لینکهای قابل دسترسی

پنجشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۶ ایران ۰۸:۰۹

انتهای هاوارد <BR> Howard’s End


کارگردان: جيمز آيوری
بازيگران: آنتونی هاپکينز، اِما تامسون، هلنا بانوم- کارتر، وَنِسا ردگريو
بريتانيا / آمريکا، ۱۹۹۲، رنگی، ۱۴۰ دقيقه

کمپانی سينمايی «مرچنت آيوری» بيش از ۳۰ سال سينماروهای با فرهنگ و کتابخوانده را با فيلم های طراز اول، که اکثرا اقتباس از شاهکارهای ادبی جهان بوده اند، سرگرم کرده است. فيلم هايی که خوب ساخته شده و از استخوانبندی محکمی برخوردارند و اصالت هنری آثار ادبی را فدای ساده پذيری مديوم سينمای تجاری و يا سليقه بازار نکرده اند. «انتهای هاوارد» شايد بهترين کار اين کمپانی در تمام طول فعاليتش تاکنون باشد. اين فيلم حتی از شاهکار ديگر اين کمپانی، بنام «اطاقی با يک منظره» A Room With a View که با وفاداری شايسته ای به پيچيدگی های رمان اقتباسی همه جانبه و عالی از کتاب مشکل فهم ای. ام. فارستر بود، نيز بهتر ارزيابی شده است.

و اما اين شاهکار سال ۱۹۱۰ فارستر، که ملغمه ای است از ملودرام و کمدی اجتماعی، بر محور زندگی دو خواهر سرزنده و تحصيلکرده دور می زند: مارگارت و هلن شلگل Schlegel --هر دو زيبا، فهميده و ايده آليست. زندگی اين دو خواهر با دوخانواده ديگر که از لحاظ فرهنگی با ايشان متفاوت هستند گره می خورد. اولی خانواده «ويلکاکس» Wilcox سرشناس و متمول اما مغرور به خود و نافرهيخته است. دومی خانواده ندار و معترض «بَست» Bast است. مارگارت انعطاف پذير و نرمخو با «هنری ويلکاکس» سرپرست خانواده ويلکاکس ازدواج می کند، درحاليکه هلن کله شق با «لئونارد بَست» وارد يک رابطه طوفانی می شود.

آنچه که در مبارزات اين کاراکترها رل اصلی را ايفا می کند يک خانه فرسوده و قديمی اما بسيار زيبا و جالب است بنام «انتهای هاوارد» که هم در رمان و هم در فيلم رل يک سمبل را دارد: سمبل فيض و لطافت گذشته جامعه کشتگر انگليسی، که در عين حال نويدبخش آينده ای پرقدرت نيز هست. عينا مثل رمان، فيلم هم از برانگيختن نوستالژی و احساسات الکی و تضادهای ساده بری است و بجای آن بطرف يک راه حل پيچيده برای يک مسئله بغرنج حرکت می کند و مصالحه ای که بين کاراکتر ها بوجود می آورد به قيمت روحی گزافی بين پيشرفت و سنت، و بين پراگماتيسم و رمانتيسم بوجود می آيد.

بازی ها همه در حد استادی و استثنايی است، لاکن در ميان اين گروه خبره اما تامسون يک سروگردن از بقيه بالاتر است، زيرا پرتره ای که او از مارگارت چند بعدی بدست می دهد يک تلفيق بسيار ماهرانه ای است از يک زن حراف و يک استاد سياست های مربوط به اطاق خواب. آنتونی هاپکينز هم تضاد درونی شخصيت هنری ويلکاکس را با مهارت جلوی دوربين نشان می دهد، به عنوان آدمی که ذاتا رمانتيک است منتهی برای حفظ ظاهر در خوانواده ای سنتی با قواعد خشک و انعطاف ناپذير ناچاربه سرکوب اميال و طبيعت خودش شده است.

XS
SM
MD
LG