گزارش | نگاهی به پرونده وحید بنی‌عامریان؛ زندانی سیاسی که پیش از اعدام گفت: ما تکثیر می‌شویم

وحید بنی عامریان، زندانی اعدام شده توسط جمهوری اسلامی

وحید بنی‌عامریان، زندانی سیاسی روز ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ اعدام شد. اگرچه در گزارش‌های رسمی، محل اجرای حکم مشخص نیست، سازمان حقوق بشر ایران اعلام کرده است که حکم اعدام در زندان قزل‌حصار کرج بدون اطلاع قبلی به خانواده یا وکیل و «به‌صورت مخفیانه» اجرا شده است.

نهادهای حقوق بشری می‌گویند که وحید بنی‌عامریان در دوران بازداشت تحت شکنجه قرار گرفت و از دسترسی به وکیل محروم بود و در دادگاهی «غیرعادلانه» به اتهام «بغی» (قیام مسلحانه) از طریق عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران به اعدام محکوم شد.

حکم اعدام وحید بنی‌عامریان، همراه با زندانی سیاسی دیگری به نام ابوالحسن منتظر اجرا شد. خبرگزاری میزان، نهاد خبری قوه قضاییه جمهوری اسلامی، در گزارشی اعلام کرد که آن دو «به اتهام بغی» و ارتباط با سازمان مجاهدین خلق ایران محاکمه و مجرم شناخته شده بودند.

محکومیت این دو زندانی مربوط به پرونده‌ای مشترک بود که شش متهم داشت. پیش‌ از اجرای حکم اعدام این دو زندانی سیاسی، دیگر متهمان پرونده، محمد تقوی سنگدهی و علی‌اکبر (شاهرخ) دانشورکار در روز ۱۰ فروردین‌، و یک روز بعد از آن، پویا قبادی و بابک علی‌پور به‌صورت مخفیانه اعدام شدند. سازمان حقوق بشر به نقل از خانواده‌ها گفته است که این زندانیان در دادگاه تنها چند دقیقه برای دفاع از خود فرصت داشتند.

سازمان حقوق بشر ایران گزارش داده است که حکم اعدام این شش نفر در تابستان ۱۴۰۴، در دیوان عالی کشور نقض و پرونده برای رسیدگی مجدد به شعبه هم‌عرض ارجاع شد. این پرونده بار دیگر در آبان همان سال در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری مورد رسیدگی قرار گرفت و در تاریخ ۱۶ آذر ۱۴۰۴، بار دیگر برای این زندانیان حکم اعدام صادر شد. مشخص نیست چه زمانی دیوان عالی کشور این حکم را تایید کرده است.

منابع مطلع پیش‌تر به سازمان حقوق بشر ایران گفته بودند که «خانواده‌ها در انتظار اعلام نظر دیوان عالی کشورند»، با این‌حال احکام اعدام اجرا شد. این سازمان می‌گوید یکی از وکلای پرونده نیز این موضوع را تایید کرده است.

در ویدیویی که از زندان به بیرون آمده و گفته می‌شود که حدود یک ماه پیش از اجرای احکام اعدام ضبط شده است، این شش زندانی در حیاط زندان قزل‌حصار کرج در حالی دیده می‌شوند که رو به دوربین سرود «بپا گردان» را می‌خوانند. این سرود با این مصرع‌ها آغاز می‌شود: «اگر ایران خراب‌آباد و ویران است، اگر جان من و تو جان ایران است، ... اگر داغ گلوله سهم گلبرگ است» و در ادامه می‌گوید: «منم طوفان، بترس ای بید لرزیده، هماوردت حریفی است سخت‌ورزیده، منم ایمان، منم عصیان، پر از باور که می‌جنگم، که می‌مانم تواناتر...» این سرود در سال‌های اخیر در رسانه‌ها و شبکه‌های وابسته به سازمان مجاهدین خلق ایران منتشر و تبلیغ شده است.


زندگی و سابقه بازداشت‌های وحید بنی‌عامریان

پیش از اجرای حکم اعدام وحید بنی‌عامریان، برادرش حامد بنی‌عامریان، در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) نوشته بود: «یادم می‌آید برادرم از نوجوانی، اگر حتی دو جفت کفش داشت، یکی را به کسی که نیاز داشت می‌بخشید و آن‌که کهنه‌تر بود را برای خودش نگه می‌داشت. نمی‌خواهم جانش از ما دریغ شود. صدای وحید بنی‌عامریان و ابوالحسن منتظر باشید. قلب آن‌ها برای یک ایران می‌تپد.»

بر اساس گزارش‌های نهادهای حقوق بشری، وحید بنی‌عامریان، ۳۲ ساله، دانش‌آموخته رشته مدیریت کسب‌وکار (ام‌بی‌ای) و مدرس فیزیک، یک بار در بهمن‌ ۱۳۹۶ و بار دیگر در جریان اعتراضات سال ۱۳۹۸ بازداشت شده بود. او در نهایت به ۱۰ سال حبس محکوم شد و در اسفندماه ۱۴۰۱ از زندان گوهردشت آزاد و به شهرستان بشاگرد در استان هرمزگان تبعید شد. بنی‌عامریان بار آخر در اول دی‌ ۱۴۰۲ بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین و از آن‌جا به قزل‌حصار کرج منتقل شد.

