«صدای گلوله بود و جنازه‌های غرق در خون کف خیابان»؛ روایت مستند یک شاهد عینی از مشهد

مشهد، ۱۲ دی ۱۴۰۴

با اتصال مقطعی تعداد بیشتری از کاربران داخل ایران به اینترنت، روایت‌هایی جدید از سرکوب و کشتار به دست صدای آمریکا رسیده است.

محتوای این گزارش ممکن است برای برخی ناراحت‌کننده باشد.


روایت یک شاهد عینی درباره اعتراضات مشهد

یک زن جوان که در اعتراضات مشهد شرکت کرده بود، از وقایعی شرح داد که شامگاه ۱۸ دی‌ماه در محله‌های مختلف مثل احمدآباد، سجاد و فلکه تلویزیون رخ داد و او شاهد آن بوده است.

او این‌طور روایت کرد: «شامگاه ۱۸ دی‌ماه حدود ساعت ۸ شب بود که تجمعات پرجمعیتی شکل گرفت. ماموران حکومتی شامل نیروی انتظامی، ماموران امنیتی و لباس‌شخصی مردم را کتک می‌زدند، گاز اشک‌آور پرتاب می‌کردند و وقتی تجمع پرجمعیتی شکل گرفت، شروع به تیراندازی کردند.»

این زن جوان در ادامه گفت: «با دوستانم به خیابان رفته بودیم، می‌خواستیم به سمت احمدآباد برویم که گفتند از فلکه تلویزیون به آن سمت را کلا بسته‌اند، تا ساعت ۸ شب صبر کردیم و بعد به سمت سجاد رفتیم. مردم پراکنده شده بودند، ما از پل هوایی به سمت پارک رفتیم، آنجا جمعیت زیاد شد، مردم جمع شدند، پا می‌کوبیدند و شعار می‌دادند و آن‌جا بود که صدای تیراندازی شنیدیم.»

این زن جوان افزود: «سیل جمعیت بسیار عظیم و باورنکردنی بود. سرم را که برگرداندم اصلا بزرگراه را نمی‌دیدم، فقط جمعیت بود. ما شعار می‌دادیم و به‌سمت میدان آزادی در حرکت بودیم که نیروهای سرکوبگر هجوم آوردند و شروع به تیراندازی کردند. ما ابتدا فکر می‌کردیم که گلوله‌ها ساچمه‌ای هستند، اما وقتی جلوتر رفتیم جنازه‌هایی را دیدیم که روی زمین افتاده بودند و کف خیابان نیز خون جاری شده بود. یک مرد که دقیقا جلوی من بود، گلوله به سرش خورد، از داخل چشمش رد شد، مقابل من روی زمین افتاد و جان باخت.»

این زن جوان با بیان اینکه در اعتراضات سال ۱۴۰۱ نیز شرکت کرده بود، تاکید کرد که این‌بار شدت سرکوب بسیار بیشتر و مرگبارتر بود.

این شاهد عینی از تعداد بالای کشته‌‌شدگان مشهد در شامگاه ۱۸ دی روایت می‌کند و می‌گوید وقتی کشته‌ها را در خیابان دید، فکر می‌کرد ممکن است کشته شود، به همین دلیل پیامی برای خانواده‌اش فرستاد و از آنان خداحافظی کرد.


مصاحبه اختصاصی صدای آمریکا با یکی از نزدیکان سجاد رحیمی، از کشته‌شدگان اعتراضات مرودشت

یکی از نزدیکان سجاد رحیمی در گفت‌وگو با صدای آمریکا جزئیاتی از نحوه کشته‌شدن او بیان کرد.

سجاد رحیمی ۳۶ ساله و اهل مرودشت در استان فارس بود. رشته مهندسی کامپیوتر بود و در یک هنرستان در جزیره قشم تدریس می‌کرد.

نزدیکانش می‌گویند او به فساد و تبعیض و نابرابری اعتراض داشت، منتقد سیستم آموزشی بود و رویای آزادی ایران را داشت.

