لینکهای قابل دسترسی

خبر فوری
جمعه ۱ اسفند ۱۴۰۴ ایران ۱۷:۲۶

دیدگاه | عربستان در برابر امارات: دیگر بحران خلیج فارس

استقبال رئیس جمهوری آمریکا از ولیعهد عربستان سعودی
استقبال رئیس جمهوری آمریکا از ولیعهد عربستان سعودی

نشریه «نشنال اینترست» در مقاله ای نوشته محمد ایوب با عنوان «عربستان در برابر امارات: دیگر بحران خلیج فارس» می‌نویسد:

تحلیلگران سرگرم ارزیابی احتمال حمله آمریکا به جمهوری اسلامی در ایران و ترسیم پیامدهای احتمالی آن هستند. با این حال، بحران دیگری در خلیج فارس در حال شکل‌گیری است که احتمالاً زودتر از آن چه تصور می‌شود فوران خواهد کرد.

محمد ایوب، استاد بازنشسته روابط بین‌الملل در دانشگاه ایالتی میشیگان، می‌گوید که این بحران می‌تواند این منطقه انرژی‌خیز را بی‌ثبات کند و پیامدهای مهمی برای سیاست آمریکا داشته باشد.

به نوشته این پژوهشگر ارشد «مرکز سیاست جهانی»، «تا همین اواخر، بیشتر ناظران سیاست در خلیج فارس بر این باور بودند که عربستان سعودی و امارات در هماهنگی با واشنگتن برای مهار جمهوری اسلامی ایران و نیروهای نیابتی آن در منطقه و حفظ تعادل در تولید و قیمت نفت همکاری می‌کنند. پس از قدرت‌گیری محمد بن سلمان، ولیعهد، در عربستان و تثبیت قدرت شیخ محمد بن زاید به‌عنوان حاکم ابوظبی و رئیس امارات، این دو کشور به نظر می‌رسید که همگرایی کم‌نظیری در اولویت‌های سیاست خارجی دارند.»

نویسنده کتاب «آیا خاورمیانه فروخواهد پاشید؟» می‌گوید: «با این حال، در پس این همبستگی، هر دو کشور همزمان برنامه‌های بلندپروازانه‌ای را برای تنوع‌بخشی اقتصادی و ابتکارات گسترده سیاست خارجی دنبال می‌کنند که به‌مرور آن‌ها را در مسیرهای واگرا قرار داد. اگرچه روابط رسمی دیپلماتیک همچنان قوی است و رهبران دو کشور کانال‌های ارتباطی خود را حفظ کرده‌اند، اما بنیان‌های ساختاری شراکت سعودی-اماراتی تضعیف شده است. تحلیلگران اکنون این رابطه را نه یک اتحاد، بلکه «رقابتی مدیریت‌شده» توصیف می‌کنند.»

بحران عربستان و امارات
بحران عربستان و امارات

مولف کتاب «چهره‌های گوناگون اسلام سیاسی» معتقد است: «پس از سال ۲۰۱۵، هر دو کشور دگرگونی‌های عمیق داخلی را تجربه کردند. عربستان سعودی برنامه چشم‌انداز ۲۰۳۰ را آغاز کرد؛ طرحی بلندپروازانه برای فاصله گرفتن از اقتصاد نفتی، جذب سرمایه‌گذاری خارجی و تبدیل ریاض به یک مرکز تجاری جهانی.»

او ادامه می‌دهد: «همزمان، امارات مدل دیرینه خود به‌عنوان مرکز فوق‌متصل تجارت و خدمات را، به‌ویژه با تمرکز بر دبی و ابوظبی، تعمیق بخشید. در ابتدا این مسیرها مکمل به نظر می‌رسیدند، اما سال ۲۰۲۰ تناقض‌های میان دو چشم‌انداز آشکار شد. هر دو کشور در پی جذب دفاتر منطقه‌ای شرکت‌های چندملیتی، تبدیل‌شدن به قطب‌های اصلی ترافیک هوایی جهانی و ایفای نقش کریدورهای لجستیکی میان اروپا، آسیا و آفریقا بودند.»

نویسنده کتاب «از امنیت منطقه‌ای تا روابط بین‌الملل جهانی: یک سفر فکری» با اشاره به تحولات سال‌های ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۲ می‌نویسد تنش اقتصادی زمانی آغاز شد که «عربستان اعلام کرد قراردادهای دولتی تنها به شرکت‌های خارجی اعطا می‌شود که دفتر منطقه‌ای خود را به خاک عربستان منتقل کنند. این اقدام به‌طور گسترده به‌عنوان چالشی مستقیم علیه دبی تلقی شد که سال‌ها پایگاه اصلی شرکت‌های چندملیتی در خاورمیانه بود. امارات این سیاست را تضعیف‌کننده مزیت رقابتی خود در امور مالی، لجستیک و خدمات تجاری دانست. عربستان به‌وضوح قصد خود را برای پیشی‌گرفتن از امارات به‌عنوان مرکز مالی اصلی خلیج فارس اعلام کرد.»

