لینکهای قابل دسترسی

شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۶ ایران ۰۰:۵۵

روزی که به دوستان گفتم می خواهم مقاله هائی زیر عنوان مشترک «نامه ای از آمریکا» بنویسم، و از شیفتگی ام به این کشور بگویم، یکی از آنها گفت: هزار حرف درباره ات خواهند زد که نوکر آمریکائی و داری مجیز آمریکائی ها را می گوئی و چشم بر معایب جامعه آمریکائی بسته ای و از این حرف ها.


حال بگذار توی چشم همه آنها نگاه کنم و بگویم که اینجا بهترین سرزمین دنیاست. تمدن بشری در اینجا به مرزهای تازه ای رسیده. هر روز می بینیم که می شود از آمریکا، سیاست هایش ، فرهنگش و ویژگی های اجتماعیش انتقاد کرد(این کار در خود آمریکا هم یک ورزش ملی است!) اما نمی شود منکر عظمت، استثنائی بودن و جنبه های ستایش کردنی این مملکت شد.روزی نیست که ده ها دلیل بزرگ و کوچک بر این مدعا به دست و چشم نیاید.

روز پنجشنبه ۳۱ مه، شهر واشنگتن پایتخت آمریکا شاهد رویداد جالبی بود که بعضی از رادیو تلویزیون ها و روزنامه های این شهر از آن با صفت «تاریخی» یاد کردند.


بر اساس سنت کاخ سفید، پرزیدنت باراک اوباما،سلف خود پرزیدنت جورج بوش و همسرش لورا را به واشینگتن دعوت کرد تا بیایند و از پرتره های رسمی خود در کاخ سفید پرده بردارند.

رسم است که تا وقتی کسی رئیس جمهوری آمریکاست، عکس رسمی او به دیوار است. اما هنگامی که دوره ریاست جمهوریش به پایان آمد یا به هر دلیلی کنار رفت، یک نقاشی رنگ روغن نفیس، از او و بانوی اول پیشین تهیه می شود و به دیواری در کاخ سفید آویخته می شود.


همه پرتره های رسمی زوج های اول آمریکا، متعلق به «موزه ملی پرتره» است که به رسم امانت در کاخ سفید نگهداری می شوند.


در مراسم پرده برداری از پرتره رسمی جورج دبلیو.بوش و همسرش در کاخ سفید، به میزبانی باراک اوباما ، همه اعضای خانواده بوش، از جمله رئیس جمهوری پیشین، جورج واکر بوش (پدر جورج دبلیو) و اعضا و همکاران دولت بوش ، حضور داشتند. دولتیان کنونی و همکاران اوباما هم بودند.


اوباما و همسرش، با تواضع و ادب ازخانواده بوش استقبال کردند و مقدم آنان را به خانه پیشینشان گرامی داشتند. جورج بوش و لورا هم با گشاده روئی،و احترامی که شایسته رئیس جمهوری است با اوباما و همسرش برخورد کردند.


در تالاری که به برگزاری مراسم اختصاص داده شده بود، هر دو پرزیدنت بوش، با احساسات گرم و کف زدن های طولانی َ ایستاده حاضران روبرو شدند.

پیش از پرده برداری از پرتره ها، اوباما و بوش سخنان کوتاهی خطاب به یکدیگر و حاضران گفتند. و از آنجا که هر دو بذله گوهستند و شوخ، سخنانشان سرشار از لطف بود و طنز و متلک های مؤدبانه. همه می دانند که این دو از نظر سیاسی نقطه مقابل هم هستند .


اوباما،اما در حرفهای کوتاهش بیشتر از تجربیات مشترکش با بوش، مثل زندگی در کاخ سفید و فشار کار ریاست جمهوری «که موهای مراخیلی سفیدتر کرده» گفت و از تلاش صمیمانه خانواده بوش به هنگام پیروزی او در انتخابات و برآمدن از پس دردسرهای انتقال قدرت تشکر کرد. اوباما همچنین در جدی ترین بخش سخنانش گفت« ممکن است ما از نظر سیاسی با هم اختلاف داشته باشیم ، اما جایگاه ریاست جمهوری بالاتر از این هاست.»


پرزیدنت بوش هم بسیار دلپذیر بود. از جمله وقتی که گفت «خوشحالم که با این تابلو در کاخ سفید تعادلی ایجاد می شود. پرتره رئیس جمهوری ها با یک جورج دبلیو (جورج واشینگتن) شروع می شود و با یک جورج دبلیو(خود او) تمام می شود.» و بویژه وقتی به شوخی خطاب به اوباما گفت« از این به بعد هر وقت از برابر این تابلو می گذری و باید تصمیم مهمی بگیری ، به چهره من نگاه کن و از خود بپرس: اگر جورج به جای من بود، چه می کرد؟»


سپس بانو بوش و بانو اوباما سخنان محبت آمیزی نثار یکدیگر، حاضران و مردمی که از تلویزیون مراسم را می دیدند کردند. لورابوش گفت: «هرکدام از ما که به این خانه اسباب کشی می کنیم می دانیم که اینجا خانه موقت ماست. ما مستاجریم. صاحبخانه ملت آمریکاست و ما باید به زودی خانه را به دیگری بسپاریم.» و میشل اوباما در پایان گفتار کوتاه خود، حاضران را به صرف ناهار دعوت کرد.


