لینکهای قابل دسترسی

پنجشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۶ ایران ۰۸:۳۰

سفر به گذشته در فیلم جدید «مردان ایکس»


فیلم جدید مجموعه اکس مِن X-Men، «روزهای گذشته ی آینده» X Men-Days of Future Past که اکران سراسری آن در آمریکا و دهها کشور دیگر جهان، همزمان روز جمعه گذشته شروع شد، ساخته کارگردان «برایان سینگر» است که ۱۴ سال پیش، نخستین X-Men و بعد از آن دومین فیلم از این مجموعه را کارگردانی کرد و سناریوی فیلم X-Men: First Class را نوشت.

فیلم «اکس من» در حالی اکران می شود که فیلم های ابرقهرمان های کتاب های مصور، مثل «مرد عنکبوتی شگفت انگیز ۲» و «کاپيتان آمریکا» همچنان روی اکران هستند. تکرار مداوم قصه ها در فیلم های جدید، این هشدار منتقدها را در پی داشت که این ژانر سینمایی، مثل ژانر وسترن، به قدری دارد تکرار می شود که به تدریج حالت عادی و پیش پا افتاده و «باری به هرجهت» پیدا می کند و از نفس می افتد.

اما جالب است که به قول لو لومینک، منتقد نیویورک پست، فیلم X-Men جدید، هوای تازه ای به جهان کپک زده محصولات سینمایی ناشر قصه های مصور ابرقهرمان ها، شرکت مارول Marvel، می دمد که این اواخر مخاطب فیلم هایش، دیگر به هوادارهای سرسخت محدود شده بود. «X-Men» جدید، فیلمی است که منتقدها تماشای آن را، حتی به تماشاگرانی که کتاب مصور اين مجموعه و فیلمهای قبلی مجموعه مردان ایکس را ندیده اند، توصیه کردند.

فیلم مردان ایکس، در باره سفر به گذشته، از جمله به سال ۱۹۷۳، کنفرانس صلح ویتنام در پاریس، است. در این صحنه از فیلم جدید اکس من، دانشمند خبیث، بولیوار تسک، با بازی درخشانی از هنرمند ریزنقش پیتر دینکلج، در باره دستگاه جدید خود توضیح می دهد که قادر است وجود «ژن ایکس» را در آدم ها نشان دهد و با کمک آن، حضور میستیک، با بازی جنیفر لارنس را برملا می کند. فیلم جدید داستانی پرشخصیت و پیچیده دارد، ولی کارگردان چیره دست، برایان سینگر را منتقدها از جمله به خاطر شفافیت قصه گوئی، و کنار هم گذاشتن دو نسل از شخصیت های آشنای شش فیلم قبلی مجموعه «ایکس من» تحسین کرده اند.

کارگردان برایان سینگر می گوید فکر این فیلم در زمان نوشتن سناریوی فیلم X-Men: First Class نضج گرفت. تلاشی برای همدست کردن «گزاویه» و «مگنیتو»، دو دشمن سابق است. او می گوید می خواست راهی برای ترکیب بازیگران اولین فیلمهای این مجموعه از ۱۴ سال قبل و بازیگران نسل جدید پیدا کند. برای این کار، سفر در زمان، بهترین راه حل بود.

صحنه های آغازین فیلم، در نیویورک نیمه مخروب، که مردان ایکس و سمپات های آنها به اردوگاه اسیران منتقل شده اند، تاکیدی بر درونمایه هولوکاستی است. مشابه این صحنه در ادامه فیلم، در مسکو و پکن هم تکرار می شود. در چین، مردان ایکس به رهبران خود، پروفسور ایکس و مگنیتو پناه میآورند و آنها که در فیلمهای قبلی با هم دشمن بودند، چاره ای برای بازگشت به گذشته و تغییر مسیر تاریخ از طریق نابود کردن دانشمندی که روبات های کشنده را اختراع کرده می اندیشند.