«همچنین تأسیس ریاض ایر و توسعه چندمیلیارددلاری فرودگاه‌های عربستان سعودی به‌طور آشکار برای رقابت با خطوط هوایی امارات، اتحاد و فلای‌دبی طراحی شده است. هدف عربستان تبدیل ریاض و جده به ابرقطب‌های هوانوردی است که آسیا، اروپا و آفریقا را به هم متصل کنند؛ نقشی که پیش‌تر عمدتاً در اختیار دبی بود.»

ویراستار کتاب «ارزیابی جنگ علیه ترور» در باره بروز اختلافات میان عربستان و امارات در حوزه امنیت منطقه‌ای نمونه هایی را بر می‌شمرد: «بارزترین نمونه این واگرایی در یمن دیده شد... این تنش‌ها زمانی آشکارتر شد که شورای انتقالی جنوب مورد حمایت امارات دستاوردهای ارضی قابل‌توجهی در جنوب یمن به دست آورد. عربستان برای معکوس‌کردن این روند مستقیماً مداخله کرد و حتی محموله‌های تسلیحاتی امارات را هدف قرار داد. سپس امارات اعلام کرد که از صحنه یمن خارج می‌شود و همکاری مشترک دو کشور در این پرونده عملاً فروپاشید.»

«اما یمن تنها عرصه رقابت نیست. امارات روابطی قوی با اسرائیل در حوزه‌های راهبردی و اقتصادی برقرار کرده است، در حالی که عربستان، با وجود ارتباطات پنهانی، نسبت به عادی‌سازی علنی روابط محتاط است؛ زیرا این امر می‌تواند به جایگاه رهبری آن در جهان عرب و اسلام آسیب بزند.»

محمد ایوب همچنین ریشه‌های اجتماعی اختلافات را تشریح می‌کند:

«حدود ۹۰ درصد جمعیت امارات را اتباع خارجی تشکیل می‌دهند، در حالی که این نسبت در عربستان حدود ۴۲ تا ۴۴ درصد است. بنابراین، امارات نگرانی چندانی از واکنش داخلی نسبت به روابط با اسرائیل ندارد، اما عربستان باید نسبت به افکار عمومی و جایگاه نهاد مذهبی وهابی حساس باشد.»

دیگر اختلاف دو کشور از منظر سیاست خارجی بر سر سودان است:

«عربستان همراه با مصر از دولت نظامی سودان حمایت می‌کند، در حالی که گزارش‌هایی وجود دارد مبنی بر اینکه امارات به‌طور پنهانی به نیروهای واکنش سریع کمک تسلیحاتی کرده است... عربستان از دولت‌های به‌رسمیت‌شناخته‌شده حمایت می‌کند، در حالی که امارات تمایل دارد با شبه‌نظامیان و گروه‌های شورشی همکاری کند، به‌ویژه اگر دسترسی به بنادر را تضمین کنند.»

«در قبال ایران نیز رویکردها متفاوت بوده است. عربستان تا همین اواخر جمهوری اسلامی ایران را تهدید اصلی می‌دانست، در حالی که امارات با داشتن جمعیت ایرانی قابل‌توجه، به‌ویژه در دبی، روابط دیپلماتیک و اقتصادی عملگرایانه‌ای را با تهران حفظ کرده است. توافق عادی‌سازی روابط عربستان و ایران در سال ۲۰۲۳ با میانجیگری چین تغییر مهمی بود، اما بی‌اعتمادی همچنان باقی است.»

نویسنده در پایان می گوید: «با وجود افزایش تنش‌ها، هیچ‌یک از دو کشور تمایلی به گسست کامل روابط ندارند، زیرا به‌لحاظ اقتصادی به یکدیگر وابسته‌اند و دغدغه‌های امنیتی مشترکی دارند؛ از جمله مقابله با جنبش‌های اسلام‌گرا مانند اخوان‌المسلمین. همچنین هر دو به تضمین‌های امنیتی آمریکا متکی‌اند... قطب‌بندی ایدئولوژیک عامل اصلی این رقابت نیست؛ بلکه اختلاف بر سر منافع مادی است که رقابت را قابل‌مدیریت‌تر می‌کند.»


*نظرات و دیدگاه‌های مطرح شده در این مقاله الزاما بازتاب‌دهنده موضع صدای آمریکا نیست

XS
SM
MD
LG