روزنامه وال استریت ژورنال در سرمقاله ای با عنوان «تاریخچه واقعی برنامه هستهای جمهوری اسلامی ایران» به اثبات این روایت پرداخته است که جمهوری اسلامی هرگز از تلاش برای دستیابی به جنگ افزار هستهای دست نکشید و توافق برجام نیز این مسیر را متوقف نکرد.
سردبیر این روزنامه میگوید:
بخش زیادی از چارچوببندی رسانهای این روزها درباره جنگ با جمهوری اسلامی ایران، بر نوعی روایت خاص از گذشته استوار است. خلاصه این روایت این است که جمهوری اسلامی ایران تا زمان باراک اوباما، رئیس جمهوری پیشین آمریکا، مهار شده بود، اما پرزیدنت ترامپ آن توافق را برهم زد و اکنون رژیم واقعاً بهدنبال جنگ افزار هستهای خواهد رفت.
«سادهلوحانه» واژهای بیش از حد ملایم برای توصیف این روایت فریبنده و جناحی است. بازگویی تاریخچه واقعی اهمیت دارد، زیرا نشان میدهد رژیم ایران دههها بی وقفه در پی دستیابی به بمب هستهای بوده؛ و به همین دلیل پرزیدنت ترامپ با استفاده از زور در حال تضعیف آن حکومت است.
برای شروع بحث مناسب است به سال ۲۰۰۲ برگردیم؛ زمانی که اسرائیل به افشای سایتهای مخفی هستهای جمهوری اسلامی ایران در نطنز و اراک کمک کرد. اینها مکانهایی بودند که رژیم از طریق اورانیوم و پلوتونیوم در پی ساخت بمب بود. در همان سال، حکومت ایران طراحی یک دستگاه انفجار هستهای را آزمایش کرد؛ همه این فعالیتها ناقض تعهدات ایران در چارچوب پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای بود.
تهران منکر این امر شده که قصد ساختن بمب هستهای را داشته است. در سال ۲۰۰۷، یک برآورد اطلاعات ملی آمریکا با «اطمینان بالا» گزارش داد که ایران پس از حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳، تلاش سازمانیافته خود برای توسعه بمب هستهای را متوقف کرده است. نگرانی تهران در سال ۲۰۰۳ این بود که ممکن است هدف بعدی حمله آمریکا باشد. رئیس جمهوری وقت حکومت ایران این گزارش را «هدیهای از سوی خدا» خواند. دیگران آن را سیاسیسازی اطلاعات برای جلوگیری از مقابله جرج بوش با جمهوری اسلامی ایران دانستند. اثر این گزارش همین بود، هر چند جمهوری اسلامی همزمان به کشته شدن ۶۰۰ سرباز آمریکایی و ایجاد هرجومرج در عراق کمک میکرد.
بعدها مشخص شد که آن ارزیابی اطلاعاتی تا چه حد گمراهکننده بود. قاطعترین شواهد در سال ۲۰۱۸ به دست آمد، زمانی که اسرائیل آرشیو مخفی هستهای جمهوری اسلامی ایران را از تهران خارج کرد. این اسناد نشان داد که جمهوری اسلامی، برخلاف ادعای توقف برنامه، پس از ۲۰۰۳ فعالیتهای خود را غیرمتمرکز و پراکنده کرده اما ادامه داده است. فعالیتهای مربوط به تسلیحاتیسازی پنهان شده یا در دانشگاهها تحت پوشش کاربردهای دوگانه غیرنظامی دنبال میشد.
در سال ۲۰۰۹، آمریکا دریافت که جمهوری اسلامی در نزدیکی قم، تأسیساتی در اعماق کوه در دست ساخت دارد که برای غنیسازی اورانیوم تا سطح مورد نیاز جنگ افزار طراحی شده بود. تهران بار دیگر ادعا کرد که هدف اش صلحآمیز است؛ اما اگر چنین بود، چرا آن مرکز را پنهان کرد و تا زمانی که آمریکا متوجه نشد به بازرسان اطلاع نداد؟ این همان تأسیسات فردو بود که آمریکا در ماه ژوئن با بمبهای سنگرشکن آن را هدف قرار داد.
باراک اوباما، رئیس جمهوری پیشین آمریکا، توافق هستهای با جمهوری اسلامی را به اولویت اصلی دولتش بدل کرد. آن مذاکرات سالها طول کشید. تهران همزمان غنیسازی اورانیوم را پیش میبرد، در داخل مردم ایران را سرکوب میکرد و در خارج به اقدامات تروریستی ادامه میداد. اما اوباما واکنش جدی نشان نداد. هدف تهران از مذاکره، دستیابی به کاهش تحریمها و در عین حال حفظ و مشروعیتبخشی به برنامه هستهای اش بود. جمهوری اسلامی سرانجام در اواخر سال ۲۰۱۵ پس از مجموعهای از امتیازدهیهای آمریکا با توافق موافقت کرد.
