از زمان آغاز به کار، ترامپ، موضعی قاطع و بیابهام در قبال جمهوری اسلامی داشته است. او بارها تأکید کرده است: «آنها بههیچوجه نباید به سلاح هستهای دست پیدا کنند!» بر همین اساس، دولت آمریکا از اعمال تحریمهای گسترده گرفته تا اقدامهای نظامی و سیاست«فشار حداکثری» را احیا کرد و گسترش داد.
سال ۲۰۲۵ به یکی از سرنوشتسازترین سالها در روابط ایالات متحده و جمهوری اسلامی تبدیل شد؛ سالی که در آن دونالد ترامپِ جمهوریخواه در ماه ژانویه با بازگشت به کاخ سفید، جایگزین جو بایدنِ دموکرات شد. آنچه در ادامه رقم خورد، سالی آکنده از مذاکرات، تشدید تحریمها، اقدام نظامی مستقیم و افزایش فشار بر تهران بود.
مذاکرات
ترامپ از همان آغاز دور دوم ریاستجمهوری خود خواستار دستیابی به توافقی جدید با جمهوری اسلامی شد. او در دیدار ۴ فوریه با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، گفت که نمیخواهد وضعیت ایران به «نتیجهای فاجعهبار» ختم شود و علاقهمند است به یک «توافق بزرگ» دست یابد.
با وجود بازگرداندن سیاست فشار حداکثری، دولت آمریکا مسیر دیپلماسی را کاملاً مسدود نکرد. در ماه مارس، گزارشهای رسانهای حاکی از آن بود که ترامپ از طریق مقامهای اماراتی نامهای برای علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، ارسال کرده و در آن ضربالاجلی دوماهه برای دستیابی به توافقی جدید با واشنگتن تعیین کرده است.
مذاکرات هستهای در بهار آغاز شد، اما گفتوگوها به بنبست خورد؛ چرا که جمهوری اسلامی همچنان بر ادامه غنیسازی اورانیوم اصرار داشت؛ موضوعی که دولت ترامپ و اسرائیل اعلام کردند بههیچوجه آن را نخواهند پذیرفت.
اقدامات نظامی
مهمترین و چشمگیرترین تشدید تنشها در ماه ژوئن رخ داد. اسرائیل در ۱۳ ژوئن عملیات «طلوع شیران» را آغاز کرد و در جریان آن، تأسیسات هستهای و نظامی جمهوری اسلامی، فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و شماری از متخصصان ارشد برنامه هستهای بحثبرانگیز جمهوری اسلامی را هدف قرار داد. ترامپ اعلام کرد که این حملات یک روز پس از پایان مهلت ۶۰روزهای انجام شد که او برای رسیدن به توافق به تهران داده بود.
در جریان این درگیری ۱۲روزه، ایالات متحده با رهگیری پهپادها و موشکهای جمهوری اسلامی، به اسرائیل کمک کرد. در ۲۲ ژوئن، آمریکا با اجرای عملیات «چکش نیمهشب» بهطور مستقیم وارد درگیری شد و با استفاده از بمبافکنهای بی–۲ و شلیک بیش از ۳۰ موشک کروز تاماهاوک از یک زیردریایی کلاس اوهایو، تأسیسات هستهای جمهوری اسلامی را هدف قرار داد. جمهوری اسلامی در واکنش، موشکهایی را بهسوی پایگاه هوایی العدید آمریکا در قطر شلیک کرد که بنا بر اعلام واشنگتن، هیچ آسیبی به نیروهای آمریکایی وارد نکرد.
پس از حملات به تأسیسات هستهای جمهوری اسلامی، واشنگتن اعلام کرد که تهران حدود دو ماه تا ساخت سلاح هستهای فاصله داشته است. در جریان این درگیریها، ترامپ برای مدت کوتاهی موضوع تغییر رژیم را مطرح کرد، اما سپس گفت که چنین هدفی را دنبال نمیکند و تأکید کرد که مانع از هدف قرار گرفتن علی خامنهای توسط اسرائیل شده است.
تحریمها
ترامپ در ۴ فوریه، حدود دو هفته پس از آغاز ریاستجمهوری، با امضای یک یادداشت رسمی، سیاست فشار حداکثری را بهطور رسمی احیا کرد؛ یادداشتی که بهعنوان نقشه راه دولت آمریکا در قبال ایران عمل میکرد. در این سند بر جلوگیری از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هستهای یا موشکهای بالستیک قارهپیما، خنثیسازی شبکه نیروهای نیابتی، مقابله با تولید موشک و رساندن صادرات نفت جمهوری اسلامی به صفر تأکید شده بود. همچنین، تکمیل سازوکار ماشه و پیگرد افراد مرتبط با گروههای تروریستی مورد حمایت تهران نیز در این یادداشت تصریح شده بود.
