لینکهای قابل دسترسی

سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ ایران ۱۹:۲۰
در حالی که خبرگزاری های داخل ایران از مرگ هفت زندانی سیاسی در مدت یک هفته در زندان رجایی شهر کرج خبر داده اند، پیش ازآن آمار متوسط مرگ زندانیان در زندانی که آن را باستیل ایران خوانده اند، بین ۱۰ تا ۱۵ نفر در ماه بود. بنا بر این گزارش ها در این زندان که نوعی تبعیدگاه برای زندانیان سیاسی به شمار می رود، فشارهای روانی و جسمی بر زندانیان دراین زندان یکی از مصادیق آشکار تخلف از قوانین زندان ها و نقض حقوق زندانیان است که در مورد زندانیان سیاسی حتی بیش از زندانیان عادی است.

چهار زندانی سیاسی محبوس در زندان گوهردشت در رجایی شهر کرج، در نامه ای خطاب به دادستان کل کشور درباره فشارهای روانی بر زندانیان سیاسی در این زندان هشدار داده و خواستار رسیدگی به وضع این زندان شده اند. مسعود باستانی، رسول بداغی، کیوان صمیمی و حشمت الله طبرزدی، زندانیان سیاسی در رجایی شهر کرج، در این نامه بویژه از تشدید این فشارها در یک سال گذشته خبر داده اند که به نوشته آنان یکی از مهم ترین آنها قطع ارتباط های تلفنی زندانیان سیاسی در مدت یک سال و چند ماه گذشته بوده است.

آنان دراین نامه مرگ منصور رادپور، هم بند چهل و پنج ساله خود را حادثه ای پیش بینی شده اعلام کرده اند که بارها توسط زندانیان بند سیاسی احتمال وقوع آن به مدیران زندان، دادستان تهران، و مسئولان امنیتی داده شده بود. به نوشته این چهار زندانی، یک سال و نیم پیش حدود شصت نفر زندانی، مرکب از همه زندانیان سیاسی و چند زندانی عادی، به بند ۱۲ یا راهرویی ۴۰ متری منتقل شدند که در دو طرف آن ۳۲ سول ۲ در ۳ بدون در وجود دارد. در همین حال تلفن های این زندانیان نیز قطع شد. به نوشته نویسندگان این نامه ، در گذشته ارتباط های تلفنی روزانه با اعضای خانواده می توانست به تخلیه فشارهای درونی و عصبی زندانیان سیاسی کمک کند. اما در حالی که این امکان برای زندانیان عادی وجود دارد، حدود یک سال و نیم است که برای زندانیان سیاسی قطع شده است. با پیگیری هایی که توسط این زندانیان و خانواده های آنان درمورد این محدودیت، یا به نوشته آنان شکنجه روانی، انجام شد مسئولان گاه در پرده و گاه آشکارا علت این تصمیم را استفاده یک دو نفر از زندانیان از تلفن برای خواندن بیانیه یا انتقال مطالب سیاسی اعلام کرده اند.

نویسندگان این نامه می نویسند به گواهی بهداری زندان در پی قطع ارتباط های تلفنی زندانیان سیاسی، میزان استفاده این زندانیان از قرص های آرام بخش اعصاب و روان چندین برابر افزایش یافته و از ۱۰ در صد در یک سال و نیم پیش به ۴۰ در صد رسیده است. این نویسندگان مرگ منصور رادپور را با « مصرف نامناسب» این قرص ها مرتبط دانسته اند. به نوشته آنان منصور رادپور در سال ۱۳۸۹ در بند ۳« بدون مشکل و بسیار سرحال بود. سرآشپزی ماهر برای بند سیاسی و کشتی گیری ورزیده بود. و همه این ها در حالی بود که با عزیزانش هر روز ارتباط تلفنی داشت » چهار نویسنده نامه از غلامحسین محسنی اژه ای می پرسند « اگر آن شرایط مستمر عاطفی و تخلیه روانی ادامه می یافت آیا امروز شاهد یتیم بودن فرزندان او بودیم؟ ... و آیا حوادثی از این دست در راه نیستند؟» .

