در حالی که جمهوری اسلامی این روزها، در اوج درگیری خود با ایالات متحده و کشورهای عربی همجوار به سر میبرد، گروه فلسطینی حماس در سیاستی متفاوت اعلام کرد که «به فرمولی برای خلع سلاح خود و دیگر گروههای فلسطینی در غزه» رسیده است.
این تصمیم که در شهر علَمین مصر، بعد از یک دوره طولانی از مذاکرات به دست آمد، قرار است در صورت اجرایی شدن فرآیند خلع سلاح، در عرض ۱۴ روز کل عملیات تحویل سلاح حماس به پایان برسد.
در این میان، حماس برای خلع سلاح خود چند شرط گذاشته است که از جمله آنها ورود کمیته ملی اداره آینده غزه به نوار غزه، حضور و آغاز کار نیروهای بینالمللی حافظ صلح در غزه، اجرای بندهای باقیمانده توافقهای شرم الشیخ و روشن شدن حق تعیین سرنوشت برای فلسطینیها میباشند.
همچنین فرآیند خلع سلاح باید شامل سلاحهای سنگین، مراکز تولید آن، انبارهای ذخیرهسازی سلاح و تونلها را در بر بگیرد.
مرحله خلع سلاح حماس و دیگر گروههای مسلح فلسطینی در غزه، از مهمترین اصول «طرح صلح ترامپ برای غزه» است، که بدون آن، فرآیند صلح غزه تنها در موضوع آتشبس در جا زده، و وارد مرحله دوم نمیشود.
از زمان برقراری آتشبس غزه در ۱۸ مهر ۱۴۰۴ به این سو، همه منتظر چگونگی اجرایی شدن خلع سلاح حماس و دیگر گروههای فلسطینی بودند، تا مراحل بعدی «طرح صلح پرزیدنت ترامپ» از جمله تعیین کمیته تکنوکراتهای اداره آینده غزه، و عقبنشینی تدریجی اسرائیل کامل شود.
طرح خلع کامل سلاح حماس و دیگر گروههای فلسطینی در غزه، توسط «هیئت صلح غزه» ارائه شده بود، و اکنون حماس با میانجیگری کشورهای مهم منطقه چون مصر و ترکیه با آن موافقت کرده است.
این طرح پیشبینی میکند که سلاحهای سنگین باقیمانده حماس فهرستبندی شده و تحت نظارت نهادهای فلسطینی نگهداری شوند؛ اقدامی که میتواند مهمترین مانع بر سر راه پیشبرد ابتکار صلح مورد نظر پرزیدنت ترمپ برای غزه را برطرف کند.
نهادهای مورد نظر فلسطینی، نهادهایی هستند که براساس دستورالعمل طرح ۲۰ مادهای صلح پرزیدنت ترامپ، بوجود میآیند، و زیر نظر «هیئت صلح غزه» عمل میکنند. شکل و عمل این نهادها، جایی برای تأویل و تفسیر ایدئولوژی جمهوری اسلامی باز نمیگذارد.
در این میان، حماس با قبول خلع سلاح کامل خود، راه خود را از جمهوری اسلامی جدا کرد، و به کشورهای میانهرو عربی، شورای همکاری و چتر حمایتی ایالات متحده در سطح بینالمللی، نزدیک میکند. حتی رهبری جدید خلیل الحیه که گفته میشود به جمهوری اسلامی خیلی نزدیک است، شتاب مسیر دور شدن گروههای مسلح فلسطینی از جمهوری اسلامی را نتوانست به نفع رژیم ولی فقیه تغییر دهد.
قبول خلع سلاح کامل از سوی حماس، چند واقعیت را در برابر جمهوری اسلامی قرار میدهد:
۱- حماس دیگر آن نیابتی نیست که مانند حزبالله در لبنان، یا کتائب حزبالله در عراق، با اوامر فرماندهان سپاه حرکت کند، و یا سرنوشت خود را کاملا به سرنوشت جمهوری اسلامی گره بزند. حماس با قبول خلع سلاح کامل، به ارزیابیهای خود از اوضاع جاری متکی است، و به منافع ذاتی خود فکر میکند، تا سوگیری که جمهوری اسلامی در برابر آن قرار میدهد.
۲- حماس به جمهوری اسلامی تنها از زاویه دریافت سلاح و پول نگاه میکند، و در مرحله پیش رو ممکن است سیاست دریافت پول از جمهوری اسلامی را ادامه دهد. اما تصمیمهای استراتژیک خود را به جمهوری اسلامی نخواهند فروخت.
برخی فلسطینیها معتقدند، افرادی مانند یحیی سنوار یا اسماعیل هنیه، در عملیات ۷ اکتبر، تصمیمهای استراتژیک فلسطینیها را به علی خامنهای فروختند، و مردم غزه تاوان آن را دادند. با این تجربه، دیگر کسی حاضر نیست در رکاب جمهوری اسلامی، چیزی را به رژیم ویرانگر ولی فقیه بفروشد.
۳- دورنمای آینده غزه در نگاه حماسیها بر همکاری با کشورهای مهمی چون مصر و ترکیه، همراهی با کشورهای حوزه خلیج فارس و قبول پروژههای سرمایهگذاری آمریکا ساخته میشود، موضوعی که رقابت بر سر آن اکنون در میان لبنانیها، سوریها و حتی عراقیها آغاز شده، و فلسطینیها برای پیوستن به آن، باید از جمهوری اسلامی دور شوند.
هر چند مسیر خلع سلاح کامل گروههای مسلح فلسطینی در غزه، راه همواری نیست، و ممکن است هزار و یک مشکل در طی آن، ظاهر شود، اما امیدهای زیادی را برای پشت سر گذاشتن مرحله دردناک فعلی برانگیخته، و پرزیدنت ترامپ آن را یک «اقدام تاریخی» توصیف کرده است.
* نظرات و دیدگاههای مطرح شده در این مقاله الزاما بازتابدهنده موضع صدای آمریکا نیست.