پدر او نیز در دهه ۱۳۶۰ زندانی سیاسی بود. سازمان حقوق بشر ایران گزارش داده است که بنی‌عامریان در یکی از دادگاه‌های خود خطاب به قاضی محمد مقیسه، معروف به «قاضی مرگ» و از عوامل دخیل در اعدام‌های جمعی زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ گفت: «ما منتظر روزی هستیم که شما و رئیسی را محاکمه کنیم. رود خروشان خون شهدا جاری است و ما انتقام شهدای سال ۱۳۶۷ را خواهیم گرفت.»

ابراهیم رئیسی رئیس‌جمهوری پیشین رژیم ایران و از اعضای هیات‌ مرگ در دهه ۶۰ بود.


اتهامات نهادهای رسمی جمهوری اسلامی و آنچه وحید بنی‌عامریان به اطلاع عموم رساند

در گزارش خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، اتهاماتی از جمله «مشارکت در عملیات‌های تعرض به اماکن مختلف» و تلاش برای «انجام عملیات پرتاب لانچر با چهار قبضه لانچر» به وحید بنی‌عامریان نسبت داده شده است. با این حال، این گزارش نیز مانند بسیاری از گزارش‌های رسمی جمهوری اسلامی، هیچ اشاره‌ای به دفاعیات متهم یا وکیل او نمی‌کند. در نتیجه، خواننده گزارش‌های رسمی نهادهای جمهوری اسلامی نمی‌تواند دریابد که متهم یا وکیلش چه پاسخی به این اتهامات داده‌اند و دفاع آنان بر چه مبنایی استوار بوده است.

اما وحید بنی‌عامریان کاری را انجام داد که بسیاری از متهمان پرونده‌های سیاسی امکان آن را پیدا نمی‌کنند: او در ویدیویی که از زندان به بیرون راه یافت، اعلام کرد که می‌خواهد «دفاعیه‌اش را علنی» کند.

بنی‌عامریان، در این ویدیو گفت: «از آن‌جایی که این رژیم می‌داند هیچ مشروعیتی ندارد، از علنی کردن دادگاه‌های زندانیان سیاسی به شدت وحشت دارد.» او سپس خطاب به علی خامنه‌ای ادامه داد: «می‌خواهی ما را اعدام کنی و ترس ایجاد کنی در جامعه، مانع گسترش جنبش شوی و در مقابل انقلاب سد ایجاد کنی، می‌خواهم یادآوری کنم که من و امثال من از خون جوانان آزادی‌خواهی بلند شدیم که در تمام این سال‌ها بی‌نام و نشان و بی‌آن که خیلی بفهمند که بودند و چه کردند و در سیاه‌چاله‌های رژیم شما چه شکنجه‌هایی را متحمل شدند، اما در برابر تو و خمینی سر خم نکردند و هزار هزار بر چوبه‌های دار بوسه زدند.»

او در ادامه افزود: «پس یقین کن که اگر من و امثال من را هم اعدام کنی، ما تکثیر می‌شویم حتی اگر جنازه‌هایمان را مخفی کنی و یقین کن که رژیمت هم از سرنگونی راه فراری نخواهد داشت.»

بنی‌عامریان در این ویدیو گفت که هر شش متهم این پرونده در محکمه‌ای به اعدام محکوم شده بودند که به گفته او «هیچ شباهتی به دادگاه نداشت.» او همچنین اعلام کرد که متهمان از زمان بازداشت تحت شکنجه‌های روحی و جسمی قرار داشته‌اند.

او در بخش دیگری از اظهاراتش به پرسشی اشاره کرد که به گفته خودش در دادگاه از او مطرح شده بود: «چرا بعد از آزادی از زندان به دنبال زندگی عادی نرفتی و جوانی‌ات را هدر می‌دهی؟» بنی‌عامریان در پاسخ به این پرسش گفت: «شما بعد از آزادی از زندان من را به بشاگرد تبعید کردید. حالا من بچه‌های معصوم بلوچ را که در کپرهای محروم با نیش عقرب پرپر می‌شدند و از بین می‌رفتند، با چشم خودم دیده باشم و سکوت کنم؟»

او به روشنی گفت: «حرام باشد بر من زندگی‌ای که بهایش پا گذاشتن روی وجدان و چشم بستن بر دردهای مردمم باشد. کور خوانده‌اید؛ من نه به آن زندگی عادی برمی‌گردم و نه اجازه می‌دهم شما و پاسدارهایتان با خیال راحت زندگی عادی‌تان را با چپاول و ویرانی و قتل و عام مردم ادامه دهید. این عین زیبایی زندگی است برای من.»

خانواده و بستگان این شش نفر چند روز پس از اجرای احکام اعدام اعلام کردند که جمهوری اسلامی از تحویل پیکرهای اعدام‌شدگان به آن‌ها سر باز زده است.