سایت کلمه نیز در گزارشی از وضع زندان رجایی شهر و فشارهایی که در این زندان بر زندانیان وارد می آید می نویسد به طور متوسط ماهی ۱۰ تا ۱۵ زندانی از گروه های مختلف به دلایل گوناگون جان خود را ازدست می دهند. به نوشته این سایت این فشارها بر زندانیان سیاسی به مراتب بیشتر است.

به نوشته این سایت، نداشتن ملاقات های منظم با خانواده، که فاصله آن بین دوهفته تا یک ماه است، نداشتن ارتباط تلفنی، هواخوری به صورت نوبتی و فقط روزی دو ساعت که عامل بروز بیماری های پوستی، عصبی، استخوانی و مفاصل یا آنچه به بیماریهای زندان معروف است، می شود، و نداشتن هیچ گونه وسیله سرگرمی و کار برای زندانیان سیاسی، عامل بروز بحران در وضعیت روانی این زندانیان است. این در حالی ست که به نوشته کلمه در بند ۱۲، از ۵۵ زندانی سیاسی ۲۵ نفر اصلا ملاقات ندارند که «بی ملاقاتی» نامیده می شوند. این زندانیان مدت هاست از دریافت روزنامه و کتاب نیز محروم شده اند اما مواد مخدر آزادانه در زندان وجود دارد و پزشک زندان نیز به وفور قرص های آرام بخش را در اختیار آنان قرار می دهد. در این بند ۱۲ نفر به شیشه معتاد شده اند.

به نوشته کلمه در حالی که زندانیان عادی می توانند روزی ۵ تا ۶ ساعت در کارگاه های زندان کار کنند که ضمن دریافت درآمدی اندک، مایه سرگرمی و گذراندن وقت آنهاست، زندانیان سیاسی از این موقعیت نیز محرومند و در حالی که در ماه های اخیر حتی از دسترسی به روزنامه و کتاب نیز محروم شده اند، محکوم به پوسیدن و مرگی تدریجی و خاموش در این زندان تبعیدوار هستند.

منصور رادپور قربانی اخیر این وضعیت بود. به نوشته سایت کلمه منصور رادپوربه علت شکنجه های فیزیکی طولانی به ناراحتی های مختلف جسمی چون بیماری ریوی، خونریزی معده ، نوسان فشار خون، نارسایی کلیه و ناراحتی شدید قلبی دچار شده بود اما مسئولان زندان از رسیدگی به وضع او خودداری کرده بودند و پزشک زندان برای همه این ناراحتی ها روزی ۱۰ تا ۲۰ قرص آرام بخش برای او تجویز کرده بود که احتمالا مصرف آنها به سکنه مغزی او منجرشد. به شهادت هم بندان، صورت و گردن و پاهای این زندانی سیاسی به هنگام مرگ بکلی سیاه شده بود.

منصور رادپور در سال ۱۳۸۶ دستگیر و پس از مدت ها بازجویی همراه باشکنجه در بند های اطلاعات و سپاه در گوهر دشت سرانجام به بند امنیتی این زندان منتقل شده بود. او در دوحکم جداگانه و با اتهاماتی چون اقدام علیه امنیت ملی ، و همکاری با سازمان مجاهدین خلق هشت سال زندان محکوم شده بود. حکم زندان او در آغاز سه سال زندان بود و پس از آن که با تلفن خبری رابه بیرون از زندان ارسال کرد، به تحمل پنج سال دیگر نیز محکوم شد. او علاوه بر دو فرزند خود مسئولیت زندگی دو فرزند یکی از اعدام شدگان را نیز بر عهده گرفته بود.

فشارهای طاقت فرسا و مداوم روانی بر زندانیان در کنار شکنجه و زندان های انفرادی علاوه بر مرگ های ناگهانی یا تدریجی، برخی از زندانیان را چنان مستاصل می کند که یا به اعتصاب غذا روی می آورند و یا در نهایت دست به خودکشی می زنند. در ماه گذشته دست کم دوزندانی جوان در سلول های انفرادی بند ۵ زندان گوهر دشت کرج دست به خودکشی زدند.
XS
SM
MD
LG