لینکهای قابل دسترسی

شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۶ ایران ۰۱:۲۷

نشریه هافینگتون پست در شماره روز پنجشنبه ۴ سپتامبر خود، در مقاله ای به قلم جفری تونی، معاون دانشگاه کین و رئیس بخش مسائل آکادمیک، که با همکاری علی عرب، استادیار آمار در دانشگاه جورج تاون و الیس اوبرباک از عفو بین الملل تهیه شده است، به یکی از جنبه های مهم فرار مغزها در ایران پرداخته است. نویسندگان در این مقاله می نویسند:

حتی آنان که سخت دل مشغول ریاضیات اند از خبر موفقیت مریم میرزاخانی، نخستین زن و نخستین ایرانی برنده مدال پرافتخار فیلدز، مبهوت شدند.

داستان زندگی او- تلاش ها، دست آوردها، پشتکار- و نیز جان به دربردنش از سانحه اتوبوسی که درآن عده ای از ریاضی دانان جوان نخبه در راه بازگشت از یک رقابت ریاضی کشته شدند، بویژه برای ایرانیان الهام بخش است.

حسن روحانی رئیس جمهوری ایران در پیامی توییتری شخصا به پرفسور میرزاخانی تبریک گفت.

با آن که ایرانیان به مریم سخت افتخار می کنند اما او در ایران کار و زندگی نمی کند. او در دانشگاه استانفورد تدریس می کند و یکی از بسیار ایرانیان باهوش و با استعدادی ست که در پی دسترسی به امکانات و فرصت های بهتر در کشورهای دیگر، ایران را ترک کرده اند.

بسیاری از آنان به طور عمده آمریکای شمالی و اروپا را برای دست یابی به مقصود خود انتخاب کرده اند. همه می دانند که ایران با مشکل فرار مغزها روبروست. امری که مقام های ارشد ایران، از جمله رضا فرجی دانا، وزیر[پیشین] علوم و فن آوری، آن را تایید کرده اند. «هرسال حدود ۱۵۰ هزار تن از نخبگان ما از ایران مهاجرت می کنند که برای مان به قیمت ۱۵۰ میلیارد دلار تمام می شود.»

ایرانیان برای ترک وطن و جست و جوی فرصت های بهتر در خارج دلایل مختلفی دارند. اما یک عامل همیشگی و محتمل بازداشت ناگهانی و زندانی شدن با اتهام هایی چون اقدام علیه امنیت ملی است. تنها به خاطر آن که با همکاران شان در خارج به تبادل اطلاعات معمولی پرداخته اند.

این همان سناریوی کابوس گونه ایست که برای امید کوکبی، دانشمند و فیزیک دان جوان و نخبه ایرانی روی داد. او که در رشته فوق دکترای فیزیک کوانتوم در دانشگاه تکزاس در استین درس می خواند، وقتی برای دیدار از خانواده اش در ژانویه ۲۰۱۱ به تهران آمد دستگیر شد و در ماه مه پس از محاکمه ای ناعادلانه در دادگاه انقلاب و بی آن که کمترین دلیلی علیه او وجود داشته باشد، به ده سال زندان محکوم شد- با اتهام واهی رابطه با کشور خصم و کسب «درآمد نامشروع». که همان کمک هزینه ای ست که معمولا دانشگاه تکزا س به دانشجویان بالای لیسانس می دهد.

سازمان عفو بین الملل او را زندانی عقیدتی شناخته که تنها به خاطر رد همکاری و تحقیقات نظامی برای جمهوری اسلامی و به خاطر روابط قانونی آموزشی با نهادهای اکادمیک خارج از ایران به زندان افتاده است.

انجمن فیزیک آمریکا جایزه ساخاروف را به امید کوکبی اعطا کرده است: «به خاطر شجاعتش در رد به کارگیری دانش فیزیک خود در خدمت پروژه هایی که به نظر او برای بشریت زیان آور است – و مقاومت در برابر فشارهای شدید فیزیکی و روانی که به این خاطر بر او وارد آمده».

مخالفت او با همکاری در برنامه های هسته ای و نظامی ایران بظاهر یکی از دلایل تنبیه و بازداشت امید کوکبی است. اما اتهام مبهم و گنگ رابطه با کشورهای خصم نشان می دهد که او بار دیگر یکی از قربانیان داستان های همیشگی روحانیون تندرویی ست که دستگاه های امنیتی قدرتمند کشور را اداره می کنند و بر آنند که دولت آمریکا، موساد اسرائیل و سازمان امنیتی بریتانیا دست در دست یک دیگر قصد انجام «انقلاب مخملی» دارند تا بنیان های نظام جمهوری اسلامی را به لرزه درآورند. و برای دست یابی به این هدف با دعوت ایرانیان به شرکت در کنفرانس هایی درآمریکا یا کشورهای دیگر و یا با دادن اقامت در دانشگاه ها و دیگر نهادها درآمریکا، ایرانیان برجسته را استخدام می کنند.

امید کوکبی و مریم میرزاخانی هردو عضو المپیاد دانشمندان و ریاضی دانان جوان بودند و خیلی زود از توانایی بالقوه خود برای استفاده از استعدادهای فوق العاده خود در خدمت به جامعه آگاه شدند. خوشبختانه پرفسور میرزاخانی می تواند فعالیت های حرفه ای و تخصصی خود را در کمال آزادی انجام دهد. در حالی که امید کوکبی باید در زندان بپوسد. او حتی کوشیده است در پشت میله ها به کار علمی خود ادامه دهد و با ارائه تحقیقات و نوشته های علمی خود به کنفرانس ها خواستار ادامه تحصیل خود شود. اما همه آن درخواست ها توسط زندان بانان رد شده است.

وضعیت امید کوکبی تراژدی ای مختص مردم ایران نیست. بلکه تراژدی ای برای تمامی بشریت است زیرا ظرفیت بالقوه ای را از آن سلب می کند. تحقیقات او بر اشعه و فوتونیک های لیزری تمرکز دارد که می تواند در بسیاری از رشته به کار رود.

او حتی امیدوار بود که بتواند تحقیقی درباره برداشتن بافت های سرطانی با لیزرهای فوق سرعت ارائه دهد. عملی که می تواند بسیاری از بیماران سرطانی را از جراحی های دردناک و ناقص کننده معاف کند.

ایران در این اقتصاد جهانی و دانش بنیاد، به منابع و ثروت های عظیم خود نیازی مبرم دارد. واین منابع همانا شهروندان با استعدادی هستند که برای آموزش شان هزینه بسیار خرج شده اما در نهایت کشورهای دیگر از دانش و استعداد آنان استفاده می کنند. هیچ یک از ما- تا چه رسد به مردم ایران- نمی توانیم خسارت های ناشی از ازدست دادن امید کوکبی های جهان را جبران کنیم.

نظر شما

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG