روزنامه نیویورک تایمز در یادداشتی به قلم برت استیونز با عنوان «برتری جمهوری اسلامی ایران یک توهم است» گزارشهای برخی رسانههای غربی را که تصویری موفق از عملکرد سپاه پاسداران در جنگ با آمریکا نشان میدهند به نقد کشیده است.
نویسنده این مقاله میگوید:
با وجود تمام خساراتی که ایالات متحده و اسرائیل به ردههای رهبری و توانمندیهای نظامی جمهوری اسلامی ایران وارد کردهاند، نظام همچنان پابرجا است. هیچ قیام گستردهای رخ نداده، که آن هم بهدلیل سرکوب شدید پس از اعتراضات دی است. بستن تنگه هرمز، که به تلاش نظامی اندکی از سوی جمهوری اسلامی ایران نیاز داشت، بیشترین اهرم فشار را بر اقتصاد جهانی وارد کرده و همزمان درآمدهای نفتی را افزایش داده است. جنگ در ایالات متحده اکنون از آغاز آن هم نامحبوبتر شده و باعث شده آمریکاییهای بیشتری در حمایت غریزی خود از اسرائیل تجدیدنظر کنند.
هنری کیسینجر سیاست آمریکا در ویتنام در سال ۱۹۶۹ را چنین نقد کرده بود:
«ما به دنبال فرسایش فیزیکی بودیم؛ دشمنانمان در پی فرسودگی روانی ما بودند. در این میان، یکی از اصول اساسی جنگهای چریکی را از یاد بردیم: چریک اگر شکست نخورد، پیروز است. ارتش کلاسیک اگر پیروز نشود، شکست خورده است.»
اگرچه دکترین نظامی جمهوری اسلامی ایران اغلب به روشهای شبهچریکی متوسل میشود، خود حکومت ایران یک دولت متعارف است با حکومتی که در ساختمانهای اداری فعالیت میکند، پروژههای زیربنایی را مدیریت میکند، به کارمندان خود حقوق میدهد، خطوط هوایی را اداره میکند و غیره. تا پیش از جنگ، نظام معمولاً خود را مانند گروههای چریکی در میان جمعیت پنهان نمیکرد. برعکس، بر آنان سلطه میراند.
مقاله روزنامه نیویورک تایمز
هر بمب آمریکایی یا اسرائیلی که به هدف میخورد، برخلاف یک جنبش چریکی، به نفع نظام عمل نمیکند؛ بلکه توانایی حکومت برای اداره کشور را کاهش داده و آسیبپذیری آن را در برابر مردمی که بیش از همه از آن نفرت دارند برجسته میکند.
یکی از دستاوردهای دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران پیش از جنگ این بود که کشورهایی مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی تلاش میکردند فاصله خود را از ایالات متحده و مسیر تهاجمی دولت ترامپ حفظ کنند. اما این روند همان لحظهای پایان یافت که جمهوری اسلامی ایران تصمیم گرفت آنها را در کنار اسرائیل هدف قرار دهد.
این جنگ میتواند باعث از سر گرفته شدن روند نزدیکی میان اورشلیم و ریاض شود؛ فرآیندی که پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و جنگ اسرائیل در غزه متوقف شده بود. اگر بستن تنگه هرمز، عربستان را متقاعد کند که مقدار بیشتری از نفت خود را به دریای سرخ یا از طریق اسرائیل به مدیترانه منتقل کند، رفتار انتحاری جمهوری اسلامی ایران در خلیج فارس برایش بسیار گران تمام خواهد شد.
وقتی به وضعیت کنونی جمهوری اسلامی ایران در مقایسه با سه سال پیش نگاه میکنید، نیروهای نیابتی اش در غزه، بیروت و دمشق نابود شدهاند. کشورهای عربی بیش از پیش در کنار آمریکاییها و اسرائیلیها قرار گرفتهاند. برنامه هستهای حکومت ایران اگر نه برای همیشه، دستکم برای سالها یا حتی دههها عقب افتاده است. اقتصادش بدون چشمانداز بهبود در بحرانی عمیقتر از پیش از جنگ فرو رفته است. رهبران ارشد حکومت کشته شدهاند، و مردم در انتظار پایان جنگ و فرصتی هستند تا دوباره علیه حکومت قیام کنند.
* نظرات و دیدگاههای مطرح شده در این مقاله الزاما بازتابدهنده موضع صدای آمریکا نیست