تا چند هفته پیش و بعد از امضای «یادداشت تفاهم اسلامآباد» میان آمریکا و جمهوری اسلامی، هم مقامات حکومت ایران و هم حزبالله لبنان، اصرار داشتند که قضیه لبنان و پایان جنگ در این کشور را بخشی از توافق جمهوری اسلامی و ایالات متحده به حساب آورند.
اما اکنون، بعد از آخرین پیام منسوب به مجتبی خامنهای که «امضاهای این یادداشت تفاهم را بیارزش» تلقی کرده، و پرزیدنت ترامپ، بعد از نقض مکرر یادداشت تفاهم از سوی جمهوری اسلامی، آن را «پایان یافته» در نظر گرفت، مردم لبنان خدا را شکر میکنند که فرآیند پایان جنگ در این کشور را تابعی از توافقهای جمهوری اسلامی با ایالات متحده قرار ندادند.
مردم لبنان میگویند، اعتبار توافق با جمهوری اسلامی، به چند روز نمیرسد و بعد از آن نتایج ویرانگر آن، بر سر کسی فرو میریزد، که به حرف آنها گوش کرده است.
اما در آن سو، در حالی که توافق با جمهوری اسلامی در حال احتضار است، موافقتنامه «چارچوب» که با وساطت ایالات متحده، میان لبنان و اسرائیل شکل گرفت، در حال ورود به فازهای اجرایی خود است، و با سفر جوزف عون رئیسجمهوری لبنان به واشنگتن و دیدار با پرزیدنت ترامپ، نیروی جدیدی در داخل آن دمیده خواهد شد.
اکنون بسیاری از لبنانیها، با دیدن سرانجام توافق جمهوری اسلامی و آمریکا، بر جوزف عون رئیسجمهوری و دولت لبنان که در برابر فشارهای رژیم ایران و گروه تروریستی حزبالله تسلیم نشدند، و حاضر نشدند سرنوشت لبنان را به ملغمه پر دردسر جمهوری اسلامی، گره بزنند، درود میفرستند.
مسیری که جوزف عون در کنار آمریکا برگزید، مسیر صلح، پیشرفت، ماندگاری و آینده است، در حالی که مسیر حزبالله و حکومت ایران، مسیر جنگ، ویرانی، عبودیت و بردگی و در نهایت زوال خواهد بود. تصویر جمهوری اسلامی در لبنان، همان تصویر چند سال گذشته حکومت حزبالله است، که کشور عروس خاورمیانه را به زبالهدانی خاورمیانه تبدیل کرد. (چند سال پیش دولت لبنان از کار پیشپا افتاده جمعآوری زباله عاجز بود، به طوری که بخشهای وسیعی از خیابانهای شهر بیروت پر از زباله شده بود)
افزون بر این، ایستادگی لبنان در کنار آمریکا، ایستادگی در کنار مشروعیت بینالمللی است، که دولت فعلی لبنان آن را تنها راه رسیدن به حقوق خود میداند. در حالی که دنبالروی از تروریستهای حزبالله و جمهوری اسلامی تحت تحریم، لبنان را دقیقا در زاویهای مغایر با مشروعیت بینالمللی قرار میداد.
در این میان، دولت و رئیسجمهوری لبنان از کمک لبنانی-آمریکاییهای متنفذ در جامعه آمریکا برخوردار شده، که قبلا راه حکومت جدید لبنان را با کاخ سفید هموار کردند تا دو طرف معادله یعنی دولت آمریکا و حکومت لبنان، با اعتمادی قابلتوجه به یکدیگر، همکاریهای لازم را به عمل آورند.
در این راستا میتوان از مسعد بولس، میلیونر لبنانی-آمریکایی، نام برد که اکنون به عنوان مشاور ارشد پرزیدنت ترامپ در امور جهان عرب عمل میکند و مایکل بولس فرزند وی، با تیفانی دختر رئیسجمهوری آمریکا ازدواج کرده است. همچنین میتوان از میشل عیسی سفیر آمریکا در بیروت، تام باراک، نماینده ویژه ریاست جمهوری آمریکا در امور سوریه و عراق، بیل بازّی، شهردار سابق شهر دیربرن در ایالت میشیگان و سفیر معرفی شده آمریکا در کشور تونس، نام برد که در حلقه لبنانی - آمریکاییها، نقش مهمی در نزدیکی دیدگاهها و فهم خواستههای حکومت لبنان، در میان سیاستمداران آمریکا داشتهاند.
با این سرمایه انسانی عظیم، و حمایت مشروعیت بینالمللی از انتخاب حکومت لبنان در راهی که در پیش گرفته، حال گروه تروریستی حزبالله و رژیم تروریستپرور جمهوری اسلامی، از جوزف عون، رئیسجمهوری لبنان، میخواهد از مسیر رفته برگردد و به دنبال توهم «محور مقاومت» پشت سر «ولی فقیه» حرکت کند.
* نظرات و دیدگاههای مطرح شده در این مقاله الزاما بازتابدهنده موضع صدای آمریکا نیست.