لینکهای قابل دسترسی

چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۶ ایران ۱۹:۱۱

وقتی اصل قضیه فراموش می شود – روز نود و ششم


وقتی کسی نه به قصد میانجی گری بلکه دخالت، وارد دعوائی شود که اصلاً به او ارتباطی ندارد، نتیجه آن می شود که موضوع اصلی لوث شود و دعواهای دیگر سر بگیرد، که اصلاً به عقل جور در نمی آمده که سر بگیرد. مثل همین قضیه فلسطینی ها و اسرائیل و پا گذاشتن جمهوری اسلامی به این مرافعه به صورتی که امروز خود مسئله فلسطینی ها به درجه دوم اهمیت سقوط کند.

نگاهی بیانداز به همین خبرهای دیروز و امروز.

دیروز: در ژنو، در کنفرانس «نژاد پرستی» سازمان ملل که مقارن با صدمین سالگرد تولد «آدولف هیتلر» بر پا شده، آقای احمدی نژاد در میان هو وجنجال تماشاچیان و ترک کنفرانس از سوی نمایندگان بسیاری از کشورهای شرکت کننده، به ادامه حملات علیه اسرائیل و غرب و مثلاً در حمایت و دفاع از حقوق فلسطینی ها می پردازد.

امروز: روزنامه واشنگتن پست از قول مقامات اسرائیلی نقل می کند که از نظر اسرائیل، مسئله فلسطینی ها در درجه اول اهمیت قرار ندارد و اول باید تکلیف ایران روشن شود و برنامه اتمی آن کشور که اسرائیل معتقد است در جهت تولید بمب اتمی پیش می رود. واشنگتن پست می نویسد دولت جدید اسرائیل تا پیشرفتی در زمینه متوقف ساختن ایران از تولید سلاح اتمی نبیند و همچنین تا زمانی که جلوی خرابکاری ایران در مذاکرات صلح اسرائیل و فلسطین گرفته نشود، گامی در راه پیشبرد مذاکرات صلح بر نخواهد داشت.

با این حساب، موضوع به وجود آمدن دو کشور اسرائیل و فلسطین و متوقف شدن اسکان یهودی نشین ها، که هدف و خواسته فلسطینی هاست تا اطلاع ثانوی معوق می نماید.

حالا قضاوت کن، در این مجادله که در آغاز میان اسرئیل و فلسطینی ها بوده و بعد ایران خودش را فعالانه وارد آن کرده، تا چه حد این دخالت به فلسطینی ها سود رسانده است؟

فراتر از آن در همین گزارش از قول سناتور میچل که از سوی پرزیدنت اوباما برای حل مسئله اسرائیل و فلسطینی ها گمارده شده گفته شده که او متحیر است چگونه سران کشورهای عرب هم با اسرائیل در یک مورد یعنی خطر شمردن ایران، اتفاق نظر پیدا کرده اند و در یک جبهه اند و همان مقصود را اگر شده با زبانی دیگر بیان می کنند. یعنی قضیه ای که ابتدا میان اسرائیل و فلسطینی ها بود و بعد با دخالت رهبران تندرو در جهان عرب به شکل مسئله میان اسرائیل و اعراب در آمد، اینک تغییر ماهیت داده و تبدیل شده است به اختلاف میان ایران با اسرائیل و اعراب و در این معادله آنکه مسئله ظاهراً بخاطر او آغاز شده یعنی «فلسطینی» مسئله اش موکول می شود به حل مسئله با ایران. یعنی مسئله به دنبال نخود سیاه رفتن معروف.

حالا باید با عقل و اندیشه نگاه کرد به این قضیه که به راستی کی در آنچه که می گوید صادق است و انگیزه و هدف ها، با گفته ها چگونه در تعارض است؟ بعد باید از خود پرسید کی از این قضیه نفع می برد؟ و همزمان دود آن به چشم کی می رود؟

و بعد شاید راحت تر پاسخ «چرا» را بشود یافت.

XS
SM
MD
LG