روزنامه واشنگتن پست در گزارشی به قلم سوزانا جرج با عنوان «خشم عمومیِ شعلهور در ایران پس از سرکوب، همزمان با افزایش فشار ترامپ بر رژیم» مینویسد:
برخی تحلیلگران میگویند ضعف بیسابقهٔ جمهوری اسلامی ایران در داخل ممکن است انعطافپذیری رهبری آن را برای انجام مصالحههای لازم جهت دستیابی به توافق کاهش دهد.
یک مغازهدار ۴۰ ساله در تهران میگوید: «بعضی از ما کار نمیکنیم چون هنوز عزادار هستیم. بعضی هم نمیتوانیم کار کنیم چون قیمتها قابل اعتماد نیست.» او اضافه میکند که تورم از زمان سرکوب بهشدت افزایش یافته و با تهدید حملات آمریکا، هیچکس تمایلی به خرج کردن پول ندارد. او تقریباً هر روز قیمت کالاهای مغازهاش را افزایش میدهد.
فوران خشم عمومی در ایران
زنی ۴۵ ساله از رشت نیز به واشنگتن پست گفت نیروهای امنیتی به مدرسهٔ خواهرزادهاش رفتند و دانشآموزان را برای یافتن آثار زخم ناشی از گلولههای ساچمهای که به سوی جمعیت شلیک شده بود برهنه بازرسی کردند.
او به واشنگتن پست میگوید: «دو دختر از شدت استرس بیهوش شدند.» خواهرزادهاش از آن زمان به مدرسه خصوصی بازنگشته و مدیر مدرسه این موضوع را پذیرفته است. به گفتهٔ این زن، در برخی مدارس دولتی غیبت پذیرفته نمیشود و دانشآموزانی که آثار زخم ساچمه داشته باشند اخراج یا بازداشت میشوند. در ایران، آتشفشان خشم عمومی در حال فوران است.
در بعضی مراسم خاکسپاری کشتهشدگان اعتراضهای دی، شعار «مرگ بر خامنهای» شنیده میشود. در تهران، مردم از پنجره آپارتمانهایشان فریاد میزنند: «خامنهای قاتل، زهی خیال باطل.»
زنی از بندرعباس که در اعتراضهای دی شرکت داشته، میگوید که هنگام فرار، فردی که در کنارش میدوید هدف گلوله قرار گرفت و بر زمین افتاد. اما حتی پس از دیدن چنین مواردی، مشاهده ابعاد کشتار با بازگشت نسبی اینترنت برایش قابل تحمل نبود: «از زنده ماندنم شرمندهام. در عین حال، سرشار از خشم هستم.»
او افزود: «دشمن واقعی، جمهوری اسلامی است و هر کشور یا ارتشی که بتواند آنها را تضعیف کند یا هدف قرار دهد، ما را آزاد خواهد کرد.»