مجموعه مردان ایکس، از آغاز انتشارش به صورت کتاب مصور در دهه ۱۹۶۰، بازتابی بود از مبارزه برای مساوات اجتماعی و علیه تبعیض نژادی که در آن زمان، موضوع داغ روز بود. فیلمهای مردان ایکس، همچنان به درونمایه اصلی هواداری از حقوق اقلیت ها وفادار ماندند. مردان ایکس، که داشتن ژن اکس، آنها را از انسانهای عادی متمایز می سازد، نماینده دگرباشان جامعه هستند که همیشه مورد تعرض قرار می گیرند.

در فیلم جدید که از یکی از داستانهای دهه ۱۹۸۰ مجموعه کتاب مصور اقتباس شده، «پروفسور اکس» با بازی پتریک استیوارت، شخصیت سالخورده «ولوورین» با بازی هیو جکمن را به گذشته می فرستد تا به خود او در جوانی هشدار بدهد که برنامه نابود کردن دگرباشان با استفاده از آدم مصنوعی های مسلح، به تدریج به کشتن همه انسانها منجر می شود و باید قبل از شروع، جلوی آن گرفته شود. آنها می خواهند میستیک با بازی جنیفر لارنس را وادار کنند که با استفاده از قدرت های استثنائی تغییر شکل، دانشمند مخترع آدم ماشینی های شکارگر مردان ایکس را از بین ببرد. اما تغییر مسیر تاریخ، عواقب غیر قابل پیش بینی دارد.

داستان خیلی پیچیده و ذهنی است. تعریف کردن خلاصه آن، کلی وقت می گیرد و کمکی هم نمی کند، چون جلوه اش را هم در خلاصه کردن و تعریف کردن، از دست می دهد. اما فیلم با اصل قصه که در سال ۱۹۸۱ بیرون آمد، متفاوت است. در اصل قصه، شخصیت کیتی پراید (در فیلم نقش او را «الن پیج» بازی کرده) در واقع به گذشته نمی رود، بلکه رویای گذشته را در تلاش برای تغییر مسیر تاریخ به ذهن می آورد. در فیلم اما کیتی پراید از قدرت ذهنی اش برای فرستادن ولوورین به گذشته استفاده می کند. چرا وولورین، چون تنها اوست که از قدرت بازسازی زخم های بدن اش، برخوردار است و می تواند سفر سخت به گذشته را تحمل کند. سفر به گذشته، ما را به دهه ۱۹۷۰ می برد و بهره برداری خوبی از تصاویر، مفاهیم و فرهنگ دهه ۱۹۷۰ در فیلم شده است.

مهم این است که این داستان شلوغ طوری ساخته شده که تماشاگر را گیج نمی کند. به قول منتقد رندی مایرز، هر چند تماشاگرها بعد از فیلم درخشان «کاپيتان آمریکا» و فیلم ضعیف «مرد عنکبوتی شگفت انگیز ۲» ممکن است از ابرقهرمانهای قصه مصور خسته شده باشند، اما باید به این فیلم پرمغزو طنز، فرصت لازم را بدهند. سینگر، نه تنها در گوشه و کنار فیلم، صحنه هائی دارد که تماشاگر را به حیرت و تحسین وامی دارد، بلکه به نظر منتقد روزنامه مرکوری شمال کالیفرنیا، (رندی مایر) فیلمی خلق کرده نه تنها ذهنی و سمبولیک، بلکه مفرح. جاذبه کار او در این است که همه بخش های فیلم به خوبی با هم ترکیب شده اند. تماشاگر هیچوقت رد این همه شخصیت را گم نمی کند. به یک حساب، شمار اکس من ها در این فیلم به بیش از ۵۴۰۰ می رسد، البته شامل سیاهی لشکرها و شخصیت های جانبی که بعضی یکی دو دقیقه بیشتر نیستند.

سینگر می گوید بازگرداندان هنرپیشه های اصلی اولین فیلمهای مردان ایکس، برای او شوق انگیز بود ولی نمی خواست آنها را بیاورد که فقط آورده باشد، بلکه می خواست به حضور آنها در فیلم، دلیل و هدف ببخشد. سینگر به کمک سناریست ها، در در داستان اصلی تغییراتی داده، بدون اینکه از محتوای اصلی آن دور بشود.

