لینکهای قابل دسترسی

جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶ ایران ۰۹:۴۷
اقلیت های جنسی و به ویژه همجنسگرایان در داخل ایران از سویی با قوانین کیفری و جزایی و از سویی دیگر با تعصبات و فشارهای فرهنگی و اجتماعی و مذهبی حاکم بر جامعه و خانواده های ایرانی روبرو هستند. بسیاری از آن ها برای رهایی از فشارهای حاکم بر زندگی در یک جامعه سنتی و حکومتی مذهبی و اسلامی جلای وطن می کنند و در جستجوی آزادی ابراز تفاوت های جنسی، احقاق حقوق برابر با سایر اقشار جامعه به کشورهای دیگر جهان به ویژه به اروپا و آمریکای شمالی پناهنده می شوند و در نهایت اقامت در تبعید را پیشه خود می کنند.

براساس قانون مجازات اسلامی ایران که بهمن ماه سال ١٣٩٠ بار دیگر به تایید رسید، رابطه جنسی دو مرد یا دو زن با هم در زمره «حدود» قرار دارد و با توجه به جنسیت متهمان و نوع رابطه جنسی کیفر صد ضربه شلاق و یا اعدام را برای آن ها درنظر گرفته شده است.

سازمان «دیدبان حقوق بشر» درگزارش هایی که در مورد وضعیت اقلیت های جنسی و همجنسگرایان ایران منتشر کرده است، در مورد نقض حقوق اقلیت های جنسی در ایران ابراز نگرانی شدید کرده است. این سازمان تاکید کرده در شرایطی که دادگاه رسیدگی به اتهامات این افراد در ایران به صورت غیرعلنی برگزار می شوند، تعیین تعداد دگرباشانی که به دلیل روابط همجنسگرایانه در ایران محکوم یا حتی اعدام می شوند، دشوار است.

آرشام پارسی، فعال حقوق دگرباشان مقیم کانادا است که هم اکنون مدیریت «سازمان دگرباشان ایرانی» را به عهده دارد و در گفتگویی با وب سایت فارسی صدای آمریکا در مورد وضعیت اقلیت های جنسی در ایران می گوید «وضعیت دگرباشان در ایران تابع عوامل متعددی است از جمله شهر محل سکونت٬ شرایط خانوادگی٬ میزان تحصیلات٬ سطح تعاملات اجتماعی٬ آشکارسازی و … اما به صورت کلی دگرباشان دارای یک زندگی زیرزمینی و غیرقانونی ای هستند که نه تنها به دلیل گرایش و یا هویت جنسی شان از حقوق اساسی شهروندی خود محروم می شوند، بلکه مرجعی نیز برای رسیدگی و یا دستیابی به نیازهایشان ندارند».

آقای پارسی اقلیت ها و دگرباشان جنسی ایرانی را «قربانیانی می خواند که در صورت پیگرد قضایی نه تنها حقی به آنها داده نمی شود بلکه در جایگاه محکوم قرار خواهند گرفت». او می گوید «مجازات سخت اعدام سایه ای از ترس بر روی زندگی دگرباشان انداخته است که زندگی در این شرایط پر اضطراب خود باعث بروز مشکلات فراوان شخصی و اجتماعی می شود و البته باید خاطرنشان کرد که هستند دگرباشانی که برای خانواده هایشان دست به آشکارسازی زده اند و از حمایت آنها برخوردارند، اما این حمایت به اندازه ای نیست که شرایط آنها را خوب عنوان کنیم».

آقای پارسی هدف اصلی فعالیت های خود را گسترش حقوق بشر برای دگرباشان می خواند و به وب سایت فارسی صدای آمریکا می گوید به دلیل شرایط و نیاز های خاص در حال حاضر بر روی مسئله ی دگرباشان پناهجو بیشتر کار می کند. او در پاسخی به پرسش فعالیت های این سازمان برای کمک به اقلیت های جنسی ایرانی که از کشور خارج می شوند می گوید «سازمان دگرباشان ایرانی برنامه ای خاص برای حمایت از دگرباشانی دارد که از ایران خارج شده و به دلیل گرایش و یا هویت جنسی خود درخواست پناهندگی داده اند. ما به این افراد کمک می کنیم تا مراحل پناهندگی خود را آسان تر طی کنند و با پیگیری پرونده هایشان از طریق سازمان های مربوطه از جمله دفاتر کمیسریای عالی پناهندگان سازمان ملل و یا دادگاه های پناهجوپذیر در اروپا و آمریکای شمالی تلاش می کنیم تا به آزادی و حقوق فردی خود دست یابند تا دیگر به دلیل گرایش و یا هویت جنسی شان مورد تبعیض قرار نگیرند».

این فعال حقوق دگرباشان جنسی ایرانی ضمن ابراز خرسندی از موفقیت فعالیت های سال های گذشته این سازمان می افزاید «تعداد پرونده هایی که سازمان تا اول اوت ۲۰۱۳ دریافت کرده، ۷۵۰ مورد می باشد که ۶۴ درصد آن با موفقیت انجام شده است و تنها ده درصد آنها جواب منفی گرفته اند که بیشتر آنها در اروپا بوده و نتوانسته اند به دادگاه ثابت کنند که دگرباش هستند».

