لینکهای قابل دسترسی

پنجشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۶ ایران ۱۵:۱۳

حیات نشریات ادبی جدی در ایران تحت تاثیر چندعامل نو و کهنه از وضعیت خوشایندی برخوردار نیست. سانسور عامل نخست این رنجوری ست که همچون بیماریی مزمن هستی این گونه نشریات را به نیستی می کشاند. تغییر حکومت ها و انقلابات در ایران نیز نه تنها حیات سانسور را تهدید نکرده؛ بلکه به این پدیده امکان داده در همگونی با شرایط مقتدرتر از پیش شود.

بنا به مستندات تاریخی از دوران مشروطیت و آغاز پیدایی نشریات ادبی در ایران، سانسور همواره فاکتور مهمی در تعطیلی این نشریات بوده که از یکسو در کاهش انتشار کتاب موثر افتاده و مانع از پدیداری تنوع آرای ادیبان و نویسندگان شده و از دیگرسو نیز خود نشریات ادبی را به محاق توقیف کشانده است.

عامل دیگری که می توان برای کاهش و بسته شدن اینگونه نشریات برشمرد، نبود مخاطب جدی ادبیات در ایران بوده است. نشریات ادبی همچون آثار ادبی، از فقر مخاطب در ایران رنج برده و می برند. رنجوری ناشی از فقر مخاطب برآمده از چندعامل درهم تنیده است.

کمبود کرسی ادبیات معاصر در دانشکده های ادبیات به صورت خاص و دیگر دانشکده هابه طور عام در ایران امروز از کاستی های بزرگ در این زمینه بشمار می آید؛ هرچند تلاش هایی اندک آن هم از سوی شماری از استادان برای راهیابی ادبیات معاصر ایران و جهان به دانشکده ها صورت گرفته که البته توسعه ای پایه ای در این زمینه نیست. دانش آموزان دبیرستانی یا پایه های پایین تر که تقریبا به کلی محروم از آموزش و آشنایی با چنین ادبیاتی هستند.

عامل دیگر عدم توسعه ادبیات داستانی معاصر، پیوندخوردن ادبیات و سیاست در ایران است. بر مبنای این سنت نوپا، مخاطبان بویژه جوانان، خانواده ها و آموزگاران از یکسو و گماشته های امنیتی از دیگرسو باور دارند خواندن کتابهای ادبی شعر یا داستان زمینه ساز سیاسی شدن مخاطب یا عین سیاسی بودن اوست. سیاسی بودن در ایران مدرن معادل برانداز نظام تعریف شده و با مجازات داغ و درفش روبروست.

تاریخ ادبیات معاصر ایران سرشار از این رویداد است که مجله ای تنها به خاطر چاپ یک شعر یا داستانی که خوشایند دستگاه های امنیتی نبوده، توقیف شده و شاعر و نویسنده اش هم روانه زندان شده است. در چنین فضایی گسترش و تنوع نشریات ادبی آرزویی محال به نظر می رسد.

عامل سوم و اخیر در کاهش نشریات ادبی همانگونه که در کاهش کتابهای ادبی موثر افتاده، اینترنت است. پدیده ای کاملا جدید و هنوز ناشناخته. شماری از اندیشه ورزان اجتماعی براین باورند که پدیده اینترنت تهدیدی بزرگ برای بشریت است هم به لحاظ سلامت جسمی و هم به لحاظ سلامت روانی افراد جامعه. شمار بزرگتری نیز از کارآیی این پدیده برای پیشرفت های انسانی و دگرگون سازی زیرساخت های مادی و معنوی جامعه بسود انسان و آینده اش سخن می گویند و نگرانی از پیامدهای این پدیده را ترس اجتماعی از پدیده های نو ارزیابی کرده اند. این اندیشه ورزان می گویند کاهش مخاطبان کتاب و نشریات سنتی ناشی از اینترنت نه یک بیماری یا تهدید اجتماعی بلکه تحولی اجتماعی در جهان امروز است. تحولی که شهروندان خاص خود را می آفریند و آنان را برای دستیابی به یک زندگی متعارف سمت و سو می دهد. در چنین فضایی حذف احتمالی کتاب یا نشریات سنتی ادبی از زندگی فرهنگی انسان ها برای این گروه از اندیشه ورزان فاجعه نیست و تنها تغییر شکل های فرهنگی جامعه است.

با این همه، اما تا رسیدن به زمان وعده داده شده در پدیداری شهروندان برآمده در جهان اینترنتی، و شاید در همان زمان نیز نشریات ادبی از جایگاهی ارزشمند و خبررسان در زمینه آشناکردن مخاطبان با آثار جدید ادبی برخوردار خواهند بود.

می دانیم نشریات ادبی خود فاقد ارزش ادبی اند. آنان همان نقشی را برعهده دارند که مجلات سینمایی برای سینما برعهده دارند. نشریات سینمایی فاقد ارزش سینمایی اند؛ اما به مخاطبان سینما کمک می کنند تا از میان گزینه های معرفی شده در مجله دست به انتخاب بزنند.

بنا به گفته های تاریخ ادبیات معاصر ایران نشریه ادبی »دانشکده» برآمده از انجمن ادبی دانشکده شامل شماری از ادیبان جوان و دوستداران ادبیات به سردبیری ملک الشعرای بهار نخستین مجله ادبی در ایران بشمار می آید. (هرچند بر سر نخستین بودن این نشریه نیز چون و چرایی هایی هم مطرح شده است). دیگر نشریات ادبی از جمله ارمغان و مهر و نیز به فاصله کوتاهی از دانشکده منتشر شدند که به معرفی آنان نیز خواهیم پرداخت.

XS
SM
MD
LG