از دید کریستوفر بورلی، منتقد شیکاگو تریبون، فیلم جدید در مقایسه با فیلمهای دیگر ابرقهرمانهای قصه مصور، بدون اینکه سبکسر باشد مفرح تر است، و بدون تظاهر به سنگینی گیرائی عاطفی دارد، و هنرش این است که روی مرز سهل انگاری و اضطرار، حرکت می کند. همیشه دنبال پیچ وتاب قصه است و شوخی های ریز و بیان عواطف، و همیشه تنش بین شخصیت های اصلی را حفظ می کند.

برای فیلم جدید اکس من در شهرهای مختلف دنیا از سنگاپور گرفته تا پاریس و لندن، مراسم افتتاح ترتیب داده بودند، اما افتتاح جهانی فیلم در ساختمان عظیم «مرکز جویتز» نیویورک، شلوغ ترین بود، با شرکت هواداران سرسخت مجموعه، که برای دیدن بازیگران محبوبشان آمده بودند، از جمله جنیفر لارنس، هیو جکمن، و جیمز مک اووی، که به نظر منتقدها، بازی اش در این فیلم، می درخشد.

هیو جکمن می گوید فکرش را نمی کرد که این سریال این همه هوادار پیدا کند، تا اینکه یک روز در گمرک کانادا کارش گیر کرده بود و می ترسید به فیلمبرداری نرسد. ولی وقتی گفت نقش وولورین را در سریال مردان ایکس بازی می کند، مامور گمرک فورا به پاسپورتش مهر زد و ازآن موقع بود که فهمید در این سریال چیزی هست.

از جاذبه های فیلم، بازسازی حس و حال بصری دهه ۱۹۷۰ است، که علاوه بر مذاکرات صلح در جنگ ویتنام، دو رئیس جمهوری آمریکا، کندی و نیکسون را هم در قصه شریک می کند. به قول رندی مایرز، فیلم «روزهای گذشته آینده» با تاریخ بازی می کند و به ریشه های غیرمتعارف خود وفادار می ماند و آنها را با اعتماد به نفس و اعتقاد، بیان می کند. فیلمی است لذت بخش برای همه زمانها، یک فیلم تابستانی که تماشاگر را هم سرگرم می کند هم به فکر وامی دارد.

پیش بینی شده که حضور جمع بزرگی از هنرپیشه های محبوب که شخصیت های به یادماندنی مجموعه مردان ایکس را در گذشته ساخته اند، به فروش این فیلم کمک کند. به قول لو لومینیک، منتقد نیویورک پست، سینگر به همه بازیگران فرصت درخشش می دهد به خاطر برداشت هوشمندانه اش از قصه مصور سال ۱۹۸۱ نوشته «کریس کلرمانت» که در آن، مردان ایکس، یا موجودات دو رگه، که ژن اکس دارند را روباتهای غول آسا، شکار می کنند.

از اولین کتاب مصور این مجموعه، وجود مردان ایکس، که با آدمهای عادی در نوع ژن ها تفاوت داشتند، امکان مطرح کردن مشکلات اقلیت ها به خصوص آفریقائی تباران آمریکا را به نویسندگان و طراحان می داد. ، درونمایه اصلی این مجموعه، تلاش غیرخودی ها بود از راه خیر و شر، برای مبارزه علیه مهر داغ اجتماعی دگرباشی که بر آنها خورده بود. در فیلم جدید هم درونمایه اصلی مجموعه اکس من، پرورش پیدا کرده، یعنی نژادپرستی، بدرفتاری با همجنسگرایان، و همچنین نکوهش جنگ مجموعه مردان ایکس به خاطر همین تاکیدش بر مبارزه اقلیت ها، از دیگر سریال های ابرقهرمانی کتابهای مصور، متمایز است.

به قول دیوید رونی، منتقد هالیوود ریپورتر، در فیلم جدید همین درونمایه تقویت شده و تاکید بر انسانیت این موجودات دورگه، ناشی از آسیب پذیری فیزیکی زیادشان هست. این منتقد، به پژواک هائی از هولوکاست در این فیلم اشاره کرده، که درتمام فیلمهای سری اکس من هم وجود دارد.
XS
SM
MD
LG