سجاد رحیمی چند روزی مرخصی گرفته و برای دیدار با خانواده به مرودشت رفته بود، او در شب آخر اقامتش در مرودشت تصمیم گرفت به خیابان برود و در اعتراضات شرکت کند.

این فرد نزدیک به خانواده سجاد رحیمی گفت: «او در شامگاه جمعه ۱۹ دی‌ماه به خیابان رفت و حدود ساعت ۸ شب دو خیابان بالاتر از خانه پدری‌اش گلوله به پهلویش خورد، دوستانش می‌خواستند او را به بیمارستان ببرند، اما سجاد از ترس بازداشت یا تیر خلاص ماموران مخالفت کرد و از آنان خواست که به خانواده‌اش خبر دهند. وقتی برادرش رسید او هنوز نبض داشت، اما در راه بیمارستان و در آغوش برادرش بر اثر خونریزی جان سپرد.»

به گفته این فرد نزدیک به خانواده سجاد رحیمی، مراسم خاکسپاری با حضور ماموران امنیتی برگزار شد و ماموران فقط به خانواده درجه یک اجازه دادند بر سر مزار باشند. پیکر سجاد رحیمی در گلزار شهدای مرودشت به خاک سپرده شد.

این منبع نزدیک به خانواده سجاد رحیمی در ادامه گفت که پس از مراسم خاکسپاری نیز خانواده به‌شدت تحت فشارهای امنیتی و تهدید قرار گرفتند که در این‌باره اطلاع‌رسانی نکنند.


افزایش فشارهای امنیتی بر خانواده‌های بازداشت‌شدگان با هدف ممانعت از اطلاع‌رسانی

خانواده افراد بازداشت‌شده نیز مانند خانواده کشته‌شدگان از سوی نهادهای امنیتی و قضایی زیر فشار و تهدید هستند.

برخی از خانواده‌های بازداشت‌شدگان خبر ندارند که فرزندشان در چه وضعیتی و در کدام زندان یا بازداشتگاه نگهداری می‌شود. شرایطی که بنا بر قوانین بین‌المللی مصداق جرم «ناپدیدسازی قهری» است.

منابع مطلع در داخل ایران به صدای آمریکا گفته‌اند که نهادهای امنیتی و قضایی با روش‌های مختلفی از اطلاع‌رسانی خانواده‌ها جلوگیری می‌کنند؛ به برخی از خانواده‌ها وعده می‌دهند که اگر سکوت کنند، فرزندشان به زودی آزاد می‌شود. برخی دیگر را تهدید می‌کنند که اگر مصاحبه یا اطلاع‌رسانی کنند، فرزندشان اعدام می‌شود و به برخی دیگر نیز می‌گویند اگر سکوت نکنند، جان و امنیت سایر اعضای خانواده در خطر خواهد بود.

اطلاعاتی که به دست صدای آمریکا رسیده، حاکی است که زندان‌ها و بازداشتگاه‌ها فضا و امکانات کافی برای ده‌ها هزار معترض بازداشت‌شده را ندارند.

بازداشت‌شدگان در شرایط بهداشتی و غذایی نامناسبی به سرمی‌برند، برخی از آنان زخمی هستند و به پزشک و امکانات درمانی دسترسی ندارند، بیشتر بازداشت‌شدگان از تماس تلفنی و ملاقات با خانواده محروم‌ هستند، به خانواده‌ها اجازه انتخاب وکیل را نمی‌دهند و آنان را به فهرست وکلای مورد اعتماد قوه قضائیه ارجاع داده می‌دهند.

سازمان حقوق بشر ایران تعداد بازداشت‌شدگان اعتراضات ایران را بیش از ۴۰ هزار تن تخمین زده است.

از پرونده بازداشت‌شدگان اطلاعات چندانی منتشر نشده است، اما با توجه به اظهارات مقام‌های قوه قضائیه که معترضان را «محارب»، «تروریست» و «عوامل اسرائیل» خواندند، نگرانی‌ها بابت موج صدور احکام اعدام برای شماری از بازداشت‌شدگان افزایش یافته است.