لینکهای قابل دسترسی

خبر فوری
دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ ایران ۱۰:۱۱

نیویورکر درباره اودیسه نولان: اقتباس سینمایی خوب لزوما عکس‌برگردان ادبیات نیست

اودیسه کریستوفر نولان
اودیسه کریستوفر نولان

ریچارد برودی، منتقد سینمایی مجله «نیویورکر»، با بررسی فیلم «اودیسه» ساخته کریستوفر نولان، بحث قدیمی درباره نسبت سینما و ادبیات و معنای «وفاداری» در اقتباس سینمایی را مطرح کرده است، و می‌گوید ارزش یک اقتباس را نمی‌توان صرفاً با میزان پایبندی آن به متن اصلی سنجید.

برودی بحث را به فرانسوا تروفو و مقاله مشهور او در سال ۱۹۵۴ درباره سینمای فرانسه می‌کشاند. تروفو با رویکردی مخالفت می‌کرد که در آن فیلمنامه‌نویسان می‌کوشیدند برای بخش‌های ظاهراً «غیرقابل فیلم‌برداری» یک رمان معادل‌های سینمایی پیدا کنند. به نوشته برودی، تروفو اساساً وجود چنین محدودیتی را نمی‌پذیرفت و سینما را هنری مستقل و هم‌تراز ادبیات می‌دانست.

منتقد نیویورکر یادآوری می‌کند که اقتباس تقریباً به اندازه خود سینما قدمت دارد. آثار چارلز دیکنز، ناتانیل هاثورن، گوته، مولیر، امیل زولا، فیتزجرالد و بسیاری دیگر از نخستین دهه‌های سینما بارها به فیلم تبدیل شدند. در عین حال، بسیاری از آثار کلاسیک سینمایی نه از ادبیات فاخر، بلکه از رمان‌های عامه‌پسند، نمایشنامه‌ها، داستان‌های مجلات، و حتی گزارش‌های غیرداستانی سرچشمه گرفته‌اند.

فیلم «اودیسه» ساخته کریستوفر نولان
فیلم «اودیسه» ساخته کریستوفر نولان

برودی برای توضیح انواع اقتباس، پنج دسته پیشنهاد می‌کند: اقتباس نزدیک؛ اقتباس دور؛ حفظ «بدنه» و تغییر «موتور»؛ تغییر بدنه و حفظ موتور؛ و سرانجام اقتباسی که منبع اصلی در آن تقریباً غیرقابل تشخیص است. او «اودیسه» نولان را در دسته سوم قرار می‌دهد: فیلمی که رویدادهای متن را دنبال می‌کند، اما دیالوگ‌ها را از نو می‌نویسد، شخصیت‌ها و صحنه‌های جدید اضافه می‌کند، و روان‌شناسی و اخلاق شخصیت‌ها را تغییر می‌دهد.

به نوشته برودی، مسئله در نهایت فراتر از اقتباس ادبی است، زیرا تقریباً هر فیلم داستانی خودش نوعی اقتباس محسوب می‌شود: تبدیل فیلمنامه مکتوب به تصویر و صدا. او نمونه‌هایی از کارگردانان هالیوود، از هاوارد هاکس و نیکلاس ری تا گریگوری لا کاوا، ارائه می‌دهد که گاه فیلمنامه‌ها را هنگام فیلم‌برداری به‌ شدت تغییر می‌دادند.

برودی در پایان استدلال می‌کند که مسئله بنیادی اقتباس «آزادی» است. از نگاه او، آنچه اهمیت دارد تفسیر، شهود و دیدگاه شخصی فیلمساز نسبت به شخصیت‌ها و موقعیت‌های موجود است. همین آزادی باید شامل منتقد نیز بشود. نقد سینما، به تعبیر او، نباید اسیر «لفاظی» یا «وقار کاذب آکادمیک» شود. در این نگاه، اقتباس خوب نه نسخه تصویری یک کتاب، بلکه اثری است که منبع خود را به ماده خام یک آفرینش سینمایی مستقل تبدیل می‌کند.

همچنبن ببینید:
XS
SM
MD
LG