تیم اوباما با غنیسازی اورانیوم در ایران موافقت کرد و اجازه داد جمهوری اسلامی زیرساختهایی را حفظ کند که میتوانست در زمان مناسب برای رسیدن به سطح تسلیحاتی مورد استفاده قرار گیرد. باراک اوباما عقبنشینی کرد و به تهران اجازه داد در فردو و اراک فعالیت کند و پنج هزار سانتریفیوژ را در نطنز نگه دارد. در توافق از بازرسیهای «هر زمان، هر مکان» صرفنظر شد. تهران حتی ملزم نشد تمام فعالیتهای هستهای گذشته خود را بهطور کامل اعلام کند.
محدودیتهای این توافق بسته به بندهای مختلف، پس از ۵، ۸، ۹ یا ۱۵ سال منقضی میشد. اعمال محدودیتها بر برنامه موشکی جمهوری اسلامی نیز تضعیف شده بود. در همان هفته اول اجرای توافق، ایران ۳۰ میلیارد دلار از کاهش تحریم دریافت کرد. قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس، بلافاصله به مسکو رفت و مداخله نظامی روسیه در سوریه را تضمین کرد.
سپس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی چهار آمریکایی را بازداشت و برای مبادله نگه داشت. برجام رفتار خصمانه رژیم را تغییر نداد و جمهوری اسلامی به توسعه شبکه نیروهای نیابتی اش ادامه داد.
ترامپ در سال ۲۰۱۸ از برجام خارج شد و تحریمها را تشدید کرد. اگر چنین نمیکرد، تهران و نیروهای نیابتیاش اکنون خطرناکتر بودند و رژیم از موضع قدرت بهصورت قانونی برنامه هستهای اش را پیش میبرد.
بایدن هدف خود را احیای توافق اوباما قرار داد و اجرای تحریمهای نفتی را متوقف کرد. تهران وانمود کرد در حال مذاکره است اما همزمان غنیسازی اورانیوم را تا آستانه سطح تسلیحاتی افزایش داد. جمهوری اسلامی مواد هستهای را پنهان کرد و بارها به بازرسان دروغ گفت؛ امری که آژانس بینالمللی انرژی هستهای سرانجام در سال ۲۰۲۵ به آن اذعان کرد. در اکتبر ۲۰۲۳، نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی با کشتار اسرائیلیها، گروگانگیری، شلیک راکت و حمله به کشتیها، جنگی منطقهای را آغاز کردند.
اسرائیل پاسخ داد و تهران برای نخستین بار مستقیماً با موشک به اسرائیل حمله کرد. آمریکا ابتدا در دفاع از اسرائیل مشارکت کرد و سپس تحت رهبری ترامپ در تابستان به حمله به تأسیسات هستهای پیوست. جمهوری اسلامی از آن زمان برای نخستین بار در ۲۰ سال گذشته، غنیسازی اورانیوم انجام نداده است.
پیش و پس از حمله تابستان، ترامپ به تهران فرصت داد که برنامه هستهای خود را برچیند و به توافقی جدید برسد. اما حتی با حضور گسترده ناوگان آمریکا در منطقه، آیتالله علی خامنهای بر حفظ امکان دستیابی به بمب هستهای اصرار داشت و آن را بر هر چیز دیگری ترجیح داد. خامنهای همین رویکرد را در قبال اوباما داشت و شاید تصور میکرد ترامپ هم به توافقی ضعیف تن خواهد داد. اما اشتباه کرد؛ اشتباهی که برای خودش و شاید برای کل رژیم مرگبار بود.
منتقدان کارزار نظامی ترامپ اکنون میگویند این اقدام جمهوری اسلامی ایران را بیش از پیش بهسوی جنگ افزار هستهای سوق خواهد داد. اما تهران سالها است همین مسیر را دنبال میکند. منتقدان همچنین میگویند سپاه پاسداران اکنون کنترل کامل را به دست خواهد گرفت، در حالی که این نهاد از زمان محمود احمدینژاد عملاً چنین نقشی داشته است. تحقیر رئیسجمهور ایران توسط سپاه در روزهای اخیر تنها این واقعیت را آشکارتر کرده است.
هیچکس نمیداند این جنگ چگونه پیش خواهد رفت. اما یک نکته از تابستان به بعد قطعی است: برنامههای هستهای یک رژیم ایدئولوژیک و ضدآمریکایی برای سالها عقب افتاده است. اکنون مسابقه برای دستیابی به بمب هستهای دشوارتر شده و اسرائیل و آمریکا آماده مداخله هستند. در عین حال، رژیم ایران با مشکلات جدی اقتصادی، داخلی و بینالمللی روبهروست که فراتر از این جنگ ادامه خواهد داشت.
بیل کلینتون، رئیس جمهوری پیشین آمریکا، در دهه ۱۹۹۰، در برابر کره شمالی، پیش از آنکه به بمب هستهای دست یابد، با موقعیتی مشابه روبهرو شد اما ترجیح داد به وعدههای دیپلماتیک پیونگیانگ اعتماد کند. کره شمالی دروغ گفت، تقلب کرد و در نهایت بمب هستهای ساخت. کره شمالی اکنون نیز در حال توسعه موشکهایی است که به آمریکا برسند. پرزیدنت ترامپ، برخلاف پیشینیان خود، تصمیم گرفت دست به اقدام بزند و این اقدام خدمتی به جهان است.