لینکهای قابل دسترسی

دوشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۶ ایران ۰۹:۱۱

عصری که شایستگی ها جای وابستگی ها را می گیرد – روز یکصد و بیستم


در هفته ای گذشت، نام خانم Sonia Sotomayor که از سوی پرزیدنت اوباما برای نشستن بر یکی از ۹ کرسی در رفیع ترین مکان قوه قضائیه یعنی Supreme Court یا دیوانعالی آمریکا برگزیده شده، بیشتر از هر شخصیتی در روزنامه ها و دیگر وسائل ارتباط جمعی به چشم و گوش می رسيد. همچنان که قطعاً می دانید زمانی انتخاب او قطعیت خواهد یافت که سنای آمریکا، انتخاب او را مورد تائید قرار دهد. روندی که از فردا آغاز خواهد شد و مخالفین و موافقین را به صف آرائی در برابر یکدیگر واداشته است، که این یک روند عادی و همیشگی برای هر کاندیدائی است که از طرف هر رئیس جمهوری برای این پست مادام العمر برگزیده شده باشد.

حساسیتی که جناح های محافظه کار و یا لیبرال هر بار در برابر گزینش یک رئیس جمهوری برای یکی از ۹ مکان دیوانعالی نشان می دهند، قابل درک است، چه آنکه دیوانعالی یا supreme court آخرین کلام را در هر قضیه بغرنج و مورد اختلاف حقوقی بر زبان می آورد و با این حساب فی المثل حضور یک محافظه کار یا برعکس یک لیبرال می تواند تا مدتها کفه ترازوی قضاوت را به سوی یکی از این جناح ها سنگین کند، هر چند در عمل بسیاری از قضاتی که به دیوانعالی راه می یابند، در بسیاری از اوقات، راه میانه را در پیش گرفته اند که بیشتر با نظر و باور کل جامعه آمریکا در آن مقطع زمانی سازگار باشد.

اما هنوز نیم روزی از اعلام گزینش خانم Sotomayor نگذشته بود که مخالفین او به رهبری یک گوینده رادیو که معمولاً به بیهوده گوئی بیشتر شهرت دارد تا حقیقت گوئی، با کلمات و صفاتی از این قاضی برجسته و اسپانیائی تبار اهل پورتوریکو یاد کردند که حتی در روند معمول مناظره به اصطلاح محافظه کاران و لیبرال ها نیز نامعمول جلوه می کند.

خانم Sotomayor در حقیقت در سال ۱۹۹۱ از سوی پرزیدنت جرج اچ دبلیو بوش به عنوان قاضی فدرال در دادگاه نیویورک برگزیده شد که به هر صورت از حزب و جناح محافظه کاران حمایت می شد. با این همه آنچه علیه او علم کردند و به خاطر آن القابی نظیر نژادپرست!!! و نژادپرست معکوس!!! به او دادند و حتی این زن دانشمند را با گشاده دهانی با کوکلاس کلان مقایسه کردند، سخنانی بود که او در سال ۲۰۰۱ گفته است و هر انسان با خردی حقیقت معنی را در آن می یابد و هر بی خردی می تواند به تفسیر سطحی و کودکانه از آن بپردازد و آن را به نژادپرستی ارتباط دهد.

آنچه خانم Sotomayor گفته معنایش این است: زنی با پیشینه و تجربه زندگی یک اسپانیائی تبار در آمریکا می تواند قاضی بهتری از «مرد سفید» (به معنای ذهنی کلمه) باشد. یعنی آنکه طعم فقر و زندگی در سختی را کشیده، از آنکه همیشه سوار بوده از حال پیاده بی خبر است، می تواند بهتر قضاوت کند. کلمه «مرد سفید» در اینجا نه بخاطر تاکید بر نژاد او که بگونه ای تمثیلی به کار می رود، برای آنکه در رفاه زیسته و به لطف محیط و خانواده و نعمت هائی که به ارث برده راهش را در سطوح بالای جامعه یافته است.

خانم Sotomayor در حقیقت خود را مثال می زند که درد آشناست اما معقول و مصمم. به جای شیون و ناله، به مقابله آن شتافته و اینک خود را به رفیع ترین مکان حرفه خود نزدیک ساخته است. او پورتو ریکوئی است که در نیویورک به دنیا آمده، در ۹ سالگی پدر را از دست داده و مادرش با دو شیفت کار کردن، او را به دانشگاه معتبر Princeton می فرستد و او این فرصت را حتی لحظه ای به غفلت نگذرانده است.

استفاده از کلمه ناهنجاری مثل «نژادپرست» برای توصیف زنی که زندگی را صرف برقراری عدالت اجتماعی و رهائی از قیدهای اجتماعی، حتی در اجتماع آمریکا کرده، تنها تاکید بر سبک مغزی گویندگان است که هنوز به قول معروف دوزاریشان نیفتاده و حالا فریاد «نژادپرستی معکوس» سر می دهند که از اصل، کلامی بی معنی، تهی، شعاری، و ورد زبان آنهائی است که در میانه هر بازی «جر» می زنند و قادر به درک واقعیت های روز و زمان نیستند.

واقعیت این است که ما به عصری رسیده ایم که آگاهان به اکثریتی در جوامع رسیده اند که نه دلیل گزینش رئیس جمهوری برایشان رنگ پوست اوست و نه بیم از گزینش زنی اسپانیائی تبار برای دیوانعالی خود دارند. عصری که «شایستگی» ها دارد جای «وابستگی» ها را می گیرد.

XS
SM
MD
LG