با کشته شدن علی خامنهای و دهها مقام ارشد نظامی، امنیتی و اطلاعاتی در جریان حملات مشترک و چهل روزه آمریکا و اسرائیل، ساختار رهبری و فرماندهی نظامی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی با ضرباتی سنگین، غیرقابل جبران و در مواردی غیر قابل بازسازی مواجه شده است.
سنگینترین ضربه، کشته شدن علی خامنهای در نخستین دقایق آغاز حملات در روز نهم اسفند ماه بود. او از خرداد ۱۳۶۸ خورشیدی که جانشین روحالله خمینی شد، نزدیک به سی و هفت سال با مشت آهنین، کشتار و سرکوب گسترده و خونین بر ایران حکومت کرد.
پس از کشته شدن علی خامنهای، مجلس خبرگان در بیانیهای اعلام کرد که مجتبی خامنهای، فرزند رهبر کشته شده، را به عنوان جایگزین او تعیین کرده است، اقدامی که در عمل جمهوری اسلامی را به یک «رژیم با رهبری موروثی» تبدیل کرد.
به این ترتیب «بحران جانشینی» که در سالهای آخر رهبری علی خامنهای به چالشی درونی و رقابت باندهای قدرت در حکومت تبدیل شده بود با تبدیل به «رهبری موروثی»، بیش از پیش مشروعیت جمهوری اسلامی را حتی نزد هوادارانش کاهش داده است.
در همین مدت کوتاه، جریان حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی به گونهای پیش رفت که مجتبی خامنهای در کمتر از یک ماه مجبور به نقض برخی از اولین دستوران خود شد چنانکه دستورش برای «ادامه مسدود کردن تنگه هرمز» در عمل با پذیرش «آتشبس دو هفتهای» نقض شد.
حذف سه استراتژیست امنیتی و نظامی
در میان مقامهای کشته شده سه نفر از استراتژیستهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی دیده میشوند. علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، از استراتژیستهای امنیتی مورد اعتماد خامنهای بود.
علی شمخانی، از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران، هم در حالی کشته شد که دبیر شورای عالی دفاع جمهوری اسلامی بود.
محمد شیرازی، مشاور نظامی علی خامنهای و رئیس دفتر نظامی فرماندهی کل قوا، که از ابتدای دوره رهبری خامنهای مشاور نظامی او بود در روز نهم اسفند کشته شد.
هم لاریجانی و هم شمخانی در سرکوب اعتراضات مردمی کارنامه تاریک و خونینی داشتند و محمد شیرازی، فرماندهی در سایه بود نقش موثری در طراحی استراتژیهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی و نظارت، انتصاب و آرایش فرماندهان ارشد نظامی و انتظامی داشت.
قطع زنجیره فرماندهی
دهها فرمانده ارشد در نیروهای مسلح جمهوری اسلامی به ویژه فرماندهان سپاه پاسداران در حملات اخیر آمریکا و اسرائیل کشته شدند و در عمل زنجیره فرماندهی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی قطع شد.
با کشته شدن عبدالرحیم موسوی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح در دقایق اول این حملات، احتمالا جمهوری اسلامی ایران تنها کشوری است که در کمتر از ۹ ماه دو رئیس ستاد کل نیروهای مسلح آن در اولین دقایق جنگ کشته شدهاند چرا که محمد باقری هم خرداد ماه گذشته در اولین دقایق حملات اسرائیل کشته شده بود.
این وضعیت در مورد محمد پاکپور و حسین سلامی، دو فرمانده کل سپاه پاسداران، هم صدق میکند. سلامی خرداد ماه گذشته و محمد پاکپور در اسفند ماه کشته شدند.
غلامرضا سلیمانی، فرمانده بسیج و جانشینش قاسم قریشی هم کشته شدند. آنها فرماندهی شبه نظامیان بسیج به عنوان بدنه ماشین سرکوب را بر عهده داشتند.
علیرضا تنگسیری، فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران، در میان فرماندهان کشته شده از جایگاه ویژهای برخوردار بود. او معمار و مجری بستن تنگه هرمز بود.
عزیز نصیرزاده وزیر دفاع و همچنین محسن درهباغی معاون آماد، پشتیبانی و تحقیقات صنعتی ستاد کل نیروهای مسلح، هم در حالی کشته شدند که نقش کلیدی در تامین برنامههای هستهای و موشکی جمهوری اسلامی داشتند.
سعید آقاجانی فرمانده یگان پهپادی هوافضای سپاه و اسماعیل دهقان از فرماندهان نیروی هوافضای سپاه از دیگر فرماندهان کلیدی کشته شدهاند، هرچند مجید موسوی، فرمانده هوافضای سپاه پاسداران، در این حملات هدف قرار گرفته نشد.
در این میان، کشته شدن علی نائینی سخنگوی سپاه پاسداران و محمدعلی فتحعلیزاده فرمانده یگان ویژه فاتحین سپاه پاسداران، هم از اهمیت نمادین برخوردار است.
علاوه بر این، دهها فرمانده ارشد، میانی و استانی هم در حملات مشترک آمریکا و اسرائیل کشته شدند.
حذف هفت فرمانده دستگاه اطلاعاتی: تضعیف ماشین سرکوب
«شکست اطلاعاتی» شاید عنوان محترمانهای باشد برای آنچه در حملات مشترک آمریکا و اسرائیل بر سر دستگاههای اطلاعاتی جمهوری اسلامی آمد چرا که روسای اغلب دستگاههای اطلاعاتی جمهوری اسلامی در این حملات کشته شدند.
اسماعیل خطیب وزیر اطلاعات و اکبر غفاری قائم مقام این وزارتخانه، همچنین مجید خادمی فرمانده سازمان اطلاعات سپاه پاسداران و غلامرضا رضائیان رئیس سازمان اطلاعات فراجا همگی سالها در سرکوب مردم مشارکت داشتند.
کشته شدن اسماعیل احمدی معاون اطلاعات سازمان بسیج نیز در همین ردیف قرار میگیرد.
حذف این فرماندهان در عمل ماشین سرکوب جمهوری اسلامی را تضعیف کرده است.
صالح اسدی، رئیس اطلاعات قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا یعنی قرارگاه فرماندهی جنگ هم در حالی کشته شد که ارشدترین مقام «اطلاعات نظامی» جمهوری اسلامی بود.
کشته شدن یزدان میرصفری مشهور به «یزدان میر» که با نام مستعار «سردار اصغر باقری» فرمانده یگان ۸۴۰ نیروی قدس سپاه پاسداران هم اهمیت ویژهای دارد. این یگان مسئول ترورهای خارج از ایران و مجری «حمله علیه شهروندان و منافع اسرائیل و آمریکا در سراسر جهان» است.
علاوه بر این، در جریان «بیش از ۱۳ هزار حمله به اهداف نظامی جمهوری اسلامی» علاوه بر نابودی پدافند هوایی و بخشی از نیروی دریایی، عمده ذخایر موشکی سپاه هدف قرار گرفت و دهها زیرساخت نظامی و موشکی جمهوری اسلامی تخریب شدند.
با اینکه جمهوری اسلامی همچنان بر حفظ ماهیت ستیزهجو و سرکوبگر خود تا آخرین روز بقا تاکید دارد اما ضربات سهمگین چنان توانش را کاهش داده که بازگشت به قبل از نهم اسفند در عمل ناممکن است، همانطور که برخلاف سی و هفت سال گذشته، دیگر تکرار سخنرانیهای تهدیدآمیز علی خامنهای در «بیت رهبری» ممکن نیست.