نشریه فارین پالیسی در مقالهای تحت عنوان «چهار سناریو برای ایران پس از جنگ» به احتمال تمایل پرزیدنت ترامپ به تغییر رژیم در ایران ضمن پرهیز از پیامدهای پرهزینه آن می پردازد.
مارک لینچ، نویسنده مقاله، می گوید:
یک نکته درباره جنگی که انتظار میرود میان آمریکا و جمهوری اسلامی ایران رخ دهد قطعی است: اگر اتفاق بیافتد، شامل اشغال آن کشور نخواهد بود. ایالات متحده ناوهای هواپیمابر و تجهیزات پشتیبانی به خلیج فارس اعزام کرده، نه نیروهای تهاجمی زمینی، و هیچ نشانه آشکاری از برنامهریزی برای حضور بلندمدت در ایران وجود ندارد. دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، در یک موضوع در منطقه ثابتقدم بوده و آن پرهیز از تکرار اشغال به سبک عراق است که آن را «یک اشتباه بزرگ و احمقانه» توصیف کرده است. همانگونه که در بازداشت نیکلاس مادورو در ونزوئلا، کشتن قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، و حمله اسرائیل برای حذف حسن نصرالله، رهبر حزبالله، رخ داد، آمریکا احتمالاً رهبران ارشد جمهوری اسلامی ایران و دستگاههای سرکوبگر رژیم را هدف قرار خواهد داد و سپس منتظر می ماند تا ببیند اوضاع چه طور پیش میرود.
موفقیت چشمگیر اسرائیل در هدف قرار دادن مقامهای ارشد جمهوری اسلامی در جنگ ۱۲ روزه نشان داد که دستگاه اطلاعاتی رژیم تا چه اندازه نفوذپذیر شده و رهبر جمهوری اسلامی و دیگر رهبران ارشد نباید آسوده بخوابند.
به نظر میرسد هدف ترامپ، چه از طریق توافق و چه از راه جنگ، پایان دادن قاطع به کشمکش چند دههای آمریکا با ایران باشد. اگر بمباران بدون پیامدهای فاجعهبار فوری به موفقیت برسد، ترامپ اعلام پیروزی خواهد کرد.
کارزار بمبارانی که رهبری رژیم را از میان نبرد، احتمالاً شبیه بازپخش جنگ ۱۲روزه اسرائیل با ایران خواهد بود؛ نابودی بخشی از تأسیسات هستهای جمهوری اسلامی، تضعیف توان سرکوب رژیم و کشتن تعدادی از رهبران.
اما فرض کنیم آمریکا واقعاً رهبر جمهوری اسلامی را حذف کند و باعث سقوط رژیم شود. ایران در این صورت چه شکل حکومتی خواهد داشت و چه تأثیری بر منطقه میگذارد؟
چهار سناریوی محتمل وجود دارد.
شکلگیری یک جمهوری دموکراتیک چیزی است که بسیاری از ایرانیان ترجیح میدهند، اما احتمال وقوع این تغییر تنها با حملات هوایی بسیار پایین است.
حمایت واشنگتن از رژیم احمد الشرع در سوریه و ارتقای معاون مادورو در ونزوئلا نشان میدهد که دولت ترامپ ثبات تحت هر رژیم موجود را ترجیح میدهد. کشورهای خلیج فارس هم میخواهند به هر قیمتی از بیثباتی تازه در خاورمیانه جلوگیری کنند.
محتملترین نتیجه تغییر رژیم در ایران، تسلط سپاه پاسداران خواهد بود. یک رژیم نظامی در ایران احتمالاً همچنان تحت تحریم و بیثبات خواهد بود.
یک حکومت ملیگرا و کارآمد اما غیرانقلابی در ایران میتواند روند فاصلهگیری عربستان سعودی و دیگر قدرتهای منطقهای از آمریکا را تسریع کند. چنین رژیمی ممکن است شبیه عربستان سعودی تحت رهبری محمد بن سلمان شود: سرکوبگر و اقتدارگرا، اما از نظر اجتماعی گشودهتر و مشتاق جذب سرمایهگذاری بینالمللی. به بیان دیگر، بهترین سناریو ممکن است یک حکومت ملیگرا، اقتدارگرا و جسور باشد که از قید و بندهای نامحبوب رهبر سالخورده و ساختار مذهبی رها شده است.
نویسندگان این مقاله در پایان میپرسند: رهبران خلیج فارس شاید بتوانند با چنین وضعی کنار بیایند. آیا واشنگتن هم میتواند؟
*نظرات و دیدگاههای مطرح شده در این مقاله الزاما بازتابدهنده موضع صدای آمریکا نیست