پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، با تاکید بر سیاست «صلح از طریق قدرت» دولت ترامپ، از آغاز تور یکماههای با عنوان «زرادخانه آزادی» خبر داد.
آقای هگست در پیامی که شامگاه دوشنبه ۱۵ دی به مناسبت آغاز تور یکماهه ۲۰۲۶ «زرادخانه آزادی» شبکههای اجتماعی منتشر کرده، نوشته است: «تولید آمریکایی. ساخت آمریکا. آزادسازی سرعت، مقیاس، و مرگآوری بیمانند برای جنگجوی آمریکایی.»
پنتاگون، وزارت جنگ آمریکا، نیز با انتشار بیانیهای درباره این تور، به «رویکردی تازه در حوزه تدارکات دفاعی» اشاره کرده است؛ رویکردی که بر سرعت، نوآوری، و طرز فکر مبتنی بر تجاری بودن تاکید دارد که به معنای حذف خط قرمزهای فرساینده اداری، تقویت اختیارات رهبران برنامهها، و اعطای قراردادهای باثبات و بلندمدت به شرکتها است تا آنها به سرمایهگذاری در گسترش ظرفیت تولید تسلیحات تشویق شوند.
در این بیانیه تور «زرادخانه آزادی» بهعنوان یک کارزار سراسری توصیف شده که هدفش «احیای توان تولیدی آمریکا و تزریق دوباره انرژی به نیروی کار ملی» است. در این بیانیه تأکید شده است که امنیت ملی آمریکا و آنچه «صلح برای جهان» خوانده میشود، با سرعت و ظرفیت «پایگاه صنعتی دفاعی» این کشور گره خورده است؛ یعنی هر قدر تولید تسلیحات و سامانههای نظامی سریعتر و گستردهتر باشد، تأمین صلح نیز پررنگتر خواهد بود.
در بیانیه رسمی وزارت دفاع آمریکا با اشاره به مردان و زنانی که در خطوط تولید و کارخانهها کار میکنند، آمده است که آنها در «صف مقدم» و در کنار نظامیان فعالیت دارند. هر روز حضور آنها در محل کار، بخشی از روند تداوم قدرت نظامی آمریکا قلمداد میشود و به این ترتیب، مرز میان حوزه تولید و میدان جنگ از نظر گفتمانی کمرنگ و کل اقتصاد صنعتی به امتداد ماشین جنگی تبدیل میشود.
در این بیانیه از یک «اکوسیستم دفاعی» صحبت میشود؛ سامانهای که باید چابک، پاسخگو و قادر باشد ابزارهای لازم را «دقیقاً در زمان مورد نیاز» در اختیار نیروهای نظامی بگذارد. استفاده از واژههایی مانند اکوسیستم و چابکی نشان میدهد که از نگاه طراحان این طرح، جنگِ امروز نه استثنایی موقت، بلکه وضعیتی دائمی است که پیرامون آن باید زنجیرهای منسجم از تولید، فناوری و تصمیمگیری شکل بگیرد.
تور «زرادخانه آزادی» هم صرفاً یک سلسله سخنرانی معرفی نمیشود، بلکه «جنبشی برای احیای قدرت صنعتی و تضمین آزادی نسلهای آینده» خوانده میشود. در این روایت، «آزادی آمریکایی» از مسیر کاهش تنشها و دیپلماسی تعریف نمیشود، بلکه تقویت بیوقفه ظرفیت تخریب نظامی، محور اصلی دکترین موسوم به «صلح از طریق قدرت» است.
هگست با تصریح بر دکترین «صلح از طریق قدرت» به عملیات «چکش نیمهشب» و هدف قرار دادن تاسیسات هستهای جمهوری اسلامی در ایران اشاره کرد و گفت: «که بمبافکنهای «بی-۲» ما ۳۷ ساعت پرواز رفت و برگشت داشتند و ایرانیها هرگز آنها را ندیدند. و ۱۴ مهمات نقطهزن را درست به جایی که باید میانداختند، زدند و تواناییهای هستهای ایران را نابود کردند. و البته موشکهای تاماهاوک را هم، که از یک زیردریایی زیبا پرتاب شدند و آن ضربه قاطع را به یکی از تأسیسات هستهای وارد کردند، فراموش نکنیم.»