزبانان مسابقات، دغدغه‌های تازه و بی‌سابقه‌ای ساخته که در کنار انبوه مسئولیت‌های برگزاری این مهمترین تورنمنت فوتبالی جهان، اساساً نباید محلی از اعراب می‌داشت. بعد از آن‌که تاج از ورود به کانادا منع شد و در بازگشت به ایران، دیپورت خود را «بازگشت خودخواسته» و نوعی قهر به دلیل «اهانت به سپاه پاسداران» جلوه داد، انگار تازه دریافت که تروریستی اعلام شدن سپاه از سوی آمریکا، کانادا و اتحادیه اروپا، جدی است و به واقع در عمل اتفاق می‌افتد! در حالی که حتی یک نفر از اعضای تیم هنوز ویزای ورود به کشور میزبان را ندارد، فدراسیون از فیفا خواسته این «معضل» را برای ورود تیم و همراهانش به آمریکا حل کند. شاید حتی بتوان احتمال داد که با تفکیک «خدمت نظام وظیفه» از عضویت رسمی در سپاه، برای بازیکنانی چون مهدی طارمی و احسان حاج‌صفی استثنا قائل شوند. ولی واقعیت سفت و سخت این است که این حاکمیت، این سپاه و این مدیران ناچارند انزوا و فقدان مقبولیت داخلی و جهانی خود را به عنوان مجریان سرکوب، بپذیرند. به عنوان زمامداران کشوری که معلوم نیست تا روز شروع جام جهانی ۲۰۲۶ در ۱۱ ژوئن همزمان با ۲۱ خرداد ۱۴۰۵، چه میزان بر ناامنی و وحشت مردم سرزمین خود، منطقه و جهان، خواهد افزود.


* نظرات و دیدگاه‌های مطرح شده در این مقاله الزاما بازتاب‌دهنده موضع صدای آمریکا نیست