لینکهای قابل دسترسی

خبر فوری
شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۱ ایران ۰۱:۳۱

دیدگاه | پیامد حمله روسیه به اوکراین برای روند جهانی‌شدن


اوکراین.

بیل کلینتون، رئیس جمهوری اسبق آمریکا، بیست سال پیش، روند جهانی شدن را گریزناپذیر و مثل باد و آب، نیروئی طبیعی توصیف کرده بود، اما بعد از تهاجم روسیه به اوکراین، به نظر جاستین لمبرت، نویسنده وال استریت جورنال، از نفس افتادن روند جهانی شدن، امری ناگزیر دانسته می‌شود، و خطر این هست که تبادل کالا و خدمات، به دامنه‌های جداگانه‌ نفوذ سه قدرت روسیه، چین و آمریکا، محدود شود، و جهان در آستانه چرخش کشورها به درون قرار گیرد.

به نوشته جاستین لیمبرت، برای سرمایه‌گذاران که در در دهه ۱۹۹۰ در پی انحلال اتحاد جماهیر شوروی، ادغام چین در اقتصاد جهان و رشد اینترنت، برندگان بزرگ روند جهانی‌ شدن بوده‌اند، درونگرایی کشورها و محدود شدن تبادل کالا و خدمات به دامنه‌ نفوذ قدرت‌های بزرگ، پدیده‌ای نگران کننده است.

در ادامه مقاله وال استریت ژورنال آمده است: جهانی شدن، به کشورها اجازه داد که کالاها و خدماتی تولید کنند که بهترین امکان تولید آنها را داشتند، و شرکت‌های چندملیتی، به مشتریان جدید و منابع جدید کار ارزان دست پیدا کردند. فناوری‌های دگرگون‌کننده‌ای که در دوران جنگ سرد، دولت‌ها و ارتش‌ها آنها را از دسترس دیگران دور نگاه می‌داشتند، به بازارهای جهانی راه یافتند و نتیجه‌ آن در بالا رفتن سود و بازدهی شرکت‌ها،‌ نمایان شد. سود شرکت‌ها به عنوان درصدی از تولید ناخالص داخلی، از ۵ درصد سال ۱۹۹۰ به ۱۰.۵ درصد در سال ۲۰۲۱ افزایش پیدا کرد.

درست است که اشغال اوکراین، ضربه‌ای از سوی پوتین، رئیس حکومت روسیه، علیه دنیای جهانی شده غرب است، اما از سوی دیگر دفاع سرسختانه اوکراین و اصرار اوکراین به ادغام شدن در اروپا نشان می‌دهد که فواید جهانی‌ شدن به اقتصاد محدود نمی‌شود.

جاستین لمبرت در وال استریت ژورنال می‌نویسد احتمال دارد در سال‌های آینده، تغییر شکل برخی از شرایط روند جهانی شدن سبب شود که سرمایه‌گذاران، ضمن اینکه همچنان از منافع روند جهانی شدن بهره‌مند می‌شوند، هزینه‌های بیشتری برای آن متحمل شوند.

انزوای روسیه به خودی خود، مشابه ضربه‌ای نیست که حمله آلمان در آغاز جنگ جهانی اول بر شالوده‌های ادغام اروپا وارد ساخت. به برآورد انگوس مادیسون، تاریخ‌نویس، اقتصاد آلمان در سال ۱۹۱۳ معادل ۸.۷ درصد تولید ناخالص داخلی جهان بود، در حالیکه به برآورد صندوق بین‌المللی پول، سهم روسیه از تولید ناخالص داخلی جهان ۳.‍۱ ئرصد است و اگر به دلار محاسبه شود، ۱.۷ درصد است. به علاوه، چنانکه جان مینارد کینز در کتاب «پیامدهای اقتصادی صلح» نوشته است، پیش از جنگ جهانی اول، آلمان محوری بود که رونق اقتصادی اروپا حول آن بنا شده بود، در حالیکه نقش روسیه کنونی در اقتصاد اروپا،‌ فقط تامین سوخت و برخی ارزاق است، و در زنجیره تامین جهانی روسیه نقش کوچکی دارد.

نویسنده وال استریت ژورنال سهم چین از اقتصاد جهان را به مراتب از سهم روسیه بیشتر توصیف می‌کند. محاسبات دلاری صندوق بین‌المللی پول نشان می‌دهد که چین در سال ۲۰۲۱ یک ششم کل تولید ناخالص داخلی جهان را در اختیار داشت و اهمیت آن در زنجیره‌ تامین، طی همه‌گیری کرونا، به طرز دردناکی برای همگان آشکار شد. برخلاف روسیه، اقتصاد چین، به طرز گسترده‌ای به ارتباط با جهان، به ویژه کشورهای پیشرفته از جمله آمریکا، متکی است. اگر چین تصمیم بگیرد مثلا بر سر اشغال احتمالی تایوان، خود را از اقتصاد جهان جدا کند، تاثیر اقتصادی و اجتماعی آن بر نظام داخلی چین، عظیم خواهد بود. امید این است که دیدن عواقب اشغال اوکراین توسط روسیه، رهبران چین را از اشغال تایوان بر حذر دارد.

جاستین لمبرت می‌نویسد تهدید بزرگتر علیه جهانی شدن، و مهم‌ترین درسی که از روسیه می‌توان گرفت، ممکن است این باشد که جهانی شدن در مراحل اخیر خود، بسیاری از مردم را پشت سر گذاشته است. مثلا در روسیه، بسیاری که همزمان با سقوط شوروی در سال ۱۹۹۱ بازار جهانی را پذیرا شده بودند،‌ هفت سال بعد، یعنی همزمان با بحران بدهی‌های روسیه، احساس کردند بازار جهانی به آنها خیانت کرده است، تغییری که زیربنای برآمدن قدرت ولادیمیر پوتین را تشکیل داد. در آمریکا و کشورهای پیشرفته دیگر نیز بسیاری از فواید جهانی شدن که شرکتها و سهامداران آنها را بهره‌مند ساخت، به اندازه کافی به عموم جامعه گسترش نیافت، نابرابری‌ها را افزایش داد و باعث دلخوری شد.

از دید نویسنده مقاله، افزایش دستمزدها که از حاشیه سود شرکت‌ها کاسته و هضم آن برای سرمایه‌گذاران ممکن است دشوار باشد، ممکن است به درک بهتری از فایده جهانی سازی بیانجامد.

نویسنده تغییرات بیشتری در آینده جهانی شدن پیش‌بینی می‌کند. مثلا کمبودهای ناشی از همه‌گیری و تجاوز روسیه به اوکراین، خطرهای اتکا به منبع منفرد در تامین نیازمندی‌ها، از ریزپردازها گرفته تا گاز طبیعی، را برملا ساخت.

جاستین لمبرت می‌نویسد شاید در آینده چنین تشخیص داده شود که جهانی‌سازی، نه عملی انجام شده است و نه به خودی خود قادر است مثل عصای جادوئی، به رونق آینده رهنمون شود.

* برگردان فارسی این گزارش تنها به منظور آگاهی رسانی منتشر شده و نظرات بیان شده در آن الزاماً بازتاب دیدگاه صدای آمریکا نیست.

XS
SM
MD
LG