لینکهای قابل دسترسی

یکشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۶ ایران ۱۴:۴۴

ادام رن: بر اساس پژوهش مربوط به سواد جغرافیایی که در سال ۲۰۰۶ انجام شده، ۷۵ درصد مردم آمریکا در گروه سنی ۱۸ تا ۲۴ ساله نمی توانند ایران را روی نقشه جغرافیا نشان دهند، چه رسد که به جهت توافق دیپلماتیکی که در فاصله نصف جهان با آنان صورت گرفته، قدردانی کنند.

*ادام رن، ازدبیران نشریه «ایندیاناپولیس مانتلی» (ماهنامه ایندیاناپولیس)، در مقاله ای که روز جمعه در نشریه اینترنتی پولیتیکو منتشر شده، به واکنش مردم عادی آمریکا درقبال توافق اتمی پرداخته است.

ادام رن در این مقاله با اشاره به پیام سوزان رایس، مشاور امنیت ملی امریکا، که در توییتر خود نوشته است: «مردمتان از شما قدردانی می کنند»، می نویسد: سوزان رایس این پیام را همین هفته پس از آن که جان کری، وزیر خارجه و ارنست مونیز وزیر انرژی آمریکا تاریخی ترین توافق بین‌المللی دوران ریاست جمهوری باراک اوباما، یعنی توافق با ایران، را اعلام کردند، بر توییتر خود گذاشت.

نویسنده مقاله می پرسد: عجب! قدردانی؟ ما؟

و ادامه می دهد، سه شنبه شب، مدتی پس از آن که جوهر سند ۱۵۹ صفحه ای توافق خشک شده بود، سه ساعت از وقتم را صرف مصاحبه با ۱۰ تن از «مردم» کردم، کسانی که برای خرید، غذا خوردن و وقت گذرانی به مرکز خرید عظیم مید وسترن، به بار و گریل اپلبام، و به خیابان اوبر آمده بودند.

می خواستم ببینم مردم معمولی آمریکا، آمریکایی های متوسط کوچه و خیابان – و همان ها که به عنوان رای دهنده بیش از همه مورد نظر برنامه های انتخاباتی ریاست جمهوری ۲۰۱۶ هستند-درباره توافق اتمی با ایران چه نظری دارند، یا اصلاً ازآن چه می دانند.

نتیجه کار خیلی خراب‌تر از آنچه انتظار داشتم از آب درآمد. بر اساس پژوهش مربوط به سواد جغرافیایی که توسط «نشنال جئوگرافیک» و «موسسه امور عمومی روپر» در سال ۲۰۰۶ انجام شده، ۷۵ درصد مردم آمریکا در گروه سنی ۱۸ تا ۲۴ ساله نمی توانند ایران را روی نقشه جغرافیا نشان دهند. تا چه رسد که به جهت توافق دیپلماتیکی که در فاصله نصف جهان با آنان صورت گرفته، قدردانی کنند.

در مرکز خرید میدان کسلتون، در شمال ایندیاناپولیس

ادام رن می نویسد: این مرکز بزرگ ترین مرکز خرید در تمام ایالت ایندیانا است و با غرب تهران حدود ۱۰ هزار و ۵۵۹ کیلومتر فاصله دارد. اما با فروشگاه های بزرگ زنجیره ای نسبتاً ارزان آمریکایی چند قدم بیشتر فاصله ندارد و ۹۹ درصد خریداران، مشتری این مرکز خریدند. ۱ درصد بقیه به مرکز خرید دیگری می روند که در فاصله ای اندک از این مرکز قرار دارد، اما فروشگاه های سطح بالا و گران قیمت با مارک های مشهور در آن واقع است.

به نوشته ادام رن، روز ۱۴ ژوئیه، روزی که اکنون همه سخنوران و قلم به‌دستان نزدیک به کانون قدرت، همه دیپلمات ها، و تحلیل گران موشکاف و باریک بین سیاست خارجی رسمی، آن را «روز نهایی شدن» نام نهاده اند، بن والاس، ۳۵ ساله، بیرون فروشگاه میسیز برای خودش نشسته بود تا از روزی که آن را به نامی پیش پاافتاده تر – یعنی روز سه شنبه- می شناخت، لذت ببرد. والاس، که آرایشگر است و خودش را جمهوری‌خواه معرفی می‌کند، در واکنش به این سوال که چیزی درباره توافق تاریخی که همان صبح به نتیجه رسیده شنیده یا خیر، کج کج نگاه می‌کند و می‌گوید هیچ چیز نشنیده. نه از آنچه در تهران می‌گذرد، و نه از رویدادهایی که در واشنگتن در جریان است.

