نوشته حسن هاشمیان، صدای آمریکا
یک روز بعد از انتقادهای تند دونالد ترامپ، رئیس جمهوری ایالات متحده، از عملکرد متحدان قدیمی آمریکا در پیمان آتلانتیک شمالی، ناتو، بریتانیا وارد عمل شد و در یک عملیات دفاعی، ده پهپاد رژیم ایران را در آسمان کشورهای منطقه سرنگون کرد.
این نخستین حضور جدی بریتانیا در جنگ جاری است که میتواند در قالب آن چه وزیر دفاع این کشور «سیاست دفاع جمعی» نامیده است، فرآیند جنگ فعلی را تحت تأثیر قرار دهد.
هنوز زود است که بگوییم این اقدام بریتانیا به معنی ورود این کشور به ائتلاف آمریکا علیه جمهوری اسلامی است، اما میتواند نشانه واضحی از کشورهای محافظهکار اروپایی باشد که امنیت تنگه هرمز را برای انحصار در دست جمهوری اسلامی، رها نخواهند کرد.
در سیاست جمهوری اسلامی، رژیم ایران نه فقط تلاش کرده است امنیت کشتیرانی بینالمللی در تنگه هرمز را تهدید کند، بلکه برای دورنمای آینده این تنگه حیاتی مهم برای اقتصاد جهان، کوشش کرده بر کشتیهای تجاری و نفتکشهای عبوری از آن، عوارض ببندد. موضوعی که نه فقط کشورهای عربی منطقه و دولتهای غربی آن را نوعی باجگیری جمهوری اسلامی تعبیر میکنند، بلکه برای کشورهای آسیایی طرف معامله تجاری با رژیم ایران مانند چین، ژاپن، و کره جنوبی نیز پذیرفتنی نیست.
حساسیت تنگه هرمز در جنگ جاری چنان بالا است که هر تصمیمی رئیس جمهوری آمریکا درباره سرنوشت جنگ جاری بگیرد، نمیتواند موضوع تنگه هرمز را نیمهکاره رها کند. سرنوشت تنگه هرمز باید قبل از سرنوشت جنگ جاری مشخص شود و اگر جمهوری اسلامی بر ناامن نگه داشتن این تنگه اصرار کند، بهای سنگینی برای این کار خود پرداخت خواهد کرد.
سفر امیر قطر به ریاض و سپس به ابوظبی و دیدار و هماهنگی سه کشور عربستان سعودی، امارات، و قطر این موضوع را نشان میدهد، که در شرایط فعلی، فارغ از هر روندی که در جنگ جاری رقم بخورد، موضوع تنگه هرمز نباید نیمهکاره رها شود. این گفتوگوها نشان میدهد که امنیت تنگه هرمز بر موضوع پایان جنگ که قبلا از سوی این کشورها مطرح شده بود، اولویت دارد.
از سوی دیگر، تلاش کشورهای مهم منطقه به ریاست پاکستان برای پایان دادن به جنگ جاری، اکنون به چین رسیده است. اگرچه این تلاشها و نقش چین برای کشورهای عربی مهم است و قرار است امروز چهارشنبه ۱۲ فروردین، یک اجلاس مجازی میان کشورهای عربی منطقه به علاوه چین و اردن برگزار شود، اما برای کشورهای خلیج فارس که اکنون آماج حملات موشکی و پهپادی رژیم ایران قرار گرفتهاند، اولویت اصلی پایان این تهدیدها و تأمین امنیت تنگه هرمز است و پایان جنگ در اولویت بعدی قرار دارد.
در این تحول، این که چین به سوی کدام طرف تمایل پیدا کند، بسیار حائز اهمیت است. جمهوری اسلامی بارها، از زبان مقامات بلندپایه خود مطرح کرده که برای قبول آتشبس، نیاز به گرفتن «ضمانت عدم تکرار حمله از سوی ایالات متحده» دارد. با اضافه شدن چین به فرایند مذاکرات پایان جنگ، اکنون به نظر میرسد که چین بهعنوان ضامن معرفی شود. اما کشورهای عربی منطقه، برخلاف جمهوری اسلامی، از چین کارکردی متفاوت میخواهند. آنها خواستار ضمانت چین برای عدم تکرار حملات رژیم ایران به این کشورها هستند و این موضوع میتواند جدال بر سر نقش چین در رویدادهای جاری میان کشورهای عربی و جمهوری اسلامی را روشن کند. بررسی عملکرد گذشته نشان داده است، اگرچه چین روابط اقتصادی و تجاری خوبی با رژیم ایران دارد، اما در موضعگیری اساسی به نفع کشورهای نفتی و ثروتمند عرب منطقه چرخیده است.
در این کشاکش روشن میان بازیگران متعدد خاورمیانه و جهان بر سر مناقشه جاری، به نظر میرسد که درگیری فعلی به زودی پایان نخواهد یافت و ممکن است با اضافه شدن کشورهای عضو ناتو، مناقشه جاری وارد فاز جدیدی شود که تصرف جزیره خارک و تأمین امنیت تنگه هرمز از «طریق قدرت» یکی از گزینههای احتمالی آن باشد.
*نظرات و دیدگاههای مطرح شده در این مقاله الزاما بازتابدهنده موضع صدای آمریکا نیست