روزنامه وال استریت ژورنال در سرمقالهای با عنوان «ترامپ به خط قرمزی که برای ایران تعیین کرده بود عمل میکند» به اهداف رئیس جمهوری آمریکا در کارزاری که میتواند به سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی منجر شود می پردازد.
سردبیری این روزنامه میگوید:
حمله آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی ایران که صبح شنبه آغاز شد، اقدامی ضروری برای بازدارندگی در برابر رژیمی است که بزرگترین حامی تروریسم در جهان است. این اقدام همانند هر جنگی با خطراتی همراه است، اما این ظرفیت را دارد که خاورمیانه را به شکلی مثبت دگرگون کند و به جهانی امنتر بیانجامد.
پرزیدنت ترامپ در ویدیوی هشت دقیقهای خود در بامداد شنبه، اهداف یک جنگ را ترسیم کرد که ممکن است چند روز یا چند هفته ادامه یابد. رئیس جمهوری آمریکا گفت میخواهد «صنعت موشکی آنها را با خاک یکسان کند» و «نیروی دریاییشان را نابود کند». ترامپ وعده داد آن چه از برنامه هستهای جمهوری اسلامی ایران باقی مانده را از بین ببرد و «اطمینان حاصل کند که نیروهای نیابتی تروریستی دیگر نتوانند منطقه یا جهان را بیثبات کنند یا به نیروهای ما حمله کنند.»
نکته مهم آنکه رئیس جمهوری آمریکا از مردم ایران خواست علیه این حکومت دینسالار قیام کنند و آن را که به گفته او ۴۷ سال آنان را به وحشت انداخته و به قتل رسانده، سرنگون کنند. ترامپ گفت: «وقتی کارمان تمام شد» و بمباران پایان یافت، «حکومت خود را در دست بگیرید. این فرصت متعلق به شماست. احتمالاً تنها فرصت شما برای نسلها خواهد بود.»
این اهداف به این معنا است که ترامپ در حال عمل به خطوط قرمزی است که پس از سرکوب معترضان در دی ماه ترسیم کرده بود. او گفته بود به یاری مردم خواهد آمد و اکنون چنین کرده است. پرزیدنت ترامپ همچنین به آیتالله علی خامنهای فرصت کافی داد تا درباره جنگ افزار هستهای و توان موشکی به توافق برسد، اما رهبر جمهوری اسلامی این پیشنهاد را رد کرد و اکنون کشته شده است.
سرمقاله روزنامه وال استریت ژورنال
ترامپ پیشتر از روسای جمهوری سابق آمریکا بهدلیل «جنگهای بیپایان» در خاورمیانه انتقاد کرده بود، اما به مفهوم بازدارندگی باور دارد. در یمن، در ایران در تیر ماه، در ونزوئلا و اکنون بار دیگر در ایران، او در دوره دوم ریاستجمهوری خود علیه تهدیدهای آشکار اقدام کرده؛ اقداماتی که باراک اوباما و جو بایدن، روسای جمهوری پیشین آمریکا، انجام ندادند. از این رو بازدارندگی آمریکا فروپاشید و دولتهای سرکش از آن سوءاستفاده کردند.
ابعاد این عملیات نظامی به گونهای است که حتی اگر رژیم باقی بماند، این کارزار میتواند موفق محسوب شود. نابودی موشکها و نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران منطقه را امنتر خواهد کرد. بازسازی برنامه هستهای برای جمهوری اسلامی دشوار و پرهزینه خواهد بود، بهویژه اگر آمریکا همچنان صادرات نفت ایران، منبع اصلی درآمد آن، را مسدود نگه دارد.
