شیخ حمد بن خلیفه آلثانی، مردی که با دختر رهبر مخالفان حکومت پدرش ازدواج کرد، با یک کودتای سفید پدر را از قدرت خلع کرد، و به جای او به تخت نشست، روز یکشنبه ۲۱ تیر ۱۴۰۵ در شهر دوحه درگذشت. او امیری بود که با حکومتهای بزرگ عربی چون مصر و پادشاهی سعودی درافتاد و کشور قطر را از یک منطقه کوچک دورافتاده به یکی از قطبهای مهم مالی و سیاسی خاورمیانه تبدیل کرد.
برای شناخت آن چه که شیخ حمد برای قطر و منطقه انجام داد، باید اندکی به گذشته برگردیم. خاندان آلثانی در میان دیگر خانوادههای حاکم در شش کشور ثروتمند منطقه، خود را قدیمیتر از هر خاندان دیگر در حکمرانی، گسترش آئین وهابیت و توسعه دادوستد و تجارت در منطقه میداند.
خاندان آلثانی میگویند که قبل از هر حکومت دیگری در خلیج فارس، در سال ۱۸۱۲ میلادی (۱۱۹۱ هجری خورشیدی) سلسله حکمرانی خود را در قطر آغاز کردند. در این امارت کوچک، قبل از این که شیخ حمد در سال ۱۹۹۵ میلادی (۱۳۷۴ شمسی) پدرش را از قدرت برکنار کند و به جای او بنشیند، پنج کودتا توسط اعضای خانواده علیه حاکم وقت در سلسله آلثانی رخ داده بود، که برخی از آنها همراه با خشونت عليه حاکم قبلی بود.
رقابت با سعودیها
رقابت میان قطریها و سعودیها به اوایل قرن بیستم برمیگردد، که آلثانی خود را نشر دهنده افکار «محمد عبدالوهاب» رهبر اندیشه وهابیت، بیش از سعودیها میدانند. این رقابت که ابتدا به رهبری جریان دینی سلفی محدود میشد، بعدها به حمایت گسترده قطریها، از جریان فکری اخوانالمسلیمن در جهان عرب منجر شد، که در بهار عربی به اوج خود رسید، و با کنار رفتن شیخ حمد از قدرت در قطر، در سال ۲۰۱۳ میلادی (۱۳۹۲ شمسی) و آمدن شیخ تمیم، از شدت این حمایت کاسته شد.
بعد از عملیات تروریستی ۱۱ سپتامبر سعودیها در سطح بینالمللی تلاش کردند خود را از جریانهای بنیادگرای اسلامی جدا کنند. از این رو نایف بن عبدالعزیز، وزیر کشور وقت سعودی، در سال ۲۰۰۲ میلادی (۱۳۸۱ هجری خورشیدی) در گفته مشهور خود اعلام کرد: «تمام مشکلات ما زیر سر اخوانالمسلیمن است.»
این گفته وزیر کشور وقت سعودی، به مثابه هدیهای بود که تقدیم قطریها و در رأس آنها، شیخ حمد شد. قطریها بلافاصله این فرصت را غنیمت شمردند، و خود را به اخوانالمسلمین نزدیک کردند. در این زمینه، تمام شخصیتهای اسلامی که در دایرههای نفوذ سعودی، مطرود تلقی شده بودند، مورد حمایت خاندان آلثانی قرار گرفتند.
اختلاف شیخ حمد با مصریها
با کودتای سفیدی که شیخ حمد علیه پدرش شیخ خلیفه انجام داد، منافع کشورهایی چون مصر، پادشاهی سعودی و امارات که روابط فراتر از عالی با شیخ خلیفه داشتند، زیر سؤال رفت. این سه کشور تحرکات خود برای بازگشت شیخ خلیفه به قدرت در قطر، و ساقط کردن «پسر کودتاچی» را آغاز کردند. در اسنادی که بعدها توسط ویکیلیکس منتشر شد، نشان میدهند که نقش مصر در این راه، بسیار پررنگ بود.
بعد از شکست تلاش سهجانبه مصر، سعودی و امارات برای بازگرداندن پدر به قدرت، و اطلاع شیخ حمد پسر از این تلاشها، حاکم جوان قطر، دوحه پایتخت این کشور را به سنگر مخالفان حکومت حسنی مبارک در مصر تبدیل کرد.
دوحه در ابتدای کار شیخ حمد به عنوان امیر قطر، به مرکز تمام جریانهای سیاسی مخالف دولت مصر تبدیل شد. یک سال بعد شبکه الجزیره راهاندازی شد، و این مخالفان منبر جدیدی برای نشر افکار خود در جهان عرب، و به ويژه در مصر، پیدا کردند.
الجزیره در اولین اقدام در کنار برنامههای خود برای اسلامگرایان مصری، برنامه ویژهای به محمدحسنین هیکل، متفکر جریان ملیگرا و منتقد انور سادات و حسنی مبارک، اختصاص داد.