کجای دنیا را می شناسید که در آن با این همه اختلاف عقیده سیاسی و ایدئولوژیک، و این همه رقابت و مبارزات سخت بر سر رسیدن به این مقر قدرت، چنین مجلسی در آن برپا شود و چنین صحنه ها ودیدارهائی در برابر چشم جهانیان شکل بگیرد؟ یادتان هست ساحل عاج را که رئیس جمهوریش پس از شکست خوردن از نخست وزیر پیشین، از پذیرفتن نتیجه انتخابات خودداری کرد که به جنگ داخلی دهشتباری با هزاران کشته و زخمی و بی خانمان انجامید، و عاقبت هم با حمله سربازان بومی و فرانسوی ، آقای لوران باگبو را با زیرشلواری دستگیر کردند و بردند؟ یا تایلند را که در جنگ نخست وزیرانش نیمی از پایتخت ویران شد. یا لبنان که جز با آدمکشی و ویرانی و ترور، قدرت هیچوقت دست به دست نمی شود. در مالی که همین دو سه هفته پیش مردم ریختند به کاخ ریاست جمهوری، و کسی را که خودشان با التماس به عنوان رئیس جمهوری موقت گذاشته بودند تا انتخابات برگزار شود به قصد کشت کتک زدندو بعد در برابر دوربین تلویزیون ها روی مبلهای کاخ به استراحت پرداختند، یا درلیبی و تونس وسودان و کوبا وونزوئلا و...


محاکمه حسنی مبارک را در قاهره دیدید؟ مردی هشتاد ساله و مبتلا به سرطان را به حبس ابد محکوم کردند. ولی نامزد پیشرو ریاست جمهوری که جای مهر نمازش بر پیشانی، برجسته ترین امتیاززندگیش است، می گوید اگر انتخاب شود مبارک را بار دیگر محاکمه خواهد کرد. مسلماً نه برای این که تبرئه اش کند.


می گوئید در اروپا از این خبرها نیست؟ نگاهی به اوکراین بیندازید که بانوی زیبائی که نخست وزیر بود، حالا در زندان است، نگهبانان کتکش زده اند و گویا تجاوزکی هم به این قهرمان انقلاب نارنجی کرده اند.

در گرجستان چیزی نمانده است قهرمان یک انقلاب مردمی دیگر را تکه پاره کنند. در یونان رقبا از تشکیل یک حکومت سرهم بندی شده ائتلافی عاجزند، در لیبی و ایران و پاکستان عراق و بسیاری جاهای دیگر هم که معمولاً به جای پرتره رسمی ، عکس جسد رهبر پیشین در پزشکی قانونی منتشر می شود. یا اگر بخت یار طرف بوده باشد، عکسش درتبعید و دربدری. آیا آمریکا در تاریخ تمدن، پدیده ای استثنائی نیست؟


و اما داستان کشیده شدن تابلوهای پرتره رسمی رئیس جمهوری های پیشین.

نقاش این چهره ها را خود رئیس جمهوری بازنشسته و همسرش انتخاب می کنند. از لحظه پایان دوره زمامداری، نقاش ها، مدیران گالری ها، اطرافیان رئیس جمهوری پیشین، دوستان و افراد خانواده او تلاش برای انتخاب نقاش مورد نظر خود را نزد رئیس جمهوری آغاز می کنند. وقتی نقاش انتخاب شد، قرار برای نشستن زوج ریاست جمهوری به عنوان مدل در برابر نقاش گذاشته می شود. دستمزد نقاش را هم خود رئیس جمهوری پیشین، می پردازد و پشیزی از پول مالیات ملت در این راه خرج نمی شود.


پرزیدنت جورج بوش و همسرش، «جان هاوارد آستن» زاده شهر آستین تگزاس را برای کشیدن پرتره های خود انتخاب کردند. او بنیان گذار «انستیتوی پرتره» و مربی نقاشی در«لیگ هنرجویان نیویورک» بوده است.


ویلیام سیل، ویراستار کتاب «تاریخ کاخ سفید» مجموعه پرتره های این کاخ را«روزنه هائی به تاریخی طولانی» می خواند که توصیف گویائی است.


نظر شما

نمایش نظرات

XS
SM
MD
LG