لینکهای قابل دسترسی

پنجشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۶ ایران ۱۳:۲۸

«اعزام نیرو»، روایتی از اعماق جنگ و برنده جایزه ملی کتاب آمریکا


فیل کلی، نویسنده کتاب «اعزام نیرو» برنده جایزه ملی کتاب ۲۰۱۴

از کتاب: سعی می کنی به وطنت فکر کنی بعد می بینی توی شکنجه خانه ای. پسرعقب افتاده را توی قفس می بینی. مثل مرغ قدقد می کرد. سرش به اندازه نارگیل کوچک شده بود. مدتی طول می کشد تا یادت بیاید که داک گفته بود توی کله اش جیوه خالی کرده اند و تازه بازهم به نظرت بی معنی می آید.

توماس ریکس در فارین پالیسی نوشته است: «اگر در عراق خدمت کرده اید یا می خواهید بدانید عراق برای بسیاری از مردم چگونه بود، بر شماست که کتاب «اعزام نیرو» نوشته فیل کلی را بخوانید».

و دکستر فلکینز، منتقد نیویورک تایمز، «اعزام نیرو» را «تاکنون بهترین کتاب درباره آنچه جنگ بر سر روح انسان ها می آورد»، معرفی کرده است.

این کتاب که برنده جایزه ملی کتاب ۲۰۱۴ شده است، مجموعه ای از داستان های کوتاه است که با روایت اول شخص حکایت می شود.

فیل کلی، نویسنده کتاب، در مراسم دریافت این جایزه پرافتخار که در نیویورک برگزار شد گفت: «به نظرم هیچ گفت و گویی مهم تر از این نیست. جنگ آن قدر عجیب است که نمی شود به تنهایی به آن پرداخت. ..از همه کسانی که این کتاب را انتخاب کردند، خواندند و برآن شدند به این گفت و گو بپیوندند متشکرم».

رادیوی ان پی آر، رادیوی ملی مردمی آمریکا، در معرفی این کتاب گفت این کتاب در نهایت تأملاتی بر جنگ است و نیز بر مسئولیتی که همه مردم، به ویژه شهروندان عادی، در قبال آن دارند.

فیل کلی توانست با کتاب «اعزام نیرو» بر مریلین رابینسون، یکی از معروف ترین نویسندگان زنده، پیشی بگیرد. کتاب های امیلی سنت جان مندل، آنتونی دوئر و ربیح علم الدین از جمله نامزدهای دیگر برای این جایزه بودند.

به نوشته وب سایت «بنیاد ملی کتاب»، این کتاب خوانندگان را به خطوط جبهه جنگ در عراق و افغانستان می برد و از ما می خواهد بفهمیم در آنجا چه گذشت و بر سر سربازانی که بازگشتند چه آمد. شخصیت های داستان های این کتاب، درگیر با احساساتی چون سبعیت و ایمان، جنایت و ترس، نومیدی و بقا، می کوشند از درون آشوب و هرج و مرج راهی به معنا بیابند.

به نوشته «بنیاد ملی کتاب»، در کتاب«اعزام نیرو»، سربازی که بایست به سگ ها تیراندازی می کرد زیرا گوشت جنازه هارا می خوردند، باید یادبگیرد که چگونه به خانه وزندگی حومه شهرش و به میان مردمی بازگردد که «نمی دانند فلوجه کجاست، و نمی دانند سه عضو جوخه ات در کجا مردند». در داستان «گزارش پس از عملیات»، یک گروهبان باید کفاره قتلی را که مرتکب نشده پس دهد تا بار را از دوش بهترین دوستش بردارد. در «سرباز مسئول مرده شوی خانه» راوی از تجربه های خود در گردآوری تکه پاره های بدن سربازان آمریکایی و نیزعراقی سخن می گوید. یک کشیش درک خود را از مسیحیت، و توان مذهب را در تسکین و تسلا بخشی، در برابر اقدام های یک سرهنگ سبع می سنجد. و در کمدی سیاه «پول درمقام نظام تسلیحاتی» به یک افسر جوان خدمات خارجی ماموریت داده اند که با آموزش بیس بال به عراقی ها، به آنان در بهبود زندگی شان یاری کند. این داستان ها ترکیب بغرنج یک نواختی، بوروکراسی، رفاقت و خشونت را،که بر زندگی روزانه سربازان در جنگ حاکم است، آشکار می کند؛ و انزوا، ندامت، و یاسی را که همراه سرباز بازگشته به وطن است، نشان می دهد.

«بنیاد ملی کتاب»می نویسد: «اعزام نیرو» در سنت ادبیات جنگی به کتابی کلاسیک بدل خواهدشد. فیل کلی ویرانگری نمایان دو جهانی را که هر سرباز در آن می زید، از خلال کشورها و قاره ها، نشان می دهد: جهان افراط گری ها و جهان نابودی ها. این کتاب که با تیزبینی واقع گرایانه و عواطف عمیق خیره کننده نوشته شده، فیل کلی را به عنوان یکی از با استعداد ترین صداهای نسل خود معرفی می کند.