قمار بزرگتر، تغییر رژیم است و هیچکس نمیداند آیا چنین خواهد شد یا نه. کارزارهای هوایی بهندرت دیکتاتوریها را سرنگون میکنند. اما اگر آمریکا و اسرائیل به اندازه کافی رهبران رژیم، بسیج و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را هدف قرار دهند، شاید فرصت کودتای داخلی یا شورش مردمی فراهم شود. حتی اگر اعضای کمتر تندرو سپاه قدرت را در دست گیرند، احتمالاً بهتر از آیتاللهها خواهند بود. امید این است که موساد و سیا در میدان مبارزه برای کمک به اپوزیسیون فعال باشند.
بزرگترین چالش این کارزار نظامی ممکن است بیش از ایران، در داخل آمریکا باشد. منتقدان در آمریکا از هماکنون فعال شدهاند و هرگونه تلفات آمریکایی را دستاویز قرار خواهند داد.
یکی از کلیشهها این است که این «جنگی انتخابشده» است و تهدیدی فوری وجود نداشت. اما رژیم ایران و نیروهای نیابتیاش اکنون از هر زمان دیگری از پایان جنگ ایران و عراق ضعیفتر هستند. آیا منتقدان ترجیح میدهند صبر کنند تا جمهوری اسلامی ایران با کمک روسیه و چین پدافند هوایی و ذخایر موشکی خود را بازسازی کند؟ در آن صورت احتمالاً آمریکاییهای بیشتری جان خواهند باخت.
منتقدان همچنین میگویند این یک جنگ «غیرقانونی» است زیرا کنگره به آن رأی نداده است. اما قانون اساسی به رئیسجمهوری آمریکا اختیارات گستردهای برای استفاده از نیروی نظامی در برابر تهدیدهای امنیتی میدهد. اعضای کنگره ممکن است خواهان رأیگیری درباره «قانون اختیارات جنگ» شوند که میتواند پس از ۶۰ روز عملیات نظامی را متوقف کند. این قانون مغایر قانون اساسی آمریکا است، اما باید دید چه کسانی در کنگره حاضرند با توجه به کشتهشدن آمریکاییها در دهههای گذشته، جانب جمهوری اسلامی ایران را بگیرند.
نگرانی دیگر آن است که سرنگونی رژیم به جنگ داخلی در ایران و درگیریهای جدید میان قدرتهای منطقهای مانند ترکیه و عربستان سعودی منجر شود. رویدادها قابل پیشبینی نیستند، اما تصور ایجاد بیثباتی بیش از آنچه این رژیم انقلابی طی پنج دهه گذشته ایجاد کرده، دشوار است.
سطحیترین انتقاد این است که رئیسجمهوری آمریکا که خود را صلحطلب معرفی میکند، علیه دشمنانش از زور استفاده کرده و چهار بار در ۱۳ ماه گذشته، ادعاهای خود را نقض کرده است. اما ترامپ جهانی را به ارث برد که در آن محور دشمنان آمریکا شکل گرفته و در حال پیشروی بود. او این محور را در ضعیفترین حلقههایش در ایران، ونزوئلا و کوبا تحت فشار قرار داده و پیامی به چین و روسیه فرستاده است که هزینه آزمودن نظامی او سنگین خواهد بود.
ترامپ ممکن است خیلی زود متوقف شود. او بهویژه با تلفات آمریکا با فشار سیاسی از سوی بخشی از جناح راست، متحدان معاون رئیسجمهور، دموکراتها و بخش عمده رسانهها روبهرو خواهد شد. ترامپ در سخنان ویدیویی خود درباره این موضوع هشدار داد، اما برای تحقق اهداف جنگیاش باید استدلال کند و توضیح دهد که دستیابی به آن اهداف زمان میبرد.
ترامپ روز شنبه جنگی را آغاز نکرد. او در حال پاسخ دادن به رژیمی است که دهههاست علیه آمریکا، اسرائیل و غرب در حال جنگ بوده است. تهدید، خود رژیم است و امید آن است که سقوط کند.
*نظرات و دیدگاههای مطرح شده در این مقاله الزاما بازتابدهنده موضع صدای آمریکا نیست