آرشام پارسی در مورد تعداد پناهنده های ایرانی که در کانادا و یا در آمریکای شمالی اقامت دارند و به دلیل گرایش های جنسی به ناچار از ایران متواری شده اند، به وب سایت فارسی صدای آمریکا می گوید «از ۷۵۰ پرونده ای که ما دریافت کرده ایم، تنها ۵۱ نفر به کانادا و ۱۰ نفر به امریکا رفته اند و درخواست پناهندگی داده اند و با درخواست همگی موافقت شده است. اما اکثر پناهندگان دگرباش ایرانی که در دفاتر کمیسریای عالی پناهندگان سازمان ملل ثبت نام شده و قبول شده اند نیز به امریکای شمالی منتقل می شوند و این بدین معناست که دیگر در کانادا و یا امریکا نیاز به انجام روند پناهندگی نیستند. از این میان، ۲۷۰ نفر در کانادا و ۱۳۳ نفر در امریکا اسکان مجدد یافته اند. این آمار تنها مربوط به افرادی است که سازمان ما پرونده ی آنها را پیگیری کرده است و مسلما تعداد این افراد به همین نسبت می تواند زیادتر باشد».

بسیاری از دگرباشان جنسی ایرانی در چارچوب خانواده مطرود و منزوی و اغلب در خفا با هویت فردی و جنسی خود روبرو هستند و از سویی دیگر در محدوده دیوارهای جامعه با زندگی مخفیانه، نقض حقوق و تبعیض و نابرابری اجتماعی مواجه می شوند. اما از جانب دیگر، خروج از ایران، چالش های مادی و روند پرونده پناهندگی و در نهایت اقامت در یک کشور میزبان نیز آن ها را با چالش های متعددی روبرو می کند.

آقای پارسی در مورد این چالش های عمده روحی و روانی و مشکلات مالی پیش روی این افراد در کشورهای خارجی می گوید: «به جز مشکلات مالی که خود می تواند باعث بروز مشکلات زیادی در سلامت جسمی و امکانات فردی باشد، طول روند پناهجویی یک عامل موثر در بروز افسردگی و مشکلات روحی است. بسیاری از دگرباشان پناهجو به دلیل روند طولانی خود که گاه ناچار به تحمل شرایط سخت تر از ایران می باشند و همواره به عنوان مثال در ترکیه و یا هندوستان مورد تبعیض قرارمی گیرند از نوعی افسردگی خاص رنج می برند. با هم احساسان خود بحث و جدل های زیاد دارند٬ برای هم دردسر ایجاد می کنند و همه اینها نوعی پاسخ ناخودآگاه به مشکلاتی است که به عنوان یک عضو گروه اقلیت ناچار به تحمل است و نمی تواند کاری انجام دهد جز اینکه عقده های خود را بر سر هم نوع خود که در شرایط مساوی است خالی کند. این شرایط با انتقال آنها به کانادا و یا امریکا به سرعت برطرف می شود زیرا دیگر از بی حقوقی رنج نمی برند و شرایط برای بهبود زندگی شان فراهم است».

این فعال حقوق دگرباشان جنسی ایرانی می گوید سازمان های بسیاری در زمینه کمک به اسکان پناهجویان ایرانی در کانادا خدمات ارائه می کنند، اداره مهاجرت و شهروندی کانادا نیز برای برخی از این سازمان های کانادایی کمک های مالی فراهم می کند و سازمان دگرباشان ایرانی نیز گاه از کمک های مردمی برخوردار می شود.

محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری پیشین ایران حدود ٧ سال پیش در اظهارات خود در دانشگاه کلمبیا در نیویورک وجود همجنسگرا در ایران را انکار کرد. گرچه وی بعداً همجنسگراهای ایرانی را «عناصر ناشناخته» خواند اما واقعیت جامعه امروز ایران وجود اقلیت های جنسی است که به دلیل شرایط اجتماعی و سنتی و مذهبی و در نهایت حاکمیت جمهوری اسلامی به خفا رانده شده اند و در صورت افشای گرایش های جنسی شان به اشد مجازات و اعدام محکوم می شوند.

آقای پارسی در پاسخ به پرسشی در مورد احتمال و امید به بهبود وضعیت اقلیت ها و دگرباشان جنسی در ایران در دولت جدید در ایران می گوید «امید همیشه هست اما زمان رسیدن به خواسته ها می تواند متغیر باشد. مسلم است که وضعیت دگرباشان ایرانی در هیچ کجای فعالیت های دولت جدید جایی ندارد زیرا مخالفت با دگرباشان و دگرباشی تنها یک تفاوت نگرش سیاسی نیست و اگر کسی بخواهد این تابو را بشکند باید شاکله کلی نظام ایدئولوژی تغییر کند و در حالی که امروزه همه تلاش می کنند خود را با آرمان های امام و انقلاب نزدیک کنند و گوی سبقت را در دین داری و ولایت مداری بدزدند امید به تغییر وضعیت دگرباشان دورتر می شود»

وی می گوید دگرباشان عضوی از جامعه ایرانی هستند و تمام تغییرات حقوقی و اجتماعی که دولت جدید ایجاد کند شامل حال آنان نیز می شود، بنابراین نه به صورت مستقیم بلکه دولت جدید غیرمستقیم می تواند در شرایط حداقلی دگرباشان موثر باشد.
XS
SM
MD
LG