لینکهای قابل دسترسی

شنبه ۱ مهر ۱۳۹۶ ایران ۱۰:۵۰

وقتی به جای پزشک، پلیس صدا میزنند – روز نود و دوم


در جائی خواندم از نویسنده ای که به زیبائی و تلخی، از مصیبت کارتل های غول آسای قاچاق مواد مخدر نوشته بود و گفته بود، پیوسته جامعه در مقابل آنکه به مواد مخدر معتاد بود، پزشک صدا می کرد، مصیبت از آنجا آغاز شد که جامعه تصمیم گرفت به جای پزشک، پلیس صدا کند.

آمارها که جای خود دارد، از خود تو می پرسم، آیا بعد از ممنوع شدن نوشابه های الکلی، از مصرف آن در جامعه ای که می شناسی کم شده است؟ آیا بعد از ممنوع شدن تریاک، حضور منقل و مخلفات آنرا در دنیای پیرامون خود کمتر دیده ای، یا برعکس؟

در همین آمریکا ممنوعیت الکل در دهه ۱۹۲۰ منجر به روی کار آمدن و قدرت خشن ترین و بزهکارترین قشر جامعه شد که نام «گانگستر» بر آنها گذارده شد و معروفترینشان همان آل کاپون معروف بود که از برکت سود سیل آسای قاچاق مشروبات الکلی، قدرت خود را در همه ارگان های جامعه آمریکا گسترش داده بود و هیچ چیز جلودار او و دیگر گانگسترها نبود و نشد تا یک اتفاق ساده. زمانی که در سال ۱۹۲۹ و همراه با رکود شدید اقتصادی، لشکر کشی دولتی علیه مشروبات الکلی فروکش کرد و بعد هم عملاً فروش مشروبات الکلی، آزاد شد. در پی آن در حقیقت برای گانگستری که از سود سرشار فروش الکل قاچاق، اشراف وار زندگی می کرد، سودی باقی نماند که خودش هم بماند.

آیا لغو ممنوعیت فروش مشروبات الکلی، خرد و کلان را به قول معروف عرق خور کرد؟ خوب می دانی که خیر. آنچه در این زمینه در آمریکا انجام شد و ایالات مختلف هم هر کدام بسته به خلق و خوی مردمانش تغییراتی مناسب با آن در آن دادن، به نظم آوردن و قانونی کردن فروش الکل در چهارچوب قوانین و مقرراتی بود که فی المثل کسی که به ۲۱سالگی نرسیده باشد نمی تواند مشروب الکلی بخرد یا در جائی عمومی بنوشد. جریمه فروش به زیر ۲۱ ساله ها نیز آنچنان سنگین است که فروشنده ای پیدا نمی شود که هوس کند به نوجوانی مشروب بفروشد. آیا قاچاقچی مشروبات الکلی هم رعایت این قضیه را می کند؟ برای این قاچاقچی چه اهمیتی دارد که این خریدار ۲۱ سال دارد یا ۱۲ سال. اما قاچاقچی به لطف این ممنوعیت، مشروب ده دلاری را مثلاً صد دلار می فروشد و به ثروت و شوکتی می رسد که اندک اندک چنگ در تمامی ارگان جامعه اندازد.

مشکل بزرگتر از مواد مخدر، مصیبت قاچاقچی های مواد مخدر است که از برکت سود سرشار آن که مثلاً گیاه بی قیمتی مثل ماری جوانا را در داخل آمریکا به صدها برابر ارزش خود می فروشند، کارتل هائی غول آسا به وجود آورده اند که دنیای امروز و فردا را با تهدیدی عظیم روبرو می سازد و این در بر همین پاشنه خواهد گشت اگر تدبیری کارسازتر از آنچه تا کنون بیهوده انجام شده و می شود بکار گرفته نشود.

آمریکا در سالهای اخیر، سربازان مکزیکی را تحت تعلیم های بسیار پیشرفته و هشیارانه قرار داد تا با کارتل های مواد مخدر مکزیک مقابله کنند. می دانی نتیجه اش چه بوده؟ بیشتر از یکصد هزار نفر از این سربازان تعلیم دیده از ارتش جدا شده و با حقوق بسیار بیشتر جذب کارتل های مواد مخدر شده اند.

در دو سال گذشته تعداد قتل های مخالفین کارتل ها در مکزیک از نه هزار نفر گذشته است. و تازه کاشف به عمل آمده که اسلحه و مهمات این قاچاقچیان مکزیکی نیز توسط قاچاقچیان اسلحه از آمریکا به مکزیک روانه می شود.

اما مشکل اصلی حضور سیاست و سیاستمداران در این میانه است که می ترسند حرفی بزنند و بهانه به دست مخالفین سیاسی بدهند که فریاد برآورند که آی بیائید این می خواهد مواد مخدر در میان بچه های ما رواج دهد.

اما من که نه سیاسی هستم و نه سیاستمدار، به عنوان عقیده شخصی خدمت تو دوست گرامی می گویم برای آنکه یک طبقه بزهکار در اجتماع به قدرت نرسد، این ممنوعیت ها مثل بقیه ممنوعیت ها، به قول معروف، «آزاد باید گردد.»

XS
SM
MD
LG