در ماه اوت، بریتانیا، فرانسه و آلمان با حمایت آمریکا، با استناد به نقض توافق هستهای ۲۰۱۵ از سوی جمهوری اسلامی و گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی مبنی بر فراتر رفتن برنامه هستهای از نیازهای غیرنظامی، سازوکار ماشه را فعال کردند. این روند در ۲۷ سپتامبر به پایان رسید و تحریمهای گسترده سازمان ملل متحد بار دیگر برقرار شد. پس از آن، کشورهای اروپایی و ژاپن تحریمهای پیشین خود را از سر گرفتند و وزارت خزانهداری آمریکا اعلام کرد که همه اعضای سازمان ملل ملزم به اجرای این تحریمها هستند.
پس از تکمیل روند سازوکار ماشه، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، گفت که مسیر دیپلماسی همچنان باز است، اما تنها تحت شرایطی روشن؛ و افزود که جهان تهدید و اقدامات نیمبند را تحمل نخواهد کرد.
در سپتامبر، آمریکا دامنه تحریمها را گسترش داد و افراد و شرکتهایی را که در انتقال منابع مالی حاصل از قاچاق نفت ایران نقش داشتند، از جمله نهادهایی مستقر در امارات متحده عربی و هنگکنگ، هدف قرار داد. واشنگتن اعلام کرد که این درآمدها به سود سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و وزارت دفاع جمهوری اسلامی بوده است.
در ماه اکتبر، آمریکا تحریمهای گستردهای علیه بخش انرژی جمهوری اسلامی اعمال کرد و نزدیک به ۴۰ فرد، نهاد و شناور را که در صادراتی با درآمد صدها میلیون دلار برای حاکمیت نقش داشتند، تحریم کرد.
تحریمها در ماه نوامبر نیز ادامه یافت و آمریکا شرکت هواپیمایی یزد ایرویز و بیش از ۵۰ نهاد، فرد، شناور و هواپیمای مرتبط با آن را هدف قرار داد. در ماه دسامبر نیز واشنگتن از تحریم ۲۹ نفتکش مرتبط با آنچه «ناوگان شبح» جمهوری اسلامی خوانده شد، خبر داد.
اکنون در چه وضعیتی قرار داریم؟
منابع تنش همچنان پابرجاست. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در ماه نوامبر گفت که تهران بهطور فعال در حال غنیسازی اورانیوم نیست، زیرا تأسیسات غنیسازی آن هدف حملات آمریکا قرار گرفتهاند. با این حال، حاکمیت جمهوری اسلامی هنوز با کنار گذاشتن کامل برنامه غنیسازی اورانیوم موافقت نکرده است. یکی دیگر از عوامل تنش، ممانعت تهران از تلاش بازرسان نهاد ناظر هستهای سازمان ملل برای بررسی تأسیسات هستهای هدف قرارگرفته است. همچنین سرنوشت دقیق ذخایر اورانیوم غنیشده جمهوری اسلامی، که حدود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد برآورد میشود، همچنان نامشخص است.
اسرائیل پیشتر اعلام کرده است که اجازه نخواهد داد جمهوری اسلامی برنامههای هستهای و موشکی خود را احیا کند.
گزارشهای بعدی حاکی از آن است که جمهوری اسلامی تلاش دارد برنامه موشکی خود را که در جریان جنگ ۱۲روزه بهشدت آسیب دیده بود، دوباره فعال کند. در ماه دسامبر، دونالد ترامپ هشدار داد که اگر جمهوری اسلامی بدون دستیابی به توافق بخواهد برنامه موشکی خود را احیا کند، ایالات متحده میتواند آن را به همان سرعتی نابود کند که برنامه هستهای جمهوری اسلامی را هدف قرار داد. در همان ماه، واشنگتن فشارها بر ونزوئلا، متحد جمهوری اسلامی، را نیز افزایش داد؛ از جمله با توقیف یک نفتکش که در نقض تحریمها نقش داشت.
این سال در حالی به پایان رسید که ارزش پول ملی ایران بهشدت سقوط کرد و نرخ دلار آمریکا به مرز یک میلیون و ۴۰۰ هزار ریال نزدیک شد؛ امری که بهروشنی نشاندهنده تأثیر اقتصادی بازگشت سیاست فشار حداکثری است.