مصر در تمام برنامهها و بولتنهای خبری الجزیره، خبر اول بود، و گفتمان رسانهای غالب در این شبکه، به سادات و مبارک به طور خاص حمله میکرد و بر روابط مصر و اسرائیل به عنوان منبع تمامی ضعفها در جهان عرب، تمرکز داشت.
اختلاف شیخ حمد با مصر، در بهار عربی و تبلیغ برای جا انداختن حکومت اخوانالمسلیمن در مصر، به اوج خود رسید. با سوار شدن، جریانهای اسلامی بر بهار عربی، در مصر، تونس، لیبی و سوریه و سپس شکست تحولات مهم جهان عرب در محقق کردن اهداف بهار عربی، دروازههای جهنم انتقادات بر شیخ حمد و الجزیره در میان بیشتر ملتهای عرب، باز شد.
دو سال بعد از شکست بهار عربی در محقق کردن اهداف خود، شیخ حمد به شکل داوطلبانه از قدرت کنار رفت، و فرزندش شیخ تمیم امیر قطر شد.
رویای امپراطوری بزرگ برای قطر
چه دوست و چه دشمن، در نگاه به دوران حاکمیت شیخ حمد بر قطر، باید به این حقیقت اذعان کنند که در دوره او، قطر شاهد پر شتابترین دوره توسعه اقتصادی و اجتماعی بود، و در این دوره، این کشور کوچک حاشیهای، به مرکز تحولات سیاست بینالمللی راه یافت.
او رهبر یک نهضت بزرگ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در قطر بود، که تولید ناخالص ملی در این کشور را ۲۴ برابر کرد، و در دوران وی، درآمد هر شهروند قطری، در محاسبه با دلار، شش برابر شد.
پایه نخست ثروت قطر، بر اساس صادرات گاز شکل گرفت که نخستین محموله آن در زمان امارت شیخ حمد در سال ۱۹۹۶ میلادی (۱۳۷۵ شمسی) وارد بازارهای بینالمللی شد، و در عرض ده سال، یعنی در سال ۲۰۰۶ میلادی (۱۳۸۵ شمسی) قطر به بزرگترین صادرکننده گاز مایع در جهان تبدیل شد.
سیاست خارجی قطر در دوره شیخ حمد، براساس متناقضات منطقهای و بینالمللی شکل گرفت. به عنوان مثال در حالیکه شبکه الجزیره وابسته به قطر، شب و روز به اسرائیل حمله میکرد، اما همزمان برخی، دولت قطر را متهم میکردند که در داخل اسرائیل دفتر تبادل تجاری باز کرده است.
براساس این سیاست، قطر توانست در بسیاری از قضایای کوچک و بزرگ جهان عرب و قاره افریقا دخالت کند، و در برخی از آنها موفق بیرون آمد.
اما مهمترین مورد در سیاست خارجی قطر در دوره شیخ حمد، ایجاد روابط بسیار عالی با ایالات متحده آمریکا است، به طوری که بزرگترین پایگاه نظامی آمریکا در خارج از کشور، در قطر افتتاح شد، و با این اقدام کشور قطر وارد معادلات بینالمللی شد.
حقوق ملت ایران در مناسبات روابط شیخ حمد با جمهوری اسلامی نادیده گرفته شد
با این که شبکه الجزیره «مرکز حقوق بشر» در هرم سازمانی خود دارد، اما نقض فاحش حقوق بشر در ایران، بعنوان موضوع مورد توجه این مرکز نبود. در سال ۱۳۸۸ و بعد از تقلب در نتیجه انتخابات ریاستجمهوری، و سرکوب گسترده مردم ایران، شیخ حمد اولین حاکم خارجی بود که به ایران سفر کرد و با احمدینژاد دیدار نمود.
در خیزش مردم ایران در انقلاب مهسا در سال ۱۴۰۱، که چند ماه بعد، با برگزاری جام جهانی فوتبال در دوحه همزمان شد، دولت قطر ورود تماشاگران با آرمها و سمبلهای انقلاب مهسا به محل برگزاری مسابقات را محدود کرد، و در حالی که به هواداران رژیم ایران، فضای بیکرانی را برای تبلیغات خود ارزانی کرده بود، ورود خبرنگاران ایرانی همسو با انقلاب مهسا به قطر را ممنوع کرد.
و اما در حادثه اخیر جنگ آمریکا و جمهوری اسلامی، شبکه الجزیره، میراث رسانهای شیخ حمد، به بوق تبلیغاتی سپاه پاسداران تبدیل شده بود، و با این که تنها رسانه معتبر عربی است که در تهران دفتر دارد، اما همان روایت جمهوری اسلامی را گزارش میکرد، و در تشییع جنازه خامنهای، جیرهخواران نظام را به عنوان مردم ایران معرفی میکرد.
* نظرات و دیدگاههای مطرح شده در این مقاله الزاما بازتابدهنده موضع صدای آمریکا نیست.