نوشته حسن هاشمیان، صدای آمریکا
سفیران آمریکا، لبنان، و اسرائیل روز جمعه ۲۱ فروردین از طریق یک خط تماس امن، یک کنفرانس مجازی برگزار کردند تا پیشنیازهای لازم برای جلسه تاریخی روز سهشنبه آینده را فراهم کنند. این جلسه که با میزبانی ایالات متحده برگزار خواهد شد قرار است نخستین دیدار رسمی میان مقامات اسرائیلی و لبنانی بعد از جنگ ۲۰۰۶ (۱۳۸۵) را تدارک بیند. این نخستین بار است که دو هیأت اسرائیلی و لبنانی بدون پیششرطهای قبلی وارد مذاکره میشوند.
پیشتر از این و برای مدتی قابلتوجه، رئیس جمهوری و نخستوزیر لبنان هر دو موضوع «مذاکره مستقیم» با اسرائیل را مطرح کرده بودند. اما این پیشنهاد با مخالفت نبیهبری، رئیس پارلمان لبنان، مواجه شد و برای مدتی مسکوت ماند. در پی پیامدهای جنگ ۲۰۲۴ و شکست حزبالله و تغییر شکل نظام سیاسی کشور بعد از انتخاب جوزف عون، رئیسجمهوری، و نواف سلام، نخستوزیر لبنان، نبیه بری تنها ابزار باقی مانده برای جمهوری اسلامی و حزبالله بود تا در مسیر کارهای دولت مانعتراشی کنند و نیات خود را دنبال کنند.
اما حوادث روز چهارشنبه ۱۹ فروردین و حملات شدید اسرائیل به مواضع حزبالله در لبنان، تغییر ناگهانی موضع نبیه بری را به دنبال خود داشت. رئیس پارلمان لبنان قبلا هرگونه مذاکره با اسرائیل بدون آتشبس و توقف جنگ را غیر قابل قبول میدانست. اما ادامه حملات روز چهارشنبه اسرائیل، آن هم بعد از متوقف شدن حملات اسرائیل به رژیم ایران، نبیه بری را متقاعد کرد که دیگر با تکرار شعارهای «مقاومت» نمیتوان جلوی اسرائیل را گرفت یا آن را از خاک لبنان بیرون کرد، و باید راه جدیدی پیدا شود. آن راه مذاکره بود که قبلا رئیس جمهوری و نخستوزیر لبنان مطرح کرده بودند.
در این زمینه، کار بزرگ ایالات متحده فقط این نبود که دو طرف اسرائیلی و لبنانی را ترغیب به انجام مذاکره کند، بلکه از نظر فنی، نخست از آنها خواست که هیچگونه پیششرط قبلی برای ورود به مذاکره نداشته باشند. دوم آن که فرآیند مذاکره آنها را از فرآیند مذاکره با رژیم ایران جدا کرد، به طوری که لبنانیها به نام خود و طبق منافع خود مذاکره کنند و جمهوری اسلامی هیچ تأثیری بر آنها نداشته باشد.
رژیم ایران تا لحظه آخر ادعا کرد که اوضاع لبنان با مذاکره جمهوری اسلامی با آمریکا گره خورده است و از این شرط کوتاه نخواهد آمد. اما اندکی بعد، برای همه روشن شد که کارهای جمهوری اسلامی در ارتباط با لبنان، مانوری تبلیغاتی بیش نبوده و ایالات متحده، موفق شده است موضوع لبنان را از دست جمهوری اسلامی خارج کند. اهمیت این خروج به آن چه در گذشته انجام شده نیست، بلکه به کارهایی است که در آینده محقق خواهند شد.
مذاکره با اسرائیل در گذشته از طریق دالانهای پیچیده و تا حدی تاریک، توسط برخی لبنانیها انجام گرفته بود. بشیر جمیل، رئیس جمهوری فقید لبنان، تلاش کرده بود به نمایندگی از طیف وسیعی از لبنانیها، راه جدیدی با اسرائیل بگشاید. اما مخالفان رابطه با اسرائیل مجال ندادند و جانش را گرفتند.
رفیق حریری، نخست وزیر فقید لبنان، نیز هرچند بحث مذاکره با اسرائیل را مطرح نکرد، اما پروژه او «طرح صلح» بود که لبنان را به مرکزی برای تجارت، سرمایهگذاری، اقتصاد، و همزیستی با تمام مردم دنیا تبدیل میکند و اسرائیل بخشی از این «همه دنیا» بود.
رفیق حریری را نیز کشتند، چرا که میخواستند طرح «مقاومت» را بر مردم لبنان و منطقه را تحمیل کنند.
اکنون به نظر میرسد که ایالات متحده با قطع دست جمهوری اسلامی، بهترین فرصت صلح را در اختیار مردم لبنان، اسرائیل، و منطقه قرار داده باشد.
* نظرات و دیدگاههای مطرح شده در این مقاله الزاما بازتابدهنده موضع صدای آمریکا نیست