ـ حالا چنین توافقی لازم بود؟

والاس خیلی مطمئن نبود. در حالی که توی بشقابش به پیتزای سوسیس نوک می زد گفت «درسته که اونا از ما خوششون نمیاد؟» منظورش ایران بود... « همون جایی نیست که به نفت، یا به صدام حسین مربوط میشه؟»

ادم رن می نویسد، وقتی از او پرسیدم آیا می تواند ایران را روی نقشه خاورمیانه که نام مکان ها را نداشت نشان دهد، از سیستم حذفی استفاده کرد و محدوده ای میان عربستان سعودی و ایران را در نظر گرفت. وقتی عراق را – به عنوان کشوری که امریکا در سال ۲۰۰۳ تصرف کرد- نشانش دادم تا کمکی برای یافتن ایران به او کرده باشم، از اندازه نسبتا کوچک آن حیرت کرد.

«یعنی ما این کوچکه رو گرفتیم؟ اَه.»

به نوشته ادام رن، در همان نزدیکی، مگان لینچ ۳۷ ساله پس از بعد از ظهری پرکار که صرف خرید کرده بود، روی صندلی نشسته بود و خستگی درمی کرد. لینچ معلم ادبیات انگلیسی کلاس یازدهم در دبیرستان معروف و معتبری در ایندیانا پولیس است که بزرگان زیادی از آن بیرون آمده اند. اما اوهم چیزی از توافقی که همان روز بسته شده و به مدت دو سال هیاهو درباره اش گوش ها را کر کرده، نمی داند.

«این تابستون خیلی گرفتار بودم. معمولا تو جریان خبرها هستم»

ادام رن می افزاید، اما دست کم او نام ایران را شنیده بود. نظرش را درباره ایران و سیاست خارجی به طور کلی پرسیدم. لینچ نقبی به انجیل زد: «عقاید سیاسی من بر محور بسیار بسیار متفاوتی قرار داره». و گفت که در فیس بوکش هم به جای حرف های معمولی این سه کلمه را نوشته. نه جمهوری خواه، نه دمکرات، و نه مستقل. فقط: «پیرو مسیح».

اوگفت «من خودم را به دست هدایت کلام خدا سپرده ام. می‌دونم که همه چیز از پیش مقدر شده. اما درضمن معتقدم که اینجا هم کارهای زیادی دارم. همیشه فکر می کنم که بهتره حیاط خونه خودت رو تمیز کنی تا علف های باغچه یکی دیگه رو بکنی. به دعا خیلی خیلی اعتقاد دارم. و خودم رو زیادی با سیاست قاطی نمی کنم. می دونم که همه چیز همون طور میشه که خدا خواسته.»

می تواند ایران را روی نقشه نشان دهد؟

- البته.

ادام رن می گوید، اما وقتی به نقشه ای که چند دقیقه پیش والاس رویش کار کرده بود، خیره شد، به نظر رسید که گیج شده است. هنوز ۱۰ ثانیه نشده بود که نقشه را پس داد: «متاسفم. باید بگم نمی تونم».

در نزدیکی غذافروشی، استیو وینتر ۵۷ ساله حساب‌رس شرکت بیمه، بر فراز بخاری که از ظرف برنج و جوجه تریاکی چینی اش بر می خیزد شناور است. مثل والاس و لینچ تازه الان دارد درباره این توافق می شنود. خودش را رای دهنده جمهوری‌خواه می داند اما نه این که به همه لیست های جمهوری‌خواهان رای بدهد.

وینتر می گوید: «آنقدر چیزهای دیگه دارم که باید بهشون برسم، که دیگه نمیتونم نگران همه چیزهایی باشم که توی تمام دنیاست».

اندکی بعد، در بیرون ورودی مرکز خرید، کریس استارک ۳۲ ساله هم، که با باقی مانده غذایش از یک اغذیه‌فروشی بیرون می آید، از پیروزی رئیس جمهوری در توافق ۵ + ۱ چیزی به گوشش نخورده. اوهم مثل والاس و لینچ و وینتر نمی تواند ایران را روی نقشه نشان بدهد.

- آیا استارک فکر می کند که مسائل مربوط به ایران اهمیتی برای او در اینجا در ایندیانا پولیس ندارد؟

شانه هایش را بالا می اندازد.

در نزدیکی یکی از ورودی های مرکز خرید، زن ۵۰ ساله ای که در کار بازاریابی است و خودش را فقط با نام کانی معرفی می کند، با دخترش، جس، که در سنین دانشجویی ست قدم می زند. او و دخترش هم مثل والاس و لینچ و وینتر و استارک نمی توانند ایران را روی نقشه نشان دهند. و باز من بودم که بایست خبر توافق را به گوششان می رساندم.

* ادام رن در نشریه ایندیانا پولیس مانتلی درباره امور سیاسی ایالت ایندیانا قلم می زند. ایندیانا پولیس مرکز ایالت ایندیانای امریکا ست.

نظر شما

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG