لینکهای قابل دسترسی

شنبه ۳ تیر ۱۳۹۶ ایران ۱۸:۳۰

مردی که احتیاج به مترجم و مفسر ندارد – روز یکصد و بیست و سوم


وظیفه یک خبرنگار و یک ژورنالیست در روایت وقایع و گفته ها باید قاعدتاً این باشد که اطلاعات و گفته ها و شنیده ها را به زبان قابل درک برای مخاطب خود برگرداند و همچون مترجمی عمل کند که مثلاً زبان ریاضی یک دانشمند ریاضی را به زبان قابل فهم برای مخاطب خود برگرداند یا زبان معمولاً به عمد مبهم را به زبانی که بدانی منظور طرف چه بوده.

این وضعیت اما در مورد پاره ای از آدم ها فرق می کند و آشکاری و شفافیت گفته آنها باید یک ژورنالیست مسئول را به هنگام روایت و احیاناً تفسیر به تامل وادارد که آیا آنچه دارد او از خود به صحبت طرف اضافه می کند و یا از آن کم می کند، برای تفهیم آنچه او گفته لازم است و یا اصولاً کمکی به آن می کند؟

در مورد مردی به نام باراک اوباما، چه آن زمان که باراک اوباما بود و چه زمانی که سناتور اوباما و چه این زمان که پرزیدنت اوباماست، به گمان من، هر گونه کم وزیاد کردن و تفسیر و یا تعبیر، نه تنها کمکی به ادراک بهتر از آن عمل نمی کند که مخاطب را از آنچه باید از گفته او بیاموزد، دور می سازد. کلمات و جملاتی که اوباما در سخنان خود از آنها استفاده می کند آنچنان آشکار و واضح است که هر جا من خبرنگار پا برهنه وسط معرکه شوم و بخواهم به خیال خود آن را قابل فهم تر سازم، از شفافیت و آشکاری آن می کاهم.

مشکل روایت نیویورک تایمز از او را هم که دیروز گفتم، شاید نشانی آشکار از این قضیه باشد. با این باور آنچه برایت از سخنان امروز پرزیدنت اوباما در قاهره نقل میکنم، بی کم و کاست آنیست که او گفت تا آنجا که وقت امروز من و تو مجالمان دهد.

«دیدار ما از زمانی است که تنش میان ایالات متحده و مسلمانان در گرداگرد جهان برقرار است. این تنش ریشه در تاریخی دارد که ماورای مسائل مورد مناظره امروزه ماست.
روابط میان اسلام و غرب، قرن ها همجواری و همزیستی را شامل می شود و همین طور برخوردها و جنگ های مذهبی.
در همین دوران اخیر استعمارگری که حقوق و فرصت های بسیاری از مسلمانان را انکار می کرد و همچنین جنگ سردی که در آن اکثریت کشورهای مسلمان بدون توجه به منافعشان به عنوان «اقمار» به حساب آمدند، بر این تنش افزود. فراتر از آن، تغییر فراگیری که همراه با مدرنیته و جهان گرائی آمد، بسیاری از مسلمانان را به این اندیشه واداشت که غرب در ستیز با سنت های اسلام است.
افراطی های خشونت گرا از این تنش میان اقلیتی کوچک اما فعال از مسلمانان بهره برداری کردند. حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و ادامه تلاش افراطی ها در بکاربری خشونت علیه مردمان عادی، باعث آن شده که پاره ای از مردمان کشور من به اسلام به دیده ای بنگرند که اسلام نه فقط با آمریکا و کشورهای غربی خصومت دارد که با حقوق بشر در ستیز است و این بر بی اعتمادی موجود دامن زده است.
تا کنون تعریفی که از روابط با یکدیگر شده است بر اساس تفاوت ها یمان بوده است.

ما به آنان که به جای صلح بذر نفرت می پاشند و آنان که به جای ترغیب مردم به همکاری که آنان را به عدالت و نیکبختی رهنمون کند، منازعه و نفاق را ترویج می کنند، قدرت بخشیده ایم. این دور سوء ظن و اختلاف باید پایان یابد.

من در جستجوی آغازی نو میان ایالات متحده و مسلمانان گرداگرد جهان به اینجا آمده ام. آغازی بر اساس منافع متقابل و احترام متقابل، و آغازی بر پایه این حقیقت که آمریکا و اسلام، انحصاری نیستند و نیازی به رقابت میان آنها نیست. برعکس آنها در اصولی متفق القولند، که هم سو و هم آهنگ با یکدیگر است. اصول عدالت و پیشرفت، تحمل و پذیرش ارزش وجودی همه انسان ها.

من می دانم که تغییر یک شبه حاصل نخواهد شد و هیچ سخنرانی تنهائی، نمی تواند سال های بسیار بی اعتمادی را از میان بردارد. همچنین، من در این زمان جوابی برای همه آنچه ما را به این مرحله کشاند ندارم. اما این را نیک می دانم که برای گامی به پیش برداشتن، باید آنچه را در قلبمان داریم و پیوسته پشت درهای بسته گفته می شود، فاش گوئیم.

باید تلاشی مداوم برقرار باشد که به یکدیگر گوش فرا دهیم، که از یکدیگر بیاموزیم، که به یکدیگر احترام گذاریم و در جستجوی نقطه های مشترک با هم باشیم. و آنچنان که در قرآن کریم آمده، آگاه از حضور خدا باشیم و به حقیقت سخن گوئیم. این است آنچه من سعی به آن خواهم داشت، که در حد توانم با حقیقت سخن گویم. با احساس تواضع نسبت به وظیفه ای که در برابرمان است و پا بر جا بر این باور که منافعی که ما به عنوان انسان در آن شریک هستیم، بسیار نیرومندتر از قدرت هائی است که ما را از هم جدا می سازند.»

و دوست من پیشنهادم به تو این است که باقی سخنان اوباما را نیز بدون تعبیر و تفسیر خود بخوانی و بشنوی و قضاوت کنی.

XS
SM
MD
LG