لینکهای قابل دسترسی

جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۶ ایران ۰۷:۲۱

حرف تو – روز يکصد و بيست و هفتم


آن هفته، وقتی که مناظره های انتخاباتی را نديده بودم، در Facebook در يک جمله پرسيدم: اين آقايون در مناظره چه گفتند؟
و جايت خالی که سيل ايميل ها جاری شد، گروهی در Facebook و ديگران نيز با ايميل.

بخود گفتم روز يکصد و بيست و هفتم را به حرفهای تو، يا گزيده ای از حرفهای تو اختصاص دهم، بی آنکه اين نقل سخن تو نشانه موافقت يا مخالفت من با عقيده تو باشد. شروع کنيم با امير.

امير: اينها دارند حرفهائی را که سالها ديگران در موردشان ميگفتند، حالا خودشان در صدا و سيما بهم ميگويند.

کوين: سی ساله ما ميگفتيم آی دزد، اما مدرک نداشتيم. حالا اين هم مدرک.

پيمان: چرچيل ميگويد: سخت ترين کار در دنيا، قانع کردن يک احمق است.

سامان: جالب است که احمدی نژاد در حاليکه با موسوی مشاجره ميکرد، در مورد هاشمی می گفت که از کجا آورده و بچه هاش از کجا آورده اند.

تونی: مسئله اينست که ما به کسی رأی بديم که احمدی نژاد انتخاب نشود. خيلی ها معتقدند کروبی برنامه های بهتری دارد اما اگر به او رأی بدهيم رأی مان ميسوزد و به نفع آقای دکتر تمام ميشود.

آيدا: چرا يکی از کانديداها از احمدی نژاد نپرسيد چه بر سر دکتر زهرا بنی يعقوب آورديد؟ و چگونه اين پزشک جوان را بخاطر راه رفتن در يک پارک عمومی با يک پسر گرفتند و خدا ميداند چه بلائی بر سرش آورديد و آنوقت هم سر به نيستش کرديد. حالا هر چه ميخواهی بگو اين دزد است و آن دزد. وقتی ميگوئی بگم؟ بگم؟ از پليس گشت اخلاق هم بگو. از نظر شما جرم و خيانت فقط دزديست؟
سياوش: من متحيرم که در اين مناظرات برای اينها فقط مسئله مادی مطرح است و بر باد رفتن حقوق انسانها حتی در اين مشاجرات حالت فرعی هم ندارد.

مهراب: بنظر من همه اين آقايون دروغ ميگن. ولی من با توجه به اينکه خيلی از اساتيد و نخبگان به موسوی رأی ميدهند، به او رأی ميدهم تا به يک نژادپرست.

مهدی: در مناظره معروف آقای دکتر به کسی رحم نکرد و اسم همه را که ميدانست گفت. اما بنظرم تهمت يا واقعيت، اسم اينها را نمی شود مناظره گذاشت. البته ميرحسين هم درست جواب نمی داد.

آرمين: خوب ما قبول داريم که همه آقايانی که احمدی نژاد گفت دزد بوده اند. اين يعنی کل نظام و دولتمردان آن که خود اين آقا هم از روز اول جزو آن بوده است.

شراره: نميدانم چه اشکالی در بينائی آقای احمدی نژاد است که يک نفر جلويش نسته اما او چند نفر را می بيند.

عماد: مقاله آقای بهارلو در مورد رأی دادن و رأی ندادن بسيار جالب بود. من هم شخصأ باور ندارم که مشروعيت و يا موجوديت يک نظام با انتخابات مشخص ميشود و تا بحال در هيچ کجای تاريخ نخوانده ام که حکومت و يا نظامی بخاطر رأی ندادن مردم سقوط کرده باشد و يا مشروعيت خود را از دست داده باشد. ملا نصرالدين ميخ افسار خر خود را بزمين فرو کرد و گفت اينجا مرکز زمين است. قبول نداريد متر کنيد. حالا وزارت کشور هم بهر صورت ميتواند بگويد چهل ميليون نفر رأی دادند. باور نمی کنيد برويد از يکی يکی بپرسيد. پس بحث انتخابات با اين ديدگاه که رأی دادن به رژيم مشروعيت ميدهد و بالعکس، امری بيهوده است. همينطور بنده قبول دارم که در موج دوم خرداد مردم پيش از آنکه بخواهند به خاتمی "بله" بگويند ميخواستند به ناطق نوری "نه" بگويند که اصطلاحأ به آن ميگويند "نه از حسب علی که از بغض معاويه است". اتفاقأ آقای احمدی نژاد هم از همين وسيله استفاده کرد و مخالفين رفسنجانی به او رأی دادند.
عماد ادامه ميدهد: من از هموطنان خارج از کشور تقاضا ميکنم شرايط داخل را بسنجند و پشت سر هم نگويند رأی ندهيد. شايد بقول شما انتخاب موجود، انتخاب ميان بد و بدتر باشد که خيلی ها در ايران نيز اينچنين نظری دارند، اما قطعأ اين انتخاب شايد انها را ره رهشت نبرد ولی حداقل از جهنم خارجشان خواهد کرد.
آقای کروبی از آقای موسوی سئوال کرد شما اصولگرا هستيد يا اصلاح طلب؟ پاسخ موسوی هم همين واقعيت بود که مردم در ايران از هر دو جناح خسته شده اند و بدنبال گريز از افراط و تفريط های اين دو هستند.
اگر در تهران بوديد متوجه منظور من ميشديد که از خيابان وليعصر (پهلوی سابق) تا از تجريش تا راه آهن سبز شده بود و جوانان اين مملکت با يک شوق و شوری از ته دل فرياد آزادی سر ميدادند. اين قيام به طرفداری موسوی بود اما در واقع همگان داشتند به شرايط موجود واکنش نشان ميدادند. اين رفتار حتی اگر نظام و حکومتی را عوض نکند آنرا وادار به تجديد نظر خواهد کرد.

XS
SM
MD
LG