نشریه «نشنال اینترست» در یادداشتی به قلم عبدالله الجنید، رئیس پیشین بخش تحلیل و سیاستها در حزب وحدت ملی بحرین، با عنوان «نسخه دوم گفتوگوهای آمریکا و ایران: دیپلماسی یا تکرار تاریخ؟» مقایسه تاریخی قابل توجهی را انجام داده است.
نویسنده این یادداشت میگوید:
دور تازه مذاکرات هستهای آمریکا و ایران در ژنو بهطرزی نگرانکننده یادآور نشست معروف ۹ ژانویه ۱۹۹۱ در ژنو است؛ جایی که جیمز بیکر، وزیر امور خارجه وقت آمریکا، به طارق عزیز، وزیر امور خارجه عراق، اولتیماتومی صریح داد. این هشدار چند هفته پیش از آن داده شد که حملات هوایی ویرانگر «عملیات طوفان صحرا» به بغداد آغاز شود.
اکنون، در حالی که دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، دومین ناوگروه ضربت هواپیمابر را به خاورمیانه اعزام کرده و فرستادگانش، یعنی جرد کوشنر و استیو ویتکاف، با وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی دیدار می کنند، دور دوم مذاکرات کمتر شبیه دیپلماسی و بیشتر شبیه پیشدرآمد «نسخه دوم عملیات چکش نیمهشب» به نظر میرسد.
در سال ۱۹۹۱، پیام جیمز بیکر روشن بود: عراق باید تا ۱۵ ژانویه از کویت خارج شود، وگرنه با خشم کامل ائتلاف به رهبری آمریکا روبهرو خواهد شد. صدام حسین این هشدار را نادیده گرفت و نتیجه آن ۴۲ روز بمباران بیامان بود که ماشین نظامی رژیم عراق را فلج کرد. اکنون در سال ۲۰۲۶، شباهتها آشکار است. دولت ترامپ پیشتر در سال ۲۰۲۵ تأسیسات هستهای ایران را هدف قرار داده و به گفته رئیسجمهوری آمریکا، در سایتهایی مانند فردو و اصفهان چیزی جز «گرد و غبار» باقی نگذاشته است.
یادداشت نشنال اینترست
اکنون، همزمان با یک تجمع عظیم نظامی، ایالات متحده از طریق میانجیهای عمانی خواستههایی بدون مصالحه را منتقل میکند: غنیسازی اورانیوم صفر، برچیدن تأسیسات غنیسازی، انتقال ذخایر اورانیوم با غنای بالا به کشور ثالث، و پایان حمایت از نیروهای نیابتی مانند حزبالله، حوثیها، و شبهنظامیان عراقی.
ترامپ جایی برای ابهام باقی نمیگذارد. او به اکسیوس گفته است: «یا به توافق میرسیم یا مجبور میشویم کاری بسیار سخت مثل دفعه قبل انجام دهیم.» او در ۱۴ فوریه پا را فراتر گذاشت و گفت تغییر رژیم در ایران «به نظر بهترین چیزی است که میتواند رخ دهد» و تأکید کرد: «ما هیچ غنیسازیای نمیخواهیم.»
انتخاب ژنو تصادفی نیست. ژنو، محل اولتیماتوم ۱۹۹۱ به عراق، نماد هشدارهای نهایی در چارچوب بیطرف سوئیس است. دور نخست مذاکرات غیرمستقیم در مسقط در ۶ فوریه «سازنده» توصیف شد، اما شکافهای عمیق همچنان پابرجا است.
رویکرد دو مسیر موازی ترامپ، دیپلماسی همراه با قدرت قاطع نظامی، یادآور استراتژی جرج هربرت واکر بوش (بوش پدر)، رئیس جمهوری وقت آمریکا، پیش از «عملیات طوفان صحرا» است. اعزام دومین ناو هواپیمابر نشاندهنده آمادگی برای «عملیات پایدار» چند هفتهای است. گزارشها حاکی از آن است که در پشت صحنه، پیامهایی از طریق عمان فوریت «تبعیت کنید یا با حمله روبهرو شوید» را منتقل میکند. گفته میشود علی لاریجانی هفته گذشته چنین پیامی دریافت کرده که نشاندهنده آگاهی چمهوری اسلامی از تیکتاک ساعت است.
بر مبنای نامه آوریل ۲۰۲۵ ترامپ که خواستار برچیدن کامل برنامه هستهای در برابر رفع تحریمها بود، حامیان مذاکرات این روند را گشایش دیپلماتیک میدانند. اما بدبینان آن را تکرار تاریخ میدانند. ایران در ژوئن ۲۰۲۵ نیز درخواست مشابه «غنیسازی صفر» را رد کرد.
برای جمهوری اسلامی ایران، تسلیم به معنای تحقیر است؛ برای آمریکا، عمل نصف و نیمه میتواند یک حکومت در آستانه هستهای شدن را جسورتر کند. شکست در ژنو ممکن است به حملات هوایی علیه تأسیسات باقیمانده، تشدید اقدامات نیابتی یا حتی جنگی گستردهتر در خلیج فارس منجر شود. رژیم آیتالله خامنهای با بحرانهای بسیاری روبرو بوده، اما از نظر اقتصادی تحت فشار شدید است.
برای جلوگیری از تکرار اتفاقات سال ۱۹۹۱، انعطافپذیری ضروری است. آمریکا میتواند رفع مرحلهای تحریمها را در ازای برچیدن قابل راستیآزمایی پیشنهاد دهد، در حالی که جمهوری اسلامی ایران غنیسازی در سطح پایین و تحت نظارت را بپذیرد.
سرپیچی عراق هزینه سنگینی داشت؛ جمهوری اسلامی ایران باید بسنجد که آیا غنیسازی بهای بقا است یا نه. برای آمریکا، پیروزی واقعی نه در ویرانی، بلکه در خویشتنداری و صلح پایدار است.
در حالی که ناوها به سوی خلیج فارس پیش میروند، ساعت دوباره به ۱۵ ژانویه ۱۹۹۱ نزدیک میشود.
*نظرات و دیدگاههای مطرح شده در این مقاله الزاما بازتابدهنده موضع صدای آمریکا نیست