برشی از کتاب

«به سگ ها شلیک کردیم. سهوی نبود. از قصد می کردیم. و اسمش را «عملیات اسکوبی» گذاشته بودیم. من خودم [در طالع بینی] یک سگم. و همین خیلی مرا به فکر می انداخت.

اولین بار غریزی بود. رفتن اولیری را می شنوم. «وای خدا». یک سگ قهوه ای لاغر دارد خون سر می کشد. درست مثل این که از یک کاسه آب بخورد. خون آمریکایی نبود اما بالاخره این سگ دارد خون سر می کشد. و گمان می کنم که این دیگر آخر خط بود. و بعد دوران عملیات سگ کشی آغاز شد.

موقع عمل، به اش فکر نمی کنی. به این فکر می کنی چه کسی در آن خانه است، چه سلاحی دارد، چه طوری می خواهد تورا بکشد، رفقایت را بکشد. چهارراه به چهار راه می روی. با تفنگ هایی که تا ۵۵۰ متری را هدف می گیرند می جنگی. و در ساعت پنج داری آدم ها را در یک قوطی سیمانی می کشی.

فکرکردن به اینها مال بعد است. موقعی که به ات وقت داده اند. ببین، این یک پس کمانه گلوله نیست که مستقیم از میدان جنگ به مرکز خرید جکسون برگردد. وقتی کار انتقالمان تمام شد ما را درتی کیو ( پایگاه هوایی التقدم) گذاشتند. یک پایگاه هوایی در دل بیابان. و گذاشتند که خودمان را شل بدهیم. نمی دانم منظورشان چی بود. شل دادن. ما فکر کردیم منظورشان این است که زیر دوش خودمان را تکان بدهیم، سیگار پشت سیگار دود کنیم، و ورق بازی کنیم. بعد ما را بردند به کویت و در یک هواپیمای مسافری گذاشتند وبه وطن برگرداندند.

مشکل این است که فکرها با نظم مستقیم به سرت نمی آیند. فکر نمی کنی که مثلا خوب من این کار را کردم، بعد این یکی، بعد شماره ۳ و بعد شماره ۴. سعی می کنی به وطنت فکر کنی بعد می بینی توی شکنجه خانه ای. توی رخت کن تکه های بدن انسانی را می بینی و پسرعقب افتاده را توی قفس می بینی. مثل مرغ قدقد می کرد. سرش به اندازه نارگیل کوچک شده بود. مدتی طول می کشد تا یادت بیاید که داک گفته بود توی کله اش جیوه خالی کرده اند و تازه بازهم به نظرت بی معنی می آید.

چیزهایی را می بینی که وقتی نزدیک بود بمیری، دیدی. تلویزیون شکسته و جنازه حاجی. الخولتس غرقه در خون. سرگرد پشت رادیو.

کوشیدم به چیزهای دیگر فکر کنم. مثلا به زنم، شریل. پوستش روشن است و روی بازوهایش موهای سباه نرم دارد. ازشان خجالت می کشد اما نرمند. نازکند.

اما از فکر کردن به شریل احساس گناه کردم. و به گروهبان هرناندز، به سرجوخه اسمیت، و به الخولتس فکر کردم. من و الخولتس مثل دو برادر بودیم. یکی دوهفته بعد الخولتس از دیوار بالا می رود، شورشی از پنجره او را می بیند، و وقتی که به وسط راه رسیده از پشت بهش تیر می زند.

و من دارم به اینها فکر می کنم. دارم آن عقب افتاده را می بینم. و آن دختر را، و دیواری که الخولتس رویش مرد. اما نکته اینجاست که من خیلی زیاد، واقعا خیلی زیاد، به آن سگ های لعنتی فکر می کنم...»

درباره نویسنده

فیل کلی فارغ التحصیل کالج دارتماوٍث و عضو پیشین نیروی دریایی آمریکاست. او از ژانویه ۲۰۰۷ تا فوریه ۲۰۰۸ به عنوان افسر روابط عمومی در استان الانبار در عراق خدمت کرد. پس از پایان ماموریت به کالج هانتر رفت و فوق لیسانس گرفت. داستان «اعزام نیرو»ی او ابتدا در مجله گرانتا منتشر شد و سپس جزو مجموعه « شلیک کن و فراموش کن: داستان های کوتاه از جنگی طولانی» به چاپ رسید. نوشته های او در نیویورک تایمز، واشنگتن پست، گرانتا، وال استریت جورنال، نیوزویک، تین هاوس، و نشریات دیگر منتشر شده است.

او در سال ۲۰۱۴ نفر پنجم از ۳۵ عضو افتخاری بنیاد ملی کتاب معرفی شد و اولین کتاب او، مجموعه داستان «اعزام نیرو»، جایزه ملی کتاب درزمینه داستان نویسی را به دست آورد.

